توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : انگل شناسی
marmulake bala
14-10-2008, 07:20 PM
اوریون یک بیماری عفونی سیستمیک است که توسط ویروس اوریون که از خانواده paramyxovirus است، ایجاد میشود. اوريون يك بيماري ويروسي مسري و خفيف كه باعث تورم دردناك غدد پاروتيد (غدد بزاقي واقع بين گوش و فك) ميشود. ساير اعضا از قبيل بيضه، تخمدان، پانكراس، **********، مغز و پرده پوشاننده مغز نيز گاهي درگير ميشوند. اين بيماري در هر سني ميتواند بروز كند ولي شايعترين سن بروز آن در كودكان ۱۲-۲ ساله است. حدود ۱۰% بزرگسالان نيز مستعد ابتلا به اوريون ميباشند.
علايم شايع اوريون بدون عارضه :
التهاب، تورم و درد غدد پاروتيد. غدد مزبور در لمس سفت بوده و دردشان با جويدن يا بلع تشديد مييابد.
تب - سردرد - گلو درد
ساير علايم همراه با موارد عارضهدار اوريون :
تورم دردناك بيضهها
درد شكم در صورت درگيري تخمدانها يا پانكراس
سردرد شديد در صورت درگيري مغز يا پرده پوشاننده آن
http://i35.tinypic.com/f44cp3.jpg علل :
انتقال فرد به فرد ويروس اوريون، عامل اين بيماري است. اين ويروس در هر زماني از ۴۸ ساعت قبل تا ۶ روز پس از بروز علايم قابل سرايت است. دوره نهفتگي ويروس پس از تماس با آن ۲۴-۴ روز و ميانگين آن ۱۸ روز است.
عوامل افزايشدهنده خطر :
زندگي در شرايط جمعيتي و پرازدحام
همهگيري اوريون در جمعيتهاي غير واكسينه
عدم انجام واكسيناسيون
پيشگيري :
واكسيناسيون اوريون را در كودكان در سن مقتضي انجام دهيد.
اگر شما سابقه ابتلا به اوريون را نداشته يا برضد آن واكسينه نشدهايد و يكي از اعضاي نزديك خانواده شما مبتلا به اوريون است، گلوبولين ضداوريون براي شما ممكن است توصيه گردد. تزريق اين پادتن ممكن است از بيماري پيشگيري كند (بدون وجود تضمين در اين باره) ولي هزينه آن بالاست.
عواقب مورد انتظار :
در صورت عدم بروز عوارض، بيماري در عرض حدود ده روز به طور خود به خود بهبود مييابد. بيمار پس از ابتلا به اوريون، مصونيت مادامالعمر نسبت به آن پيدا ميكند.
عوارض احتمالي :
عفونت مغز يا پرده پوشاننده آن، پانكراس، تخمدان، ********** يا بيضيه. در صورت درگيريهاي هر دو بيضه بيمار ممكن است دچار عقيمي گردد (به ندرت).
كاهش شنوايي موقت در برخي بزرگسالان مبتلا
درمان :
اصول كلي
تشخيص بيمار معمولاً براساس علايم خاص آن صورت ميگيرد. با آزمايشهاي خون ميتوان اين تشخيص را تأييد كرد.
نيازي به جداسازي فرد مبتلا از افراد ديگر خانواده نيست، زيرا تا قبل از ظاهرشدن علايم معمولاً سرايت بيماري به افراد مستعد رخ داده است. از كمپرس گرم يا سرد (بسته به اين كه كداميك علايم شما را تخفيف ميدهد) به طور متناوب برروي غدد متورم دردناك (پاروتيد يا بيضه) استفاده كنيد. به اين منظور از يك كيسه آب گرم، حوله گرم يا كيف يخ استفاده كنيد.
كودكان تا اتمام دوره سرايت بيماري (حدود ۹ روز پس از شروع درد) نبايد به مدرسه بازگردند.
داروها
بيماري پس از بروز، سير طبيعي خود را طي خواهد كرد. در حال حاضر داروي مؤثر و بيخطري براي از بين بردن يا جلوگيري از تكثير ويروس وجود ندارد.
براي درد خفيف، استفاده از داروهاي بدون نسخه نظير استامينوفن احتمالاً كافي است. از مصرف آسپيرين خودداري كنيد.
در موارد درگيري بيضهها، مسكنهاي قويتر و داروهاي كورتوني ممكن است تجويز شود.
فعاليت
استراحت در بستر ضروري نبوده و احتمال عوارض را كاهش نميدهد. در حد توان و تا آنجا كه حال عمومي شما اجازه ميدهد به فعاليتهاي طبيعي خود ادامه دهيد. با برطرف شدن تورم غدد درگير دوره سرايت بيماري به اتمام ميرسد.
رژيم غذايي
رژيم خاصي نياز نيست، ولي مصرف مايعات از قبيل آبجو، نوشابه، چاي يا آب را به ميزان حداقل ۸-۶ ليوان در روز افزايش دهيد. آب ميوه يا نوشيدنيهاي ترش مزه ممكن است درد را تشديد كنند.
در اين شرايط به پزشك خود مراجعه نماييد :
- تب (اندازهگيري شده با درجه زيرزباني) بالاي ۳/۳۸ درجه سانتيگراد
بروز موارد زير در طي بيماري :
ـ استفراغ و درد شكم
ـ سردرد شديد كه با استامينوفن تسكين نمييابد
ـ خوابآلودگي يا عدم توانايي در بيدار ماندن
ـ تورم يا درد بيضهها
ـ انقباض عضلات صورت
ـ تشنج
ـ ناراحتي يا قرمزي چشمها
منبع : پزشکی نوین
marmulake bala
23-11-2008, 06:09 PM
http://i36.tinypic.com/2ypdmb7.jpg
آنفولانزاي مرغي ماكيان را مبتلا ميكند و عامل مولد آن ويروسي است كه با ساختار فيزيكي پرندگان سازگار شده است. با وجود اينكه اين بيماري مخصوص ماكيان است، اما در سالهاي اخير ظاهرا اين ويروس به گونههاي ديگر جانداران نيز منتقل شده و موجب ابتلاي انسانها به اين بيماري شده است. در مقابل، ويروس آنفولانزاي فصلي بويژه با بدن انسان سازگار ميشود. بر خلاف آنفولانزاي مرغي، آنفولانزاي فصلي به آساني از فردي به فرد ديگر منتقل ميشود و هر ساله جان صدها هزار تن را ميگيرد. طبق گزارشها و آمارهاي به دست آمده، از آخرين پژوهشها، تا كنون ۵۰ تن به بيماري آنفولانزاي مرغي مبتلا شدهاند كه حدود ۸۰ درصد آنها جان باختند و تقريبا تمام آنها از منطقه جنوب شرق آسيا بودهاند.
اين ويروس اغلب در فضولات پرندگان يافت ميشوند و مرغداراني كه اين ويروس را تنفس ميكنند به آن مبتلا ميشوند. انتقال بيماري از انسان به انسان بسيار به ندرت اتفاق ميافتد. آنچه اين بيماري را براي انسان خطرناك ميكند، اينست كه ويروس آن به شكلي دچار جهش ژنتيكي و تغيير رفتار شود كه بتواند از انساني به انسان ديگر منتقل شود. در نتيجه اين امر، شيوع بيماري بسيار گسترده خواهد شد. خطرناكتر از اين وضعيت آنست كه ويروس مرغي بتواند فردي را آلوده كند كه همزمان به بيماري آنفولانزاي انساني مبتلاست. در صورتي كه ژنهاي ويروسهاي مرغي و انساني در اين شرايط با يكديگر تركيب شوند ويروس ميتواند از فردي به فرد ديگر منتقل شود و در نتيجه يك آنفولانزاي عالمگير شايع خواهد شد. تقريبا هيچ فردي به طور طبيعي در برابر ويروس جديد مصونيت نخواهد داشت. در حالي كه اين ويروس ميتواند ظرف ۶ ماه به همه مناطق جهان برسد.
هيچ كس نميداند ما چقدر به زمان اين اپيدمي احتمالي جهاني نزديك هستيم، اما بسياري از دانشمندان ميگويند كه ما به اين نقطه خواهيم رسيد، چرا كه به نظر ميرسد همهگيري آنفولانزا در سيكلهاي ۲۵ ساله به وقوع ميپيوندند و آخرين دوره آن در سال ۱۹۶۸ بوده است. آنچه نگرانيها را در اين اواخر بيشتر كرده اينست كه آنفولانزاي مرغي آلوده كردن **********داران را از جمله پلنگها و ببرها را آغاز كرده است. يك بررسي اخير آزمايشگاهي نشان داد كه ويروس آنفولانزاي مرغي ميتواند در ميان گربهها نيز رد و بدل شود. همچنين اين ويروس توانسته اردكها را بدون بروز بيماري و علائم ظاهري آن آلوده كند. اين امر خطر آلودگي مرغداران را افزايش ميدهد. در مورد علائم بيماري بايد يادآور شد كه ابتدا با يك تب خفيف، سردرد و درد مفاصل آغاز ميشود. تب بيمار ممكنست به مدت يك روز فروكش كند. بيمار به سختي تنفس ميكند و به تدريج سرفهها آغاز ميشود.
همزمان با كم رسيدن اكسيژن به مغز در اثر اشكال در تنفس حالت كما و مرگ به همراه خواهد داشت. از آنجا كه علائم آنفولانزاي مرغي بسيار مشابه آنفولانزاي معمولي است، خطر آن اينست كه ممكنست پزشكان نتوانند تفاوت آنها را تشخيص دهند. اما در صورتي كه اين بيماري ظرف ۴۸ ساعت تشخيص داده شود و بيمار تحت درمان خاص بيماري مانند مصرف داروي ضد ويروسي Tamiflu قرار گيرد، بيمار معمولا بهبودي كامل بدست ميآورد. تا كنون به منظور توقف اين بيماري ميليونها مرغ، جوجه و اردك در كشورهاي آلوده شده آسيايي به منظور كاهش خطر ابتلا در ميان پرندگان و انسانهاي سالم، كشتار شدهاند. نجات و پاكسازي در مناطق مستعد و آسيبپذير مانند مرغداريها و مزارع افزايش يافته است. همچنين از پزشكان خواسته شده تا نسبت به علائم بيماري در بيماران كنجكاوتر بوده و آنها را تحت كنترل دقيق داشته باشند. با اين حال سازمان جهاني بهداشت هشدار داده كه اگر در حال حاضر اين بيماري شايع شود، هيچ كشوري براي مقابله با آن چه به لحاظ دارويي و چه به لحاظ واكسينه كردن آماده نيست.
امكان انتقال بيماري از راه خوردن گوشت مرغ آلوده وجود ندارد اما اين در صورتي است كه گوشت كاملا پخته شده و خام نباشد اين امكان وجود خواهد داشت. در زمينه تهيه واكسن اين بيماري لازم به ذكرست كه دانشمندان در مراحل بسيار اوليه از آزمايش يك واكسن آزمايشي عليه زنجيره H۵N۱ از آنفولانزاي مرغي هستند كه در آسيا در حال گردش است. اگر يك حالت عالمگير از اين زنجيره در سال آينده و سالهاي آتي بروز كند، ميليونها تن در اروپا و آمريكا و ميلياردها تن ديگر در ساير نقاط جهان به اين واكسن دسترسي نخواهند داشت. به علاوه دولتهاي هر كشور بايد تصميم بگيرند چه گروهي از جامعه براي تزريق اين واكسن در اولويت قرار دارند كه اين تصميم بستگي به اين دارد كه به آنها بخواهند مرگ و مير احتمالي را كاهش دهند، آسيب جوامع را به حداقل برسانند و يا آسيب اقتصادي از اين اپيدمي را كاهش دهند.
در خصوص يك تلاش بينالمللي براي مقابله با اين ويروس بايد متذكر شد كه نوامبر سال ۲۰۰۴، سازمان جهاني بهداشت در يك درخواست قطعي از دولتها خواست تا در جهت توليد و توزيع واكسن بيماري اقدام كنند. ظاهرا تاكيد آمريكا در اين زمينه در رأس كشورهاي اروپايي قرار داشته است. هم اكنون درحدود ۱۰ شركت در حال كار كردن بر روي تهيه واكسن اين بيماري هستند و بسيار نيز انتظار ميرود كه در سال جاري آزمايشهاي باليني در اين زمينه را آغاز كنند. در مقايسه با سارس بايد گفت از آنجا كه آنفولانزاي مرغي برخلاف سارس به صورت دورهاي در حال گردش است، اما سارس را ميتوان براي مدتي تحت كنترل قرار داده و شيوع آن را متوقف كرد.
parand
14-06-2009, 07:39 PM
محققان اسپري هاي جديدي ساخته اند كه مي توان از آنها به جاي واكسن آنفولانزا استفاده كرد.
به گزارش باشگاه خبرنگاران به نقل از پايگاه خبري bbc، فرمول جديدي از واكسن هاي آنفولانزا به صورت اسپري هاي بيني به بازار آمده است كه در مدارس، داروخانه ها و خواربار فروشي ها قابل دسترسي است.
بنابراين گزارش، اين اسپري ها كه براي افراد 4 تا 49 سال تجويز مي شوند مي توانند ويروس هاي آنفولانزايي را كه در بدن انسان زندگي مي كنند از بدن خارج سازند.
همچنين پزشكان درصدند تا بتوانند نوع قابل استفاده اين اسپري ها را براي كودكان زير 4 سال نيز تهيه كنند.
شركت "مدايميون" اعلام كرد، اداره "نظارت بر غذا و داروي آمريكا" گونه جديد اسپري بيني واكسن آنفلوانزا به نام "فلوميست" را تاييد كرد.
به گزارش پايگاه اينترنتي رويترز، بر خلاف مدل قديمي، نيازي نيست كه واكسن جديد را در فريزر بصورت منجمد نگهداري كرد و به سادگي ميتوان آنرا در يخچال گذاشت كه بدين ترتيب كار كردن با آن آسانتر ميشود و فروش آن بالقوه افزايش مييابد.
اداره غذا و داروي آمريكا فلوميست جديد را براي كمك به پيشگيري از ابتلاي افراد پنج تا ۴۵ساله به آنفلوانزا تاييد كرد.
اين شركت اعلام كرد، انتظار ميرود كه اولين دوز اين واكسن براي مايهكوبي بيماران در اوايل ماه اوت به موقع ارسال شود.
فلوميست اولين اسپري بيني واكسن آنفلوانزا در سال ۲۰۰۳كه براي اولين بار معرفي شد نتوانست محبوبيت كسب كند كه علت آن تا حدودي به دليل نياز به منجمد نگاه داشتن اين واكسن بود.
اين شركت انتظار دارد كه در فصل دارويي ۲۰۰۶ - ۲۰۰۷حدود سهميليون دوز از اين واكسن را بفروشد.
"فرانك مالينوسكي" معاون رييس امور پزشكي و علمي شركت "مد ايميون" گفت با تاييد فرمولاسيون جديد اين رقم ميتواند در سال ۲۰۰۷ - ۲۰۰۸بيش از دو برابر شود.
parand
14-06-2009, 07:57 PM
سرما خوردگي وآنفلوآنزا علائمي مشابه دارند. سرما خوردگي معمولاً خفيف تر است در حالي که آنفلوآنزا علائم شديد تري دارد. هنگام سرماخوردگي معمولاً علاوه بر احساس خستگي عطسه و سرفه مي کنيد و آبريزش بيني داريد. ممکن است تب نداشته يا تب پاييني داشته باشيد.
(فقط يک يا دو درجه بالاتر از حد طبيعي). همچنين ممکن است کوفتگي عضلاني يا سوزش گلو، اشک ريزش و سردرد هم داشته باشيد. آنفلوآنزا ناگهان شروع شده و بسيار آزاردهنده است. شما احساس ضعف و خستگي مي کنيد و تب داريد. علائــم ديگر شامل سرفه هاي خشک، آبريزش از بيني، لرز، درد عضلاني، سردرد شديد، درد چشم وگلو درد مي شود. مدت زمان بيشتري طول مي کشد تا آنفلوآنزا کاملاً خوب شود اما در سرما خوردگي اين مدت کوتاه تر است.
علت سرماخوردگي و آنفلوآنزا چيست؟
بيش از 100 نوع ويروس مختلف مي توانند سرماخوردگي ايجاد کنند. امــــــا ويروس هايي که باعث آنفلوآنزا مي شوند زياد نيستند. همين مطلب يعني انواع کم ويروس هايي که باعث آنفلوآنزا مي شوند باعث شده واکسن هايي تهيه شود که به پيشگيري از آنفلوآنزا کمک مي کنند. اما در مورد سرماخوردگي ساختن واکسن به دليل تعداد زياد ويروس ها ميسر نيست.
داروهاي قابل مصرف بدون دستور پزشک
ترکيبات زير در داروهايي که براي سرماخوردگي و آنفلوآنزا تجويز مي شوند وجود دارند. قبل از مصرف داروها برچسب آنها را با دقت بخوانيد. اگر سوالي داشتيد حتماً از پزشک يا داروساز بپرسيد.
- داروهاي ضدالتهاب و آرام بخش ها معمولاً درد را بهبود بخشيده، تب را پايين مي آورند. بعضي از اين داروها شامل استامينوفن، آسپرين، ايبوپروفن، کتوبروفن و ناپروکسن مي شوند.
بچه ها و کودکان نبايد آسپرين بخورند.
- داروهاي ضدسرفه که باعث قطع سرفه مي شوند مثل دکسترومتورفان.
در صورتي که سرفه شما حاوي ترشحات است از اين دارو استفاده نکنيد.
- اکسپکتورانت ها که موجب رقيق تر شدن ترشحات گلو مي شوند و باعث مي شوند هنگام سرفه اين ترشحات راحت تر خارج شوند. يکي از انواع اين دارو ها گايفنزين است.
- ضداحتقان هايي که به داخل بيني ريخته شده و باعث کاهش احتقان بيني مي شوند، نمونه يي از اين داروها پسودوافدرين است.
در مورد داروها
هيچ درمان يا داروي خاصي براي بهبود سرماخوردگي و آنفلوآنزا وجود ندارد. آنتي بيوتيک ها ويروس ها را از بين نمي برند. بعضي از داروها فقط به برطرف شدن علائم آنفلوآنزا و سرماخوردگي کمک مي کنند. قبل از دادن هرگونه دارويي به فرزندان خود حتماً با پزشک مشورت کنيد. شما مي توانيد داروهاي سرما خوردگي و آنفلوآنزا را بدون تجويز پزشک از داروخانه ها تهيه کنيد. بعضي از داروهاي تجويز شده به نــام ضدويروس ها مي توانند به برطرف شدن علائم آنفلوآنزا کمک کنند. اين داروها در صورتي که سريع و بلافاصله بعد از آغاز بيماري مصرف شوند باعث ايجاد احساس بهبودي مي شوند. اين داروها مي توانند به صورت قرص يا استنشاقي مصرف شوند. انواع استنشاقي ممکن است براي بعضي از افراد مبتلا به آسم يا بيماري هاي مزمن ريوي ايجاد مشکل کند. در صورتي که مبتلا به آسم هستيد و براي درمان سرماخوردگي و آنفلوآنزا به پزشک مراجعه کرده ايد حتماً ابتلاي خود به آسم را به وي گوشزد کنيد.
درمان علائم سرماخوردگي و آنفلوآنزا
- در خانه بمانيد و استراحت کنيد مخصوصاً در هنگام بروز تب.
- سيگار نکشيد و از همراهي با افرادي که سيگار مي کشند اجتناب کنيد.
- مايعات فراوان بنوشيد مثل آب، آب ميوه و سوپ رقيق شده.
- از نوشيدن الکل پرهيز کنيد.
- با آب نمک ولرم چند بار در روز قرقره کنيد اين کار باعث مي شود سوزش گلو بهبود يابد. اسپري هاي گلو نيز به کاهش درد گلو کمک مي کنند.
- قطره هاي بيني که حاوي آب و نمک(سرم فيزيولوژي) هستند به کاهش ترشحات بيني و مرطوب شدن پوست داخل بيني کمک مي کنند.
چه زماني بايد به پزشک مراجعه کرد؟
در بعضي موارد، نيازي به ديدن پزشک نيست. شما مي توانيد علائم را با پيگيري توصيه هاي بالا درمان کنيد. فقط در صورتي که در ابتدا علائم آنفلوآنزا را داشتيد به پزشک خود اطلاع دهيد تا پزشک داروهاي ضدويروس تجويز کند. همچنين وقتي هر کدام از موارد زير را مشاهده کرديد به پزشک مراجعه کنيد.
- سرما خوردگي که بيش از 10 روز طول کشيده است.
- گوش درد يا خروج ترشح از بيني
- درد شديد در صورت يا پيشاني
- تب بالاي 38 درجه
- تنفس کوتاه
- خشونت صدا، سوزش گلو يا سرفه مداوم
- خس خس سينه
منبع : سايت درمانگران ايران
parand
15-06-2009, 11:21 AM
انفولانزا:
با شروع فصل سرما بروز بیماری های تنفسی افزایش چشمگیری پیدا می کند.در میان انها می توان به انفولانزا اشاره کرد که باعث morbidity وگاها mortality شده وصدمات بهداشتی واقتصادی زیادی را به جامعه انسانی تحمیل می کند. بنابراین شناخت بعضی از ویژگی های ویروس عامل بیماری و سیر بالینی بیماری و نیز داروهای مورد استفاده در مورد آن خالی از لطف نیست
http://www.govashir.com/medicine/archives/influenza.jpg
ویروس :
ویروس انفولانزا از خانواده ارتو میکسو ویروسها(Orthomyxo Virus)ست که خود به سه گونه مختلف یعنی آنفولآنزای A,B,C تقسیم شده است.ماده ژنتیکی این ویروس RNA می باشد که در داخل Envelope قرار گرفته است.این ویروس به مانند بسیاری از ویروس های دیگر در سطح Envelope خود دارای مولوکولهایی گلیکوپروتئینی است که نقش مهمی در بیماریزایی آن دارد.
هم چنین این ویروس نیز به مانند معدود میکروارگانیسمهای موفق بیماریزا مانند HIV ویژگی آنتی ژنیک شیفت یا تغییر آنتی ژنهای سطحی خود را دارد همین امر باعث شده است که تلاشها در زمینه ساخت واکسن برای آن تا حدودی با شکست روبرو شود. البته در این زمینه موفقیتهایی نیز به دست آمده که در مقایسه با واکسنهای ساخته شده برای ویروسهای دیگر مانند عامل سرخک و فلج اطفال و...موفقیت نسبتا کمی است.
این ویژگی مشکل بزرگتری نیز به وجود آورده که بروز نمونه های جدید از این ویروس است که منجر به بروز پآندمی هایی می گردد.که از جمله ان ها می توان به پاندمی سال 1919-1918 یا پاندمی سال 1969-1968 اشاره کرد که بسیاری را به کام مرگ فرو کشید.
http://www.govashir.com/medicine/archives/influenza-virus.jpg
بیماری:
این بیماری دارای طیف وسیعی از علا یم است که میتواند از علایم جزیی و ضعیف مانند یک سرماخوردگی خفیف تا موارد شدید همراه با گلو درد و تب بالا و نشانه های مختلف تنفسی خود را نشان دهد نکته مهم در مورد علائم ان بروز ناگهانی انهاست به گونه ای که گاه شخص زمان ان را هم به خاطر می اورد.
در میان این علائم سردرد , تب, گلو,درد و احساس خستگی مفرط شایع تر از بقیه میباشد.سردرد این بیماران معمولا به صورت ژنرال ویا فرونتال میباشد.
تب در این افراد معمولا بالاست وحدود 38-41C هم میرسد که معمولا 2تا3 روز به طول میانجامد و سپس در طی روزهای اینده به تدریج کاهش می یابد. اما گاهی تا یک هفته نیز ادامه پیدا میکند گلو درد نیز معمولا پس از بروز علائم سیستمیک نمایان می شود وفرد در قسمت جناغ سینه احساس ناراحتی می کند البته باید توجه داشت در معاینه گلو بیمار گاهی چیزی یافت نمی شود.دراین بیماران علائم چشمی مانند درداور بودن حرکات چشم و نیز فتوفوبیا وسوزش چشم ها دیده می شود. اگر عارضه ای دیده نشود بیمار پس از 2تا 5 روز بهبود پیدا می کندو فرد پس از یک هفته به فعالیت طبیعی خود باز میگرد.البته در گروه خاصی مانند سالمندان ممکن است دوره بیماری تا هفته ها نیز طول بکشد.گاهی اوقات این بیماری همراه با عوارضی است که از مهترین ان ها می توان از پنومونی ویروسی اولیه و پنومونی باکتریال ثانویه و نیز پنومونی مشترک نام برد. که نوع ویروسی اولیه ان خطر ناکتر است . که در ان تب بیمار بالا و دائمی است و در ضمن شخص دچار تنگی نفس و نیز سیانوز می شود. به ندرت خلط دیده می شود که البته در صورت دیده شدن خونی است . اما شایع ترین عارضه بروز پنومونی مشترک می باشد که از نظر سیر بیماری مانند بالاست.
تشخیص افتراقی بر اساس یافته های بالینی مشکل است اما امروزه به مدد تکنیک های ازمایشگاهی این کار اسان شده است.
درمان:
معمولان پزشکان به منظور تخفیف علائم سیستمیک بیماری داروهای کدئین دار مانند استامینوفن را تجویز کرده اما داروی اختصاصی بر علیه ویروس amantadine & remantadine است
Amantadine در دهه 1960 به عنوان یک د اروی ضد ویروس عرضه شد و در ابتدا به منظور پیشگیری و درمان انفلونزا مورد مصرف قرار گرفت. هم چنین در سال1969 اثر این دارو به بیماری پارکینسون مفید تشخیص داده شده است. این دارو به دو صورت کپسول وشربت ارائه می شود. دوز مصرفی برای بزرگسالان 100-200 میلی گرم در روز به مدت 3 تا 7 روز است. در ضمن از تجویز دارو در کودکان و اطفال باید خودداری کرد. در صورتی که مصرف این دارو 48 ساعت پس از بروز علائم سیستمیک شروع شود می تواند تا 50 درصد به کاهش علائم کمک کند.
عوارض نا مطلوب در مورد ان شایع نیست اما گاهی اوقات فرد دچار اغتشاش شعور , سر گیجه ,تار شدن دید و بی اشتهایی و ورم مچ پا می شود که در این صورت باید حتما به پزشک مراجعه کرد.
مقاومت ویروس به دارو:
همان طور که گفته شد بيش از سه دهه است داروهاي Amantadine, rimantadine به منظور پيشگيري از درمان آنفولانزاي نوع A مورد استفاده قرار ميگيرند آخرين مطالعه در مورد مقاومت اين ويروس به دارو كه بر روي نمونههاي جمع اوري شده در سال 1995 انجام گرفت نشاندهنده مقاومت كمتر از 1 درصد داراي ويروس آنفولانزاي در حال گردش در جهان بود.
به منظور به روز كردن اطلاعات، پژوهشگران در صدد برآمدند كه مطالعهاي بر روي نمونههاي جمع اوري شده از سراسر دنيا را در خلال سالهاي 1994 اكتبر تا 2005 مارس كه به مركز همكاري آنفولانزاي سازمان بهداشت جهاني در CDC فرستاده شده بود را انجام بدهند براي اين منظور آنها به بررسي تغييرات اسيد آمينه در 7196 نمونه از آنفولانزاي جدا شده (6524 از آنها از نوع H3N2 ) پرداختند كه مبين مقاومت ويروس به اين دو دارو بود. تقريباً 6 درصد مقاومت دارو در ميان نمونههاي مذكور مشاهده شد كه 84 درصد از آن مربوط به موارد جدا شده از نمونههاي مربوط به فصل شيوع آنفولانزا از سال 2003 به بعد بود. در ايالات متحده قريب 15 درصد مقاومت ژنوتيپي به دارو در ميان 636 عدد ويروس جمع آوري شده از اكتبر 2004 تا مارس 2005 ديده شد. درصد نمونههاي مقاوم به سرعت بالا رفته و به سطوح بالايي در 2004 در چين (74 درصد) و هنگ كنگ (70 درصد) و تايوان (23درصد) و كره جنوبي (15درصد) رسيد. در آسيا 27 درصد از 471 مورد جدا شده در سال 2004 به دارو مقاومت نشان دادند. در حالي كه اين رقم در سال 2001 و قبل ازآن به كمتر از 3 درصد ميرسيد.
ميزان كلي مقاومت در ايالات متحده در سال 2004، 4 درصد گزارش شد. در ضمن بررسي تاريخچه بيماران (Case history) گواه اين مطلب بود كه تعداد كمي از اين افراد تحت درمان با داروهاي فوق قرار گرفته و يا اخيراً سفرهايي به كشورهاي آسيا داشته و يا با مسافران امده از اين كشورها در تماس بودند اين دو دارو يعني Amantadine, rimantadine در بسياري از كشورها مثل چين و روسيه و غيره به منظور درمان سرما خوردگي بدون نياز به تجويز پزشك در دسترس عموم است. در افرادي كه اين دارو را مصرف ميكنند مقاومت تا حدود 30 درصد هم بالا رفته است. در مطالعات اخير مقاومت اين دارو را در مقابله به ويروس جدا شده از نمونههاي انساني نيز ديده شده است. متخصصان اين مطالعه بر اين باورند كه بايد به منظور كنترل مقاومت و نيز كنترل توزيع اين دارو مراقبتهاي بيشتري صورت بگيرد.
منبع
امیر حسین کاردوست
amirhosseinkardoost@yahoo.com
parand
06-07-2009, 10:03 AM
کرم معمولی روده انسان و خوک یا آسکاریس لومبریکوئیدس یکی از نمونه بارز رده لوله سانان یا کرمهای لولهای است. لوله سانان در میان جانواران پر یاخته از حیث تعداد ، بعد از حشرات شاید مقام دوم را داشته باشند. بسیاری از آنها در آب یا خاک بطور آزاد زندگی میکنند و بسیاری دیگر نیز در بافتها یا مایعات جانوران و گیاهان به حالت انگل به سر میبرند.
ساختمان کرم روده
طول کرم ماده 20 تا 40 سانتیمتر است و حداکثر قطر آن در حدود 6.5 میلیمتر است. اندازه نر کوچکتر و طول آن از 15 تا 5 سانتیمتر است. نمونههای تازه به رنگ زرد تا میخکی است. بدن حیوان لولهای و باریک است و در هر دو انتها نازک میشود. پوشش بدن از کوتیکول صاف است که دارای خطوط کوچک میباشد. چهار خط طولی سفید رنگ در طول بدن امتداد مییابد. دهان در انتهای قدامی میان سه لب مدور باز میشود.
مخرج عبارت از یک شکاف عرضی است که نزدیک انتهای خلفی در سطح شکمی قرار دارد. انتهای خلفی کرم نر کاملا خمیده بوده و دارای دو سیخک تناسلی میباشد که از سوراخ تناسلی نر واقع در داخل مخرج بیرون میآید. کرم ماده راست تر بوده و منفذ تناسلی آن در وسط سطح شکمی و در فاصله 1.3 از انتهای قدامی بدنش واقع است.
لوله گوارش
لوله گوارش جانور راست بوده و در طول بدن کشیده میشود. این لوله دارای قسمتهای زیر است.
دهان
یک حفره دهانی
حلق عضلانی یا مری به درازای تقریبا 13 میلیمتر که عمل آن مکیدن و کشیدن غذا است.
یک روده باریک و دراز که غیر عضلانی است و از لایهای مرکب از سلولهای آندودرمی بلند که غذای گوارش یافته را جذب میکند، تشکیل و از خارج بوسیله کوتیکولی پوشیده شده است.
یک روده راست کوتاه که مواد زاید را از مخرج تخلیه میکند.
سایر دستگاهها
اندامهای گردش خون و دمزدن در حیوان وجود ندارد. قسمت داخلی هر خط جانبی دارای یک مجرای وازنشی (دفعی) است. هر دو مجرای وازنشی از سوراخ کوچکی واقع در پشت دهان و در وسط سطح شکمی به خارج تخلیه میشود. یک حلقه عصبی اطراف مری را احاطه میکند. این حلقه عصبی به 6 عصب قدامی کوتاه و 6 طناب عصبی خافی متصل میگردد. یک طناب عصبی بزرگتر پشتی و یکی هم شکمی در امتداد خط طولی بدن قرار دارد. برآمدگیهای مختلف که در سطح بدن وجود دارد، احتمالا عمل حسی را انجام میدهد.
دستگاه تولید مثل
هر اندام تولید مثل عبارت از لوله باریکی است که انتهای داخلی آن مسدود بوده و قطر آن تدریجا زیاد میشود. غدد تناسلی و مجرای تولید مثل به هم متصل و ممتد میباشد. دستگاه تولید مثل نر شامل بیضه ، مجرای ناقل اسپرمی ، کیسه اسپرمی ، مجرای انزالی و کیسه محتوی دو سیخک تناسلی است. دستگاه تولید مثل ماده شامل 2 تخمدان ، یک اویدکت یا لوله تخمی و یک رحم است.
دو شاخه رحم هم در یک مهبل کوتاه به هم متصل میشود. مهبل به منفذ تناسلی ماده باز میگردد. کرمهای نر و ماده در داخل روده میزبان جفت گیری میکنند. یک ماده بزرگ میتواند یکباره حاوی 27000000 (بیست و هفت میلیون) تخم باشد و روزانه دویست هزار یا بیشتر تخم بگذارد. تخمها از حیوان ماده خارج شده و به داخل روده میزبان میریزد و همراه با مدفوع بیرون میریزد.
وضع طبیعی
کرم روده یا آسکاریس انگلی است که در روده میزبانش زندگی میکند و به همین جهت تعیین اعمال مختلف زیستی یک انگل داخلی هنگامی که در مسکن طبیعی خود به سر میبرد، کار مشکلی است. لذا احتمال دارد که استنباطات زیر درست باشد.
کوتیکول کرم زنده را در برابر شیرههای گوارشی میزبان حفظ میکند.
غذا از مواد نیمه مایع روده میزبان بدست میآید و بوسیله مری عضلانی کرم به داخل کشیده میشود. پس از گوارش از دیواره روده عبور کرده به توسط مایع موجود در فضای بدنی در بافتهای دیگر توزیع و تقسیم میگردد.
تنفس به شکستن یا تجزیه شدن گلیکوژن در داخل بدن کرم بستگی دارد. زیرا اکسیژن آزاد محتویات روده میزبان بسیار کم است.
سیر تکاملی
قبل از آن که تخمها بتوانند میزبان دیگری را آلوده کنند، لازم است از نظر سیر تکاملی مرحلهای را بگذراند. همچنین تخمهای مزبور در شرایط نامساعد مثلا سرما میتوانند ماههای بسیاری در حال بی حرکتی و خواب باقی ماند. سیر تکاملی در جای گرم ، مرطوب و سایه دار به 2 یا 3 هفته وقت احتیاج دارد. اگر این تخمهای جنین دار (حاوی کرمهای جنینی) بوسیله میزبان مناسبی ، ضمن غذا یا آب خورده شود، به طرف معده حرکت میکند و در آنجا لاروها از تخم بیرون میآیند و به داخل سیاهرگها یا عروق لنفی دیواره روده نفوذ مینمایند.
سپس به طرف کبد و قلب و مویرگهای ریوی به گردش در میآیند و ضمنا از لحاظ اندازه نیز بزرگ میشوند. ظرف چند روز لاروها به داخل راهها یا گذرگاههای هوایی آمده از نای ، مری و معده مجددا به طرف روده حرکت میکنند. در روده به صورت کرم رسیده و بالغ در میآیند. برای تکمیل و اتمام دوره زندگی کرم روده میزبان واسطه لازم نیست.
میزبان کرم آسکاریس
میزبان این کرم انسان و خوک میباشد. کرمهایی که در انسان و خوک وجود دارند، از نظر ساختمانی به هم شبیهاند، ولی از نظر فیزیولوژیکی اختلاف دارند. بدین ترتیب که تخمهای آلوده کننده کرم روده انسانی (کرم روده اطفال) معمولا در خوکها تولید کرم نمیکنند و بر عکس خوکهای جوان (بچه خوک ) معمولا لاروها را از خاکهای آلوده در طویله یا از پستان کثیف ماده خوک در موقع شیر خوردن میگیرند. خوکهای بالغ در برابر آلودگی نسبتا مصون هستند.
آلودگی انسان به کرم روده امر شایع و رایج است و اکثر مردم نواحی روستایی مبتلا هستند. کرمها ممکن است ترشحات سمی در روده تولید کنند یا به علت کثرت تعداد کرمها در روده ، مانع و انسداد بوجود آید. گاهی اوقات کرمها به طرف دهان یا بینی مهاجرت میکنند و حتی دیواره روده را به منظور رسیدن به سایر اندامها سوراخ میکنند. از این رو کسالت وخیم و یا مرگ را برای میزبان به بار میآورند.
عوارض آسکاریدوز
وجود تعداد زیاد کرم آسکاریس ، مهاجرت و یا تجمع آنها در رودهها گاهی سبب ایجاد عوارض شدید میشود. این عوارض عبارتند از انسداد رودهها ، ابتلای کیسه صفرا ، پانکراتیت و آپاندیست حاد و سوراخ شدن رودهها. علایم انسداد روده ها شامل درد ناگهانی و پیچش شکم همراه با استفراغ ، اتساع شکم و مشاهده انسداد در عکسبرداری با اشعه ایکس است.
تشخیص
تشخیص آلودگی به کرم بالغ با آزمایش مدفوع و مشاهده تخم به آسانی صورت میگیرد . در این مرحله تشخیص انسداد روده به علت آسکاریس با لمس شکم و تودههای نرم و متحرک در زیر انگشتان ممکن است. تشخیص استقرار کرم آسکاریس در محلهای دیگر بدن فقط در هنگام عمل جراحی امکان دارد. بهترین روش آزمایش مدفوع برای تشخیص آسکاریس استفاده از روش کاتوکاتز است.
درمان
چند داروی موثر بر آسکاریس عبارتند از: ترکیب مبندازول ، ترکیب لوامیزول و ترکیبات پیرانتل پاموت.
parand
06-07-2009, 10:03 AM
کرم کدوی خوک و انسان یا تنیاسلیوم گونهای از کرمهای پهن ، رده نواریان است. نواریان اکثرا دراز و دارای بدنی پهن هستند که از تعداد زیادی قطعات یا بندهای کوتاه تشکیل گردیدهاند. این کرمها از کوتیکول پوشیده شدهاند. دارای مجاری وازنشی یا دفعی هستند و یک حلقه عصبی با سه جفت طنابهای عصبی دارند. اینها دهان و لوله گوارش ندارند و مواد غذایی از دیواره بدنشان جذب میشود و همگی انگلهای داخلی هستند و کرمهای بالغ در روده مهرهداران و لاروها در بافتهای میزبان واسط به سر میبرند.
شکل ظاهری
کرم کدو خوک و انسان یا تنیاسولیوم از زمانهای قدیم شناخته شده است. یک سر کوچک گره مانند یا اسکولکس دارد که در کنارههای آن چهار مکنده یا بادکش و در نوک یا روستلوم آن دایرهای از قلابهای متعدد دیده میشود. گردن یا منطقه جوانه ، اسکولکس را به بدن متصل میسازد. بدن شامل رشتهای تا 1000 بند یا پروگلوتید میباشد.
بادکشها و قلابها بکار چسبیدن اسکولکس به دیواره روده میزبان میآید و زنجیره پروگلوتیدها در حفره روده آزادانه قرار گرفته است. پروگلوتیدهای جدید در ناحیه گردن دائما بوسیله جوانه زدن پدید میآیند و با فشار پروگلوتیدهای دیگر به عقب رانده میشود. همچنان که پروگلوتیدها به عقب میروند، اندازه آنها افزایش یافته ، کاملتر شده بالاخره جدا میگردند.
پروگلوتید
هر بند بدن کرم کدو را پروگلوتید نامند. در هر پروگلوتید ، عضلات ، پارانشیم و قسمتهایی از مجاری وازنشی که بوسیله یک مجرای عرضی به هم متصل است، تعداد زیادی سلولهای شعلهای و اعصاب موجود است. هنگامی که یک پروگلوتید از اسکولکس فاصله معینی پیدا میکند، مجموعه کاملی از اندامهای جنسی نر و ماده در آن پدیدار میشود. در پروگلوتید دستگاه گوارش ، جریان خون و تنفس وجود ندارد و دستگاه تناسلی برعکس رشد زیادی کرده است.
دستگاه عصبی
در اسکولکس دو حلقه عصبی وجود دارد که روی این دو حلقه مزبور چهار جفت گانگلیون عصبی واقع شده است. علاوه بر آن گانگلیون بزرگ قعری نیز در اسکولکس وجود دارد. در هر طرف بدن در امتداد و نزدیک لوله یک زوج رشته عصب طولانی موجود است که در ستاسر بدن وجود دارد.
اندامهای حسی
در این جانوران به علت دارا بودن زندگی انگلی اندامهای حسی موجود نیست. ولی رشتهها عصبی زیادی در زیر پوست و اسکولکس آنها وجود دارد.
دستگاه تناسلی
این کرمها نر و ماده هستند و در هر قطعه بدن آنها هر دو دستگاه تناسلی نر و دستگاه تناسلی ماده وجود دارد. دستگاه تناسلی نر در قطعات نزدیک تر به گردن شروع به تشکیل شدن مینماید. ولی دستگاه تناسلی ماده در قطعات پایین تر بوجود میآید. بنابراین بیضهها زودتر از تخمدانها تشکیل میشود. در بندهای میانی بدن ، هر دو دستگاه وجود دارد. به تدریج که به انتهای بدن نزدیک میگردد. در بندهای متوالی عمل لقاح انجام میشود و تخمها تشکیل میگردند. در بندهای آخر این دستگاه تناسلی از بین میرود و فقط آثاری از آنها باقی میماند.
رشد تخم و چرخه زندگی کرم کدو
رشد و نمو یا سیر تکاملی تخمها در یک موقع شروع میشود و تا موقعی که پروگلوتیدهای رسیده از کرم جدا و از مدفوع میزبان به خارج دفع و سپس متلاشی میگردند، ادامه مییابد. پس از مدتی در هر یک از تخمهای پراکنده در روی زمین یک لارو شش قلابی بوجود آمده ، آنگاه تکامل تخمها متوقف میشوند. چنانچه خوکی این تخمها را بخورد، پوسته تخمها در روده خوک هضم شده و لاروها در خون یا عروق لنفی راه مییابند و از آنجا نیز به عضلات ارادی رفته و کیست پیدا میکنند.
کیست بزرگ و پر از مایع میشود و از این پس آن را کرم مثانهای یا سیستی سرکوس مینامند. داخل سیستی سرکوس اسکولکس با بادکشها و قلابهای آن بوجود میآید. ولی رشد و نمو صورت نمیگیرد. وقتی انسان گوشت خوک محتوی چنین کیستی را بطور خام یا کاملا نپخته بخورد، دیواره خارجی کیست گوارش یافته و اسکولکس به روده میزبان (انسان) میچسبد و بدین ترتیب کرم کدوی جدید شروع به تشکیل شدن مینماید. عفونتهای رویانی در انسان ، موجب ابتلا سیستم اعصاب مرکزی شده و عوارض شدید و وخیمی به بار میآورد.
علایم بالینی
وجود لارو در عضلات و مغز و کبد که تقریبا دو ماه پس از خوردن تخم کرم ایجاد میشود ایجاد بیماری میکند که سیستی سرکوزیس نام دارد. اگر لارو در مغز باشد علایم عصبی از جمله صرع بروز مینماید. استقرار لارو در بطن چهارم مغز باعث بالا رفتن فشار داخل مغز و هیدروسفالی میشود که با علایم سر درد ،حالت تهوع و استفراغ و دو بینی همراه است.
تشخیص
تشخیص آلودگی به کرم بالغ با مشاهده تخم در مدفوع و یا در لام تهیه شده با نمونه برداری از اطراف نشیمن گاه داده میشود. از روشهای آزمایشگاهی و سرمی و اشعه ایکس برای تشخیص استفاده مینمایند.
درمان
برای درمان باید از تجویز داروهایی که باعث حل شدن کرم در داخل بدن شود خودداری کرد و نیز باید از ایجاد استفراغ در موقع درمان جلوگیری نمود. داروی موثر پرازیکوآنتل است.
منبع : انگل شناسی دامپزشکی
parand
06-07-2009, 10:04 AM
1-انواعی که بر سطح بدن میزبان زیست میکنند و به آنها انگلهای خارجی (Ectoparasite) گفته می شود. مانند شپش و کک. 2-انواعی که در داخل بدن میزبان زندگی میکنند و به آنها انگلهای داخلی (Endoparasite)گفته می شود. مانند کرم رودهها.
3-انواعی که در خارج بدن میزبان نیز میتوانند زندگی کنند و به آنها انگلهای اختیاری (Facultative)گفته می شود.
4-انواعی که برای ادامه زندگی حتماً باید در داخل بدن میزبان زتدگی کنند و گرنه از بین میروند و به آنها انگلهای اجباری (انگلیسی:Obligatory)گفته میشود. مانند اکثر کرمهای رودهای.
5-انگلهای موقت (Temporary) آنهایی هستند که مدت کوتاهی به میزبان میچسبند.
6-انگلهای دایم (Permanent) که تمام یا قسمت مهمی از زندگی خود را در داخل بدن میزبان میگذرانند. مانند اکثر کرمها.
7-انگلهایی که به طور اتفاقی وارد بدن میزبانی بجز میزبان اصلی خود می شوند که در این صورت سیر تکاملی آنها تغییر میکند و به آنها انگلهای اتفاقی (Accidental)گفته می شود. مانند کرم سگ که ندرتاً در انسان مشاهده میشود و یا مالاریای میمون که تصادفاً باعث ابتلای انسان می شود.
8-انگل یک میزبانی (Monoxenous)که دوره زندگی خود را در بدن یک میزبان میگذرانند. مانند آسکاریس.
9-انگلهای چندمیزبانی (Heteroxenous)که باید در بدن دو یا چند میزبان زندگی کنند. مانند انواع فیلرها.
10-انگلهای بیماریزا (Pathogene)که در بدن میزبان ایجاد ناراحتی میکنند.
11-انگلهای بیضرریا پودهزی (Saprophyte) که وجود آنها در بدن میربان بیضرر است. مانند بسیاری از آمیبهای روده وهمزیستی بین انگل و میزبان را اشتراکی (Cmmensalism)میگویند.
12-آنگلهای سرگردان (Erratic) که به انگلهایی گفته میشود که در بعضی مواقع در اثر وجود عواملی از محل زیست اصلی خود به نقطه دیگری از بدن رفته و در آنجا جایگزین می شود. مانند آسکاریس که محل اصلی زیست این کرم در روده کوچک است ولی در اثر شرایطی مانند تب بالا به نقاط دیگری از بدن مانند صفرا یا کبد میرود وبه همین علت به این کرم، کرم دیوانه (Mad worm) گفته میشود. حتی در یک مورد دیده شده بود که کرم آسکاریس بر اثر تب بالا از چشم پسر بچهای بیرون آمده بود.
parand
06-07-2009, 10:04 AM
چهره واقعی زندگی انگلی غالبا قابل لمس و درک نیست، زیرا روابط بین انگلها و میزبان آنها بسیار پیچیده است. انگل شناسی در واقع یکی از چهار جنبه مختلف از سیمبیوزیس است.
سیمبیوزیس
هر حیوان ، گیاه و یا موجود زنده اولیهای آغازیان یا(پروتیستا) که بخشی یا تمام زندگی خود را به همراه موجود دیگر از جنس دیگری میگذارند، را یک سیمبیونت یا سیمبیوت مینامند. چهار شکل از سیمبیوتیک شناخته شده است. اگر چه خط تفکیک بین آنها کاملا دقیق نیست. بویژه انواع اشکال سیمبیوزیس که شناخته شدهاند، فورزیس ، کامنسالیسم ، پارازیتیسم و موچوآلیسم میباشد.
فورزیس: هیچ نوع وابستگی از نظر متابولیکی و یا غیر از آن بین آنها وجود ندارد. نمونه این نوع زندگی انتقال باکتریها توسط اتصال به پای حشرات است. اگر چه پرواز حشره از جایی به جای دیگر به انتقال باکتری منجر میشود، ولی هیچ اجباری در این ارتباط از دو طرف نیست و اصولا یک نوع رابطه اتفاقی است.
کامنسالیسم: یک مثال در این مورد در شرایط محیطی دریایی ، رابطه بین آمفی پریون پرکولا یا کنتروکاپروس آکوله آتوس با شقایق دریایی. ماهی در بین خارهای شقایق دریایی زندگی میکند، در حالی که هیچ نوع آزاری از سوی میزبان نمیبیند. با توجه به اینکه ترشحات ماهی باعث حفاظت در مقابل نماتوسیتهای میزبان میشود. این لایه حفاظتی که ماهی ایجاد میکند، فقط پس از ورود و خو گرفتن اولیه ماهی است. پس از ورود ماهی به درون خارهای شقایق دریایی ، این عمل حفاظتی نیز انجام شده، ماهی از آسیب ماهی خوارها به خاطر وجود نماتوسیتهای میزبان محفوظ میماند. علاوه بر محافظت ، ماهی از غذای میزبان نیز برخوردار میشود.
پارازیتیسم: پارازیتیسم عبارتست از نوعی زندگی اجباری دو موجود با هم که انگل کوچکتر است و از جنبه متابولیکی با میزبان رابطه دارد. این ارتباط ممکن است دائمی باشد. مثلا کرمهای پهن نواری که در روده پستانداران دیده میشوند. یا ممکن است موقتی باشد. مانند پشهها ، ککها یا کنههای خونخوار. گفته میشود که پارازیتیسم یک رابطه اجباری است، زیرا انگل بطور معمول نمیتواند بدون ارتباط و تماس با میزبان خود باقی بماند.
انگلهای خونخوار مانند کنهها ، ککها و پشهها از نمونههای اولیه خونخواری مستقیم از میزبان هستند. چون ارتباط بین انگل و میزبانش عموما شامل تماس میزبان با مواد آنتی ژنی انگل است، خواه ناخواه این مولکولها با بدنه انگل (آنتی ژنهای سوماتیک) یا ترشحات و یا مواد دفعی انگل (آنتی ژنهای متابولیک) مقایسه میشوند. آنتی بادیها معمولا توسط میزبان در واکنش به انگل تولید میشوند. بنابراین بر عکس فورزیس و کامنسالیسم زندگی انگلی علاوه بر وابستگی متابولیک در بخشی از انگل ، عموما شامل پاسخهای میزبان در برابر بخش دیگری از انگل میباشد.
موچوآلیسم: نمونه معروف این نوع زندگی گلسنگها هستند که ترکیبی از قارچها و آلگها هستند. در طی این ارتباط ، آلگها مقدار زیادی ترکیبات آلی تولید میکنند که این مواد توسط قارچها مصرف میشوند. در حالی که قارچها نیز آب و مواد معدنی مورد نیاز آلگها را تولید میکنند. آنها را از خشک شدن و خطر نور شدید محافظت میکنند. نمونه دیگر موچوآلیسم رابطه برخی از تاژکداران موجود در روده موریانههای چوبخوار است.
رابطه انگلها با میزبان
انگلها به اشکال مختلفی با میزبان خود رابطه برقرار میکنند که میتوان انگل اجباری یا اختیاری ، موقتی یا دائمی ، خارجی یا داخلی ، اتفاقی یا سرگردان ، بیماریزا یا غیر بیماریزا و زئونوزرا را نام برد.
به علاوه میزبانها نیز اشکال مختلفی دارند. از جمله میزبان واسط یا نهایی ، ناقل مکانیکی یا ناقل ترانسفر ، مخزن و بالاخره هایپرپارازیتیسم را ذکر کرد و برخی از سیمبیونتها نیز رابطه استفاده متقابل تحت عنوان نظافتچی و نیازمند حفاظت با یکدیگر برقرار میکنند. بطور مثال در محیطهای دریایی ، برخی از انواع ماهیها و سخت پوستان وظیفه پاک کردن بدن گونههای بزرگتر را به عهده میگیرند. این عقیده وجود دارد که منفعت حاصل از این کار دو طرفه است و انواع مختلف دارای این زندگی هستند. از جمله تمساح با مرغ مصری ، گاوهای اهلی با مرغ ماهیخوار و کرگرن با پرندگان کنه خوار.
parand
06-07-2009, 10:04 AM
بیماری انگلی و مشترک بین انسان و دام که توسط نوزاد یک انگل روده سگ در انسان و دام ایجاد می شود. کرم بالغ در روده سگ و نوزاد در بدن انسان و حیوانات اهلی (نشخوارکنندگان) زندگی می کند. عامل ایجاد بیماری مرحله نوزادی انگل اکینوکوکوس گرانولوزوس است.
راههای انتقال بیماری :
بلع تخم انگل از طریق تماس با سگ و نیز سبزیجات آلوده
علائم بیماری :
پس از بلع تخم هر اندامی از بدن می تواند محل بوجود آمدن کیست باشد و بسته به اینکه در چه اندامی کیست ایجاد شده اختلال در عملکرد عضو را داریم. کیست های ریوی و کبدی شایع تر هستند. تنگی نفس ، سرفه های خشک ، عفونتهای ثانویه بدنبال پاره شدن کیست در اعضای داخلی ، شوک آنافیلاکسی.
کنترل و پیشگیری :
1 - رعایت بهداشت فردی و محیط
2 - ضد عفونی نمودن سبزیجات
3 - معدوم ساختن اندام های آلوده به کیست هنگام ذبح دام
4 - خوراندن داروهای ضد انگلی به سگهای شناسنامه دار و گله
5 - عدم تماس با سگ سانان
6 - محصور نمودن مزارع کشت سبزیجات
سازمان نظام دامپزشكي كشور
parand
06-07-2009, 10:05 AM
این بیماری در اثر هجوم نوعی انگل خارش آور به بدن، ایجاد می شود. این انگل ها Sarcoptes scabiei نامیده میشوند، بسیار ریز بوده و دارای 8 پا میباشند (در مقایسه با حشرات که 6 پا هستند). اندازه آنها بسیار کوچک بوده و تنها به 3/1 میلیمتر میرسند. آنها در زیر پوست پنهان می شوند و سبب ایجاد خارش شدید در پوست شده که این خارش ها در شب به مراتب شدید تر می شوند. انگل هایی که منجر به بروز بیماری خارش می شوند، آنقدر کوچک هستند که با چشم های غیر مسلح قابل رویت نبوده و برای دیدن آنها حتماً باید از ذره بین یا میکروسکوپ استفاده کرد.
ابتلا به بیماری چگونه صورت می پذیرد؟
انگل های ناقل این بیماری سخت گیر و مشکل پسند هستند. آنها حداکثر برای 24 تا 36 ساعت می توانند در بدن میزبان زنده باقی بمانند. انتقال آنها تنها با برخورد مستقیم بدن به بدن از بیمار به فرد سالم امکانپذیر خواهد شد. به ندرت اتفاق می افتد که بر اثر دست دادن، آویختن لباس ها در کنار لباس های فردی که مبتلا به بیماری است، و استفاده از ملافه و پتویی که شب قبل توسط ناقل استفاده شده، به این بیماری دچار شد. برای انتقال بیماری حتماً برخورد فیزیکی باید صورت بگیرد، به همین دلیل هم هست که این مریضی در جوانانی که زندگی جنسی فعال تری دارند، بیشتر شایع می باشد. همچنین انواع دیگر برخورد فیزیکی مانند زمانی که مادر کودکش را در آغوش می گیرد، نیز می تواند دلیل انتقال بیماری به شمار رود. در طول مدت زمان مکرر، دوستان نزدیک و افراد خانواده نیز می توانند از طریق در آغوش گرفتن یکدیگر به این بیماری مبتلا شوند.
آیا سگ و گربه هم ناقل بیماری هستند؟
سگ ها و گربه ها دارای انواع متفاوتی از انگل ها هستند که درصد بسیار زیادی از آنها نمی توانند به راحتی به انسان انتقال پیدا کند. انگل های بخصوصی بر روی بدن سگ ها وجود دارند که بیماری گال را انتقال می دهند و با نام mange شناخته می شوند. البته زمانیکه انگل های بدن گربه سانان و سگ سانان با پوست انسان برخورد میکنند، به راحتی نمی توانند به بقای خود ادامه دهند و تنها یک خارش سطحی را بوجود آورده و سپس از بین می روند. این قبیل خارش ها با بیماری خارش انسانی که با گذشت زمان بد و بدتر می شود و تا زمانیکه به درستی درمان نشود از بین نمی رود، تفاوت دارد.
علائم و نشانه های بیماری چیست؟
این بیماری سبب بروز فرو رفتگی و برآمدگی های کوچکی در آرنج، مچ، بین انگشتان، کشاله ران، و زانو می شود. در آقایون معمولاً زائده هایی شبیه به جوش و یا کورک بر روی آلت تناسلی پدید می آید. باید توجه داشت که در تمام برآمدگی ها حشره وجود ندارد. در افراد بالغ حتی اگر هزاران فرو رفتگی و برجستگی بر روی پوست ایجاد شده باشد، چیزی بیش از 10 تا 15 حشره در بدن آنها وجود نخواهد داشت.
در کتاب های پزشکی مربوط به این بحث اغلب از واژه نقب “burrow” سخن به میان آمده. این ها همان برآمدگی های 2 تا 3 میلیمتری هستند که ما بین انگشتان بوجود آمده و تقریباً غیر قابل رویت می باشند. البته این برآمدگی ها معمولاً با خراشیدگی های خطی که بزرگ و قابل مشاده هستند و به دلیل خارش های فراوان بر روی پوست بدن انسان ایجاد می شوند، اشتباه گرفته می شوند. باید توجه داشت که اساساً خارش سبب تخریب این گونه نقب ها می شود.
چه احساسی به بیمار دست می دهد؟
خارش یکی از مشخصه های بارز بیماری است. خارشی که انگل ها ایجاد می کنند، بیرحمانه و شدید است. در یک هفته اول خارش ملایم است، اما به مرور زمان شدت پیدا می کند و در طی یک تا دو ماه به جایی می رسد که خوابیدن تقریباً غیر ممکن می شود.
ماهیت “شبانه” خارش ها می تواند پرستار و پزشک را گمراه کند، چراکه کلیه بیماری هایی که علائمی از خارش در آنها وجود دارد، در شب شدت پیدا می کنند. دلیلش هم این است که در شب هنگام کمتر مسئله ای وجود دارد که ذهن فرد را نسبت به خارش منحرف سازد.
یکی از مشخصه های خارش در این نوع بیماری ماهیت بیرحمانه آن است. پس از چند هفته خارش شما را به هیچ وجه رها نمی کند. سایر بیماری هایی که با خارش همراه هستند، پس از یک مرحله خارش – که شامل ایجاد اگزما و کهیر نیز می شود- علائم بیماری به شدت کاهش پیدا می کند. تحت این نوع بیماری ها، ممکن است برای مدت زمان بسیار کوتاهی در خواب شبانه فرد اختلال ایجاد شود اما به آن حد نمی رسد که بیمار نتواند در شب استراحت کند و یا به دلیل خارش های مکرر از خواب بیدار شود.
درمان بیماری چگونه است؟
معالجه این بیماران ساده است. مراحلی که باید برای درمان پشت سر بگذارید به شرح زیر می باشند:
1- باید از انگل کش هایی مانند پرمترین (permethrin) استفاده کنید. این پمادها از ناحیه گردن به پایین مورد استعمال قرار گرفته و سپس شستشو داده شود. استعمال کرم باید تا 7 روز ادامه پیدا کند. همچنین می توانید از یک اونس (معادل 30 گرم) کرم لیندان lindane 1% استفاده کنید. این کرم را نیز باید از ناحیه گردن به پایین بر روی پوست خود بمالید و حداکثر پس از 8 ساعت آنرا بشویید. این کرم اگر به طور مستقیم وارد پوست گردد، سبب ایجاد حمله های ناگهانی بیماری های متفاوت می شود به همین دلیل اگر پوست خراشیده، و یا دارای جوش های تحریک پذیر است نباید از آن استفاده کنید. همچنین مصرف این پماد بلافاصله پس از استحمام توصیه نمی شود. به دلیل رعایت جوانب احتیاط بهتر است خانم های باردار، شیرده، و کودکان زیر 2 سال از این کرم استفاده نکنند. این نوع کرم تنها زمانی تجویز می شود که بیمار، نسبت به سایر راههای درمانی واکنش مناسب نشان نداده باشد.
2- داروهای خوراکی نیز برای درمان بیماری وجود دارند که از جمله آنها می توان به ایورمکتین (ivermectin) اشاره کرد. این ماده یک انگل کش موثر است و درد سر استعمال کرم را هم ندارد. مرکز مبازه با بیماری در امریکا پیشنهاد کرده که بهتر است این دارو در دوز 200 میکروگرم به ازای هر کیلو از وزن بدن استفاده شده و دو هفته بعد مجدداً مصرف تکرار شود. هر چند مصرف قرص های خوراکی خیلی راحت تر از استعمال پماد است، اما این قرص تاثیرات جانبی منفی بیشتری نسبت به انواع کرم ها دارد.
3- آنتی هیستامین ها مانند دیفن هیدرامین (diphenhydramine) می توانند در رهایی شما از خارش های مکرر نقش شایان ذکری را ایفا کنند.
4- لباس ها، ملافه ها و پتوها را با آب گرم به خوبی بشویید. انگل ها برای مدت زمان طولانی قادر نیستند در خارج از بدن موجود زنده زندگی کنند، اما بهتر است کل لباس های خود را بشویید و خشک کنید، فرش ها و مبلمان را تمیز کرده و اقدامات پیشگیرانه دیگر را نیز در این خصوص انجام دهید.
5- مراقب برخوردهای جنسی خود باشید و ارتباط خود را با اعضای خانواده در یک چهارچوب قرار دهید. (ارتباطتان را با کسانی که خود ناقل بیماری هستند کم کرده و ارتباطی که امکان انتقال بیماری را ممکن می سازد، قطع کنید.)
از آنجایی که خارش به مرور زمان افزایش پیدا می کند، برای درمان کامل چند روز وقت لازم است تا خارش به طور کلی از میان برود. پس از گذشت یک تا دو هفته، رهایی شما از بیماری چشمگیر خواهد بود. اگر بعد از این مدت تغییری احساس نکردید، باید از انگل نمونه برداری شده و نوع آنرا مشخص کنند.
آیا امکان دارد که تشخیص بیماری نادرست باشد؟
معمولاً چنین اتفاقی می افتد؛ چرا که در مراحل اولیه برآمدگی ها شبیه به جوش های کوچک یا نیش پشه هستند، اما پس از گذشت چند هفته، زمانیکه بیماری به اوج خود می رسد، علائم نمود بیشتری پیدا کرده و کاملاً قابل تشخیص خواهد بود.
تحت چه شرایط خاصی امکان انتقال بیماری افزایش می یابد؟
افراد سالخورده و ضعیف که در خانه سالمندان و یا سازمان های مشابه دیگر نگهداری می شوند، ممکن است دچار بیماری شده و علائم خاصی را نیز از خود بروز ندهند. در این شرایط بیماری به صورت اپیدمی درآمده و فراگیر می شود. مبارزه با نمونه های اینچنین بسیار دشواربوده اما خوشبختانه تعداد آنها بسیار کم می باشد.
parand
06-07-2009, 10:06 AM
یک تک سلولی تاژکدار است که در جانوران کوچک بیماری اسهال را سبب می شود. پاتوفیزیولوژی:
طریقه ی انتقال این تاژکدار راه مدفوعی- دهانی می باشد و یک انگل حیوانی محسوب می شود . مرحله ی بیماری زایی در این ارگانیسم giardia oocyst می باشد و وقتی که بلعیده شود در روده ی کوچک به شکل یک تروفوزوئیت (trophozoite) در خواهد آمد که به موکوز روده ای حمله کرده و با روده در جذب مواد غذایی ، ویتامین ها و چربی به رقابت می پردازد که پی آمد این رقابت عدم جذب کامل و صحیح این مواد است.
علائم ظاهری:
Giardia در سگ و گربه و به خصوص توله سگ ها و بچه گربه ها بیماری ایجاد می کند و به دلیل آشکار نشدن این بیماری ، شیوع آن زیاد می باشد و دلایل متعددی نیز عدم آشکار شدن این بیماری را شرح می دهند که عبارتند از :
- ناتوانی در شناخت ارگانیسم ها
- دفع متناوب و دوره ای
- فقدان تکنیک های آزمایشگاهی
و این موارد سبب شده اند که ژیاردیا در لیست های مختلف تشخیصی قرار داده نشود.
از علائم بالینی و اولیه ی این بیماری در سگها می توان به کاهش وزن بدن بدون کاسته شدن اشتها اشاره کرد.
تشخیص بیماری (Diagnosis):
ژیاردیا را می توان از طریق مشاهده ی oocyst و یا trophozoite در مدفوع روان تشخیص داد و تکرار آزمایش مدفوع برای بیش از 3 تا 5 روز متناوب احتمال شناسایی یک نمونه ی مثبت را افزایش می دهد.
تروفوزوئیت ها را عموماً نمی توان در مدفوع روان مشاهده کرد ولی جانورانی که به طور متناوب اسهال می شوند ممکن است به دلیل بیماری ژیاردیا باشد . اگر چه وجود تروفوزوئیت ها در مدفوع جانور این بیماری را آشکار خواهد کرد اما عدم وجود آن نیز دلیلی بر عدم ابتلا به بیماری نمی باشد از این رو بهتر است علاوه بر آزمایش مدفوع ، نمونه هایی از شیره ی روده ی جانور نیز مورد آزمایش قرار گیرد و ازلحاظ وجود تروفوزوئیت ها بررسی شود.
از روش های دیگر تشخیص می توان به آزمایش ELISA اشاره کرد که از طریق اندوسکوپی و ردیابی آنتی ژن ها ی ژیاردیا در مدفوع می تواند تا بیش از 96% این بیماری را تشخیص دهد. روش دیگری که وجود دارد و در مقایسه با ELISA قدرت تعیین کنندگی بیشتری دارد و به خصوص در سگ ها و گربه ها می توان از این روش بهره برد به ” تست تمرکز سولفور روی ” (ZSCT) معروف است.
درمان بیماری :
50 mg/kg از fenbendazole برای 3 روز می تواند در درمان این بیماری مؤثر باشد ، از این دارو علاوه بر درمان ژیاردیا می توان برای درمان بیماری هایی نظیر اسکاریس (کرم روده) ، کرم قلابدار(نوعی کرم روده) ، کرم کدو و کرم whip در سگ ها استفاده نمود.
از دیگر دارو های درمانی می توان به موارد زیر اشاره داشت :
Ipronidazole , 127 mg/l in water X 7 days
Metronidazole , 50-70 mg/kg PO SID X 5 days
Albendazole , 25 mg/kg BID X 2 days
Quinacrine PO or IM: in large dogs, 200mg TID x 1day or 200mg BID x 6 days, in small dogs, 100mg BID x 1 day or 100mg SID x 6 days, in puppies, 50mg BID x 6 days, and in cats, 10mg/kg SID x 12 days
parand
06-07-2009, 10:06 AM
خلاصه:لیشمانیازیس بیماری مشترک انسان وحیوان است که میزبان مخزن بین حیوانات وحشی است.حیوانات اهلی به عنوان دومین میزبان مخزن به شمار می آیند.این انگل بصورت اماستیگوت درمهره داران وبصورت پروماستیگوت درحشرات دیده میشود.
كشف ليشمانيا به عنوان عامل بيماري كالاآزار
سال 1903 ويليام ليشمن و چالز دونو وان اما ستيگوت(1) را درون ماكروفاژهاي افراد مبتلا به كالا آزار مشاهده نمودند.
چرخه حياتي (سيكل زندگي)
جنس ليشمانيا متعلق به خانواده تريپا نوزوماتيده كه آنهم جزء تك ياخته هاي كينتوپلاستيده(2) است كينتوپلاستيدها متعلق به شاخه او گلنوزوا كه تك ياخته او گلنوئيدهم جزء همين شاخه است . ليشمانيا داراي دو مرحله تكثير است ( Digenetic ) يا چند ميزبانه (Hetero xenous ) است كه بعنوان انگل در حشرات و مهره داران عمل مي كنند ميزبان هاي مهره دار شامل پستانداران و مارمولك هاست ميزبان هاي پستاندار آن انسان ، سگ و بعضي جوندگان است .
اين انگل ها (ليشمانيا ها ) بيماريهاي پيچيده اي را ايجاد مي كنند كه موسوم به ليشمانيازيس است . گونه هاي ليشمانيايي عهد جديد و عهد قديم شناخته شده اند و در هر دو بيماري مي تواند جلدي يا احشايي باشد . حشره هاي ناقل پشه خاكي از جنس فلوبوتوموس phlebotomus و لوتزوميا ( Lutzomyia ) است كه در آنها انگل بصورت پروماستيگوت در لوله گوارش زندگي مي كنند كه در هنگام خونخواري از بخش پيشين لوله گوارش (foregut ) مسدود شده توسط انگل به زخم وارد میشود.
1- آماستيكوت : مرحله ابتدايي چرخه زندگي در تويپالوزوم كه پيكر مدور و بدون تاژك دارند .
2- كينتوپلاست : جسم ضميمه اي است در ماستيگوفوراها كه داراي DNA است و تكثير مستقل دارد
مرفولوزی
لیشمانیاازنظرشکل بردوگونه است شکل پروماستیگوتی وشکل درون سلولی آماستیگوتی.
مراحل مختلف چرخه حياتي تريپانوزوماتيد .
a- پروماستيگوت
b- آپيستوماستيگوت
c- اپيماستيگوت
d- تریوماستیگوت
e- كوانوماستيگوت
f- آماستيگوت
g- پاراستيگوت
N-هسته
ّ-Fتاژك
K-كينتوپلاست
پروماستيگوت از پشه خاكي ( اندازه 20-14 نانومتر ) توسط ماكروفاژهاي ميزبان هاي پستاندار بلعيده مي شود. و تبديل به آماستيگوت ( به اندازه 4-2 نانومتر ) مي شود انگل در واقع درون فاگوليزوزوم ماكروفاژ زندگي ميكنند آنها تقسيم شده و پس از تركاندن سلول وارد سلولهاي ديگر مي شود در محل ابتدا توليد يك پاپول كوچك مي كند .
انگل ليشمانيا ترو پيكا عهد قديم توليد ليشمانيازيس جلدي مي كند ، اغلب خود به خود بهبود مي يابد و موسوم به زخم شرقي ( سالك ) مي باشد در حاليكه انگل ليشمانيا دونواني بداخل سلول هاي پوشينه اي سيستم تورينه – پوشينه اي و گلبول هاي سفيد با هسته چند شكلي خون ، طحال ، غدد لنفاوي ، مغز استخوان و در نهايت ايجاد ليشمانيازيس احشايي مي كند كه در صورت عدم درمان ممكن است كشنده باشد .
ليشمانيازيس مخاط جلدي عهد جديد ايجاد يك جراحت ( لزيون ) در محل گزش مي كند كه مي تواند ريشه ( متاستاز) به بيني و دهان بدهد و باعث بد ريختي و بيماري غير قابل درماني را بنمايد .
انگل ها بوسيله پشه خاكي در هنگام خونخواري گرفته مي شود و وارد لوله گوارش شده و در بخش مياني لوله گوارش ( Mid gut ) تكثير يافته و تبديل به پروماستيگوت شده به سرعت موجب انسدادلوله گوارش شده و واردمري میشود
جرخه زندگی لیشمانیا در پشه خاکی
اين پروماستيگوت ها مي توانند در 25 درجه سانتيگراد پر ورانده شود. معمولا اماستيگوت ها در داخل سلول ها کشت يافته رشد داده مي شوند اما مي تواند در خارج سلولي در 37 درجه در شرايط خاص رشد داده شود .
بيماريهاي ليشمانيايي
ليشمانيازيس احشايي ( كالا آزار )
بيمار باليني در واقع طيفي از نشانه هاي باليني است كه هم تحت تاثير گونه هاي ليشمانيا و هم واكنش ايمني ميزبان است عفونت ليشمانيا دونوواني با دوره كمون 4-2 ماه از بدون نشانه تا بروز بيماري كامل فرق مي كند .
بيماري باتب و بيقراري شروع شده و با تحليل رفتن ، بزرگي طحال و كبد ادامه يافته و در نهايت پس از 3-2 سال موجب مرگ مي شود در بعضي از موارد كه بيماري بصورت حاد است با تب بالا و لرز و در نهايت در 12-6 ماه موجب مرگ ميگردد .
علت مرگ معمولا در اثر عفونت هاي ثانويه است بعضي از عفونت ها هم خود بخود بهبود ي مي يايند.
اماستيگوت هاي ليشمانيا دونواني در اسمير طحال كه با گيمسا رنگ آميزي و با روغن سدر مشاهده مي شود به هسته و كينتوپلاست ميله اي شكل توجه كنيد ( از T.C- ORITEL 19996 )
اماستيگوت ها در سال 1900 از اسمير طحال سربازي از دام دام ( DUM DUM ) هند توسط ويليام ليشمان كشف شد ( بيماري در هند موسوم با كالاآزار يا تب دام دام است ) ليشمان اين موضوع را در سال 1903 منتشر كرد و همزمان با او چارلز دونوان نيز موفق به كشف اين انگل شد در بعضي از مناطق در 10-5 درصد از موارد درمان شده آشفتگي پوستي ايجاد مي شود كه موسوم به تظاهر ليشمانيايي جلدي پس از كالا آزار است ( PKDL)
ليشمانيازيس جلدي (سالک)
از آنجائيكه تمام ليشمانياها مرفولوژي مجزايي دارند . محققين در ابتدا سه گونه ليشمانيا رامعرفي نمودند تروپيكا (جلدي ) برازيلنيس ( جلدي مخاطي ) و دونوواني ( احشايي ) بهر حال طبقه بندي متداول خيلي پيچيده تر و باز تاب پيچيدگي نشانه هاي است بعنوان مثال انگل هاي كالا آزار هندي و مديترانه ليشمانيا دونوواني و ليشمانيا اينفانتوم
ليشمانيازيس جلدي عهد قديم
دو گونه از ليشمانيا باعث بيماري جلدي در خاور نزديك مي شود . ليشمانيا تروپيكا و ليشمانياماژور بعد از گزش پشه خاكي (فلوبوتوموس ) آلوده ابتدا يك برجستگي جوش مانند ( نودول ) كه ناشي از تجمع سلول هاي پلاسمايي ، لنفوسيت و ماكروفاژهاست بوجود مي آيد .
ليشمانيا ماژور يك بيماري مناطق روستايي و ليشمانيا تروپيكا معمولا در شهرها اتفاق مي افتد در محل جوش زخمي باندازه 3-1 سانتي متر شكل مي گيرد كه اطراف آن آماسي است انگل ها در زخم تكامل يافته پراكنده است مخصوصا در ناحيه حاشيه اي آن بهبودي در عرض چند ماه صورت مي گيرد و ايمني پايدار شكل مي گيرد .
زخم هاي ليشمانيا ماژور ممكن تا حصول بهبودي چند سال طول بكشد زخم هاي ليشمانيا تروپيكا خشك و ليشمانيا ماژور مرطوب هستند هر دو تا ممكن است به عفونت هاي ثانويه آلوده گردند ( yaws ) از جمله ياوز ( يك بيماري پوستي غده غده اي شدن كه ناشي از نوعي اسپيروكت است ) و مياز ( آلودگي زخم بالا رو حشرات ) بعد از بهبود زخم چه بصورت خود بخود و چه درمان يك ايمني پايداري بوجود مي آيد.
ليشمانيازيس جلدي عهد جديد
ليشمانيا عهد جديد به مراتب پيچيده تر مي باشد و در اثر ليشمانيا شاگاسي كه ايجاد بيماري احشايي مي كنند ليشمانيا گروه مكزيكي ( مكزيكان گروپ ) كه ايجاد جراحت خود بهبودي يابنده پوستي مي كند و گروه ليشمانيا برازيلنيسیس كه ايجاد جراحات جلدي و مخاطي – جلدي مي كند بيماري بصورت نقاشي و حك شده بر روي سفال هاي بدست آمده از پرو كه متعلق به 400 سال پيش از ميلاد مسيح است نشاند داده شده است بيماري در تمام كشورهاي آمريكايي لاتين بجز شيلي واروگوئه گسترش دارد و مواردي هم از تگزاس گزارش شده است بيماري يك بيماري مشترك بين انسان و حيوان است كه میزبان مخزن در بين حيوانات وحشي دارد .
جراحت اوليه در انسان بصورت زخمي است كه مركز آن گرد مثل دهانه آتشفشان و اطراف آن التهابي است .
ليشمانيا مكزيكانا ايجاد زخم شيكلروس مي كند كه مي تواند تقريبا باعث تخريب تمام گوش خارجي شود .
ليشمانيا برازيلينسيس ايجاد زخم هاي متاستازي در بيني و مخاط حلق مي كند اين زخم ها ممكن است در عرض چندماه تا چند سال از آغاز عفونت بوجود آيند بيماري عمدتادرافراديكه شاغل در جنگل هستند بروز مي كند و موسوم به اسپانديا مي باشد تخريب جنگل ها موجب گرايش و تطابق بعضي از گونه هاي پشه خاكي در محيط هاي مسكوني و لذا دام اهلي بعنوان دومين ميزبان هاي مخزن بشمار مي آيند .
بيماري اغلب همراه بالاغري مفرط ( كاشكسي ) و به دنبال بهبودي ، آشفتگي ( دفورمیتی ) اعضاء مشاهده مي شود .
اغلب بافت هاي استخواني و غضروفي بيني و همچنين كام سخت و نرم از بين مي روندومرگ بدنبال عفونت ثانويه يا سوء تغذيه رخ مي دهد .
و گاه بيماري به اشتباه جذام و يا ديگر عفونت هاي باكتريايي و قارچي تشخيص داده مي شود
در بعضي از بيماران ، مخصوصا در ونزوئلايك فرم جلدي منتشر از بيماري كه باگرانولوماي ماكروفاژي و ضخيم شدن پوست مشخص شده مشاهده ميشود.اين فرم مثل جذام لپرو ماتوزي و مثل بيماريهاي قارچي است و گاه در تشخيص دچار اشتباه مي كند
پراكندگي ليشمانيازيس
حدود 12 ميليون نفر از 88 كشور جهان به ليشمانيازيس مبتلا ست از كشورها 16 كشور جز كشور هاي توسعه يافته جهان هستند تخمين زده مي شود حدود 350 ميليون نفر در معرض ابتلا به گونه هاي مختلف ليشمانيا هستند .
بروز موارد جديد در سال ، حدود 2 ميليون نفر است ( 5/1 ميليون ليشمانياي جلدي و نیم میلیون نفر ليشمانياي احشايي) مثل خيلي از بيماريهاي گرمسيري عفونت هاي ليشمانيايي با توسعه اقتصادي ساخت بشر و تغييرات محيط اطراف توسط انسانها باعث افزايش تعارض ( در معرض قرار گرفتن ) انسان با پشه خاكي ناقل بيماري باشد برداشت الوار از جنگل ها استخراج معادن ، سدسازي ها ، تعريض اراضي براي كشت ، برنامه هاي جديد آبياري ، جاده سازي و جنگل ها دست نخورده از جمله در آمازون ، گسترش مهاجرت هاي اقتصادي و شهرنشيني هاي فزاينده و سريع در سطح جهان علل اصلي افزايش موارد ابتلا به اين بيماري است .
بيماري هميشه بعنوان يك زئونوز بوده است . نوعي از موش موسوم به جربيل بعنوان اصلي ترين مخزن ليشمانيا تروپيكا در مركز آسياست و در بعضي از مناطق سگ وگربه وسنجاب ها نيزعفوني ميگردند . در آمريكاي لاتين جوندگان بعنوان مخزن براي گونه هايي از ليشمانيا هستند .
اخیرا یک افزایش درلیشمانیای احشائی پدیدآمده که ناشی ازاشاعه جهانی ایدز میباشدعفونت توامان ایدز لیشمانیا رامیتوان یک بیماری وابسته یاگرایشی واقعی بحساب آوردمخصوصادراروپای جنوبی که70-25 درصدازلیشمانیای احشائی بالغین وابسته به عفونتHIV بوده است9-5/1درصداز مواردایدزازبیماری لیشمانیای احشائی تازه گرفتار شده ویادوباره فعال شده رنج می برندهمه گیری هائی از لیشمانیا احشائی هنوز هم درسودان شرقی و جنوبی ودرتقاطع اریتره اتیوپی وسودان بروز می کند اخیرا بروز مجددی از لیشمانیای احشائی در برزیل رخ داده است.
شرح ذيل نقشه پراكندگي جهاني تيپ هاي مختلف ليشمانيا از وب سايت Oppedaes است .
شيوع ليشمانيازيس در سگ هاي شكاري ايالات متحدي
در سال 1999 سگ هاي شكاري باشگاهي در ميل بروك نيويورك مبتلا به يك بيماري ناشناخته اي شدند نشانه هايي كه در آنها مشهود بود عبارت بودند از ضعف , خونريزي , از دست دادن موها و نارسايي كليه , بيش از 24 تا از سگ ها مردند . آزمايش مايعات مفصلي سگ هاي بيمار منجر به شناسايي انگل هاي ليشمانيايي شد و پس از آن تمام سگ هاي شكاري ( Fox hound ) آمريكا تحت آزمايش قرار گرفتند و 12 درصد از آنها پادتن بر عليه ليشمانيا داشتند ولي نه در سگهاي ولگرد ميل بروك و نه سگهاي ولگرد ساير نقاط آمريكا پادتني مشاهده نشد
.انتقال اين بيماري مبهم بود .چون از چهارگونه پشه خاكي موجود در ايالات متحده هيچكدام به جز در نیوجرسي قادر به زندگي در شمال نيستند . دانشمندي در والتر رايد چنين نظريه داد كه سگها با تماسهاي جنسي يا تماس زخمها ممكن است همديگر را آلوده كرده باشند البته متخصصين ليشمانيا با اين نظر موافق نيستند .
آنها نظرشان براين است كه سگها زمانيكه در سفر جنوب بودند بوسيله پشه خاكي گزيده شده اند يك احتمال ديگر اينكه گونه ناشناخته اي از پشه خاكي در محل باشد يا حتي ناقلين ديگري وجود داشته باشد گونه ليشمانيا , ليشمانيا ايفانتوم است كه به احتمال پايين بودن سطح اپيدميكي آن در افراد ايالات متحده وجودش فراموش شده است .
تشخيص و درمان ليشمانيازيس
تشخيص بيماريهاي ليشمانيايي منحصراًبا شناسايي اماستيسگوت در كشت انگلي و يا روش ميكروسكوپي ا ست اخيراً PCR ژن هاي انگلي جهت تشخيص مورد استفاده قرار مي گيرد .
بيوسپي بافتي را به صافي هاي مخصوص تماس داده و سپس صافي ها را با الگوهاي معلوم در مقابل ژن هاي انگل روبرو ميكنند . درمان بيماريهاي ليشمانيايي هم بصورت موضعي و هم بصورت عمومي با استفاده از تركيبات پنج ظرفيتي آنتيموان و تركيبات معطره دياميدين انجام ميگيرد رايج ترين تركيبات مورد استفاده از آنتيموان پنج ظرفيتي استيبو گلوكنات سديم ( پنتوستام ) در آنتي مونيات ملگوسين (گلوكانتيم) كه براي اولين با در سال 1947 و 1950 بكار گرفته شده است عدم توفيق در درمان و عود بيماري در تمام فرمهاي ليشمانيازيس حدود 25-10 درصد موارد ميباشد اگر اين داروها موثر نبودند از پنتاميدين (لوميدين) و آمفوتريسين B(فانژيزون) كه در سالهاي 1940 و 1959 معرفي شده اند استفاده مي شود .درمان ليشمانياي مخاطي – جلدي موفقيت آميز نيست .
ایمنی شناسی لیشمانیازیس
نظر به اينكه آماستيسگوت در درون فاگوليزوزوم ماكروفاژهاي ميزبان قرار مي گيرند لذا واكنش ايمني هومورال بدليل مخفي بودن انگل ليشمانيا شكل نمي گيرد از آنجائيكه انگل هاي درون سلولي در معرض واكنش هومورال ميزباني نيستند پادتن هاي گردش خون تاثيري بر عفونت ندارند وحتي ممكن است مضر نيز واقع شوند ايمني بطور كلي وابسته به ایمنی سلول است و اين براساس مشاهدات زير است .
1- تخليه سلولهاي Bدر حيوانات تاثيري بر جريان يك عفونت ندارد .
2- جلوگيري از عمل پادتن ها بوسيله ضد(m (Igتاثيري بر عفونت ندارد .
3- درحاليكه سطحm Ig و IgG بالاست ولي قادر به حفاظت در برابر عفونت نيست با استفاده از سويه هاي همخون موش هايي كه از نظر ژنتيكي مشخص ومعلوم هستند آنهايي كه در مقابل ليشمانياي ماژور جلدي بهبودي يافتند و آنهايي كه بهبودي نيافتند موجب افزايش دانش ما در مورد واكنش ايمني در برابر ليشمانيا است . دو كشف اساسي در اين سیستم عبارتند از :
1- دو مسير براي سلولهاي كمكي تي ( T Helper ) وجود دارد .افزايش (1 T Helper ) منجر به محافظت و افزايش ( T Helper2 ) منجر به وخامت بيماري ميشود .
2- علاوه بر اين حفاظت خودكار , ماكروفاژها نيز يك سيستم دفاعي ديگر دارند كه با توليد عامل نكروز توموري آنها (TNFalpha) كه باعث تحريك در توليد آنزيم اكسيد نيتريك سنستتاز مي شود .
هرگونه نقص ژنتيكي كليدي در اين مسير خود را مستعد ابتلا به بيماري خواهد نمود استعداد ابتلا به عفونت در موش هاي همخون حداقل بوسيله پنج جايگاه ژن كنترل مي شود .
اين پنج جايگاه ژن عبارتند از SCL-1 , SCL-2 , خوشه ژني سيستوكين T-Helper 2 كمپلكس اصلي بافت رقابتي و NraMp1 يا L Sh مشابه همين براي ژنهاي مستعد كننده انسان نيز شناسايي شده است اين ژن ها همچنين كنترل مقاومت ديگر پاتوژنهاي درون سلولي مثل توكسوپلاسما , سل و جذام را بعهده دارند.
فرعيات Tcell كه Th1 باعث فعال شدن ايمني وابسته سلولي و از واكنش هومورال جلوگیری میکند. درحاليكه سلولهاي Th2 باعث فعال شدن ایمنی هومورال و از ايمني وابسته سلولي جلوگيري ميكند .
واكسنهاي تجربي از سلولهاي كشته شده يا سويه هاي تخفيف حدت يافته در چند منطقه آزمايش شده است . در برزيل ( ليشمانيا امازونيسيس ) و در ونزوئلا ( ليشمانيا مكزيكن و ليشمانيا برازيلنسیس ) به ارتش اشغالگر اسرائيل نيز توصيه شده است كه سربازانشان برعليه ليشمانيا واكسينه كنند علاوه بر اين بعضي از واكسنهاي مولكولي ( واكسن هاي افتراقي ) كه براي آزمايش انتخاب شده اند : GP63 كه مهمترين گليكوپروتئين سطحي ليشمانيا و LPG ( ليپو فسفو گليكان ) سطحي پارازيت است .
واكسن هاي DNA كه تجلي gp63 را دارد معلومشده است تا حدودي موثر است .
· عفونت زايي ليشمانيا هاي پروماتيسگوتي كشت داده شد .
آزمايشگاه ديويد ساكس فاش ساخت كه پروماتيسگوت در ناقل پشه خاكي دستخوش تغييرات ظاهري وبيوشيميائي مي شوند بطوريكه عفونت زايي آنها براي ميزبانان پستاندار افزايش پيدا ميكند , آنها توانستند اين فرايند را در كشت انگل تقليد كند .
بطوريكه مرحله Log ( فاز لگاريتم ) غيرعفوني و مرحله خاموشي يا تثبيت عفوني بوده است .آنها اين مراحل را به ترتيب پيش چرخه اي (Procyolic ) و فوق چرخه اي ( Metacyolic ) پروماستيگوت ناميدند .
پروماستيگوت هاي متاسيكلي ليشمانيا ماژور را مي توان با عدم توانايي آگلوتينه كردن لكتين , آگلوتيمين بادام زميني تشخيص داد .
شكلهايي از يك مقاله مربوط به تغييرات كربوئيدرات بين پروماستيگوتهاي ليشمانياي ماژور عفوني و غيرعفوني .دو گالاكتوز متصل به لكتين و آگلوتينين بادام زميني ( PNA ) و آگلوتنين كرچك (RCA ) مي توانند 100% پروماتيسگوت هاي فاز Log را آگلوتينه نماينددر حالیکه فقط 50 در صد پروماستیگوت هامرحله تثبیت راآگلوتینه می کنند افزودن mMD 10گالاكتوز مانع از آگلوكتيناسيون ميشود .
parand
06-07-2009, 10:07 AM
كپكها Mold قارچهاي پرسلولي ورشته اي Filamentas fungi هسند كه به رنگ ها واشكال مختلف ديده مي شوند( سبز ، آبي ، زرد ، قهوه اي وسياه )
رشدكپكها : پس از آنكه اسپور قارچ درمحيط مناسب قرار گرفت شروع به رشد نموده ولوله هاي زايا كوتاه Germ tube را تشكيل مي دهند سپس با رشدلوله هاي زايا رشته هاي هايفيhyphae كه واحد ساختماني كپكها هستند به وجودمي آيند . كلني هايفي هاكه تشكيل دهنده بدنه قارچ است Thallus ميسليومmycelium ناميده مي شود . كلني كپكها به صورت پنبه اي ، پودري ، پشمي ومخملي مشاهده مي شود هر هيف قطري درحدود 5 تا6 ميكرون داشته واز يك ديواره تازك وشفاف ولوله اي تشكيل شده است . اكثر هيفها داراي ديواره عرضي septa هستند . (ديواره عرضي درنتيجه رشد ديواره هيف ازدوطرف به سمت داخل ايجاد مي شود ) در بعضي از قارچها هايفي ها بدون ديواره عرضي هستند ومواد سيتوپلاسمي به همراه هسته ها درون هايفي ها روان هستند كه به آنها هايفهاي سينوسيتيك Cenocytic hyphac مي گويند
پس از رشد كپكها درمحيط كشت دونوع ميسليوم مشاهده مي شود :1- ميسليوم هاي هوايي aerial myceliumدسته اي كه واردهوامي شوند وتوليد اسپور مي كنند و2- ميسليوم رويشيvegetative mycelium كه وارد محيط كشت شده وموادغذايي راجذب مي كند
تقسيم بندي : 1- كپكهاي ديواره دار septate ديواره عرضي هيف رابه چند سلول تقسيم مي كند .
2- كپكهاي فاقد ديواره non septate ( چند سلولي وهسته درآن پراكنده است )
تولد مثل كپكها : درتشكيل ارگانهاي توليد مثلي چنانچه تمام بدنه قارچ به يك ياچند ارگان توليد مثل تبديل شودبه آن هالوكارپيك Holocarpic وچنانچه تنها قسمتي ازبدنه قارچ شركت كند به آن يوكارپيك Eucarpic مي گويند
1 -توليد مثل جنسي :
1- اوواسپور: كپكهاي بدون ديواره (فيكوميستها ) اكثرا آبزي هستند برخي همانند دوني ميلديو باعث زنگ زدگي كند late blight وخالدار شدن گوجه فرنگي Buckeye مي شود .
2 - زايگوسپور : تركيب شدن انتهاي دوهيف كه غالبا مشابه هستند
3 - آسكوسپور : كپكهاي ديواره دار (آسكوميست ) تركيب دوسلول ازهمان ميسليوم ياازدوميسليوم جدا ازهم . معمولا در هرآسك 8اسپور قرار دارد وآسكها ممكن است درون آسكو كارپ وجودداشته باشند .
5 - بازيديواسپور شامل اكثر قارچهاي خوراكي ، زنگهاي گياهي وسياهكها است .
2 - توليد مثل غير جنسي : : توليد اسپور ) تشكيل اسپور غير جنسي (كونيد يا) به دوشيوه امكان پذيراست 1- فرم تاليك Thalhc اسپور درون هايفهاي موجود قارچ شكل مي گيرد و2- بلاستيك Blastic به طريقه جوانه زدن شكل مي گيرد
الف) فرم تاليك 1- آرترواسپور Arthrospore : تكه تكه شدن هيف Fragmentation معمولا مستطيلي شكل وگاهي بيضي اند
ب ) فرم بلاستيك :بلاستواسپور Blastospore اسپور غير جنسي كه دراثر جوانه زدن هايف بوجود مي آيد وسپس جوانه ازسلول مادرجدامي شود
اسپورانژيواسپور وكلاميديا : اسپور غيرجنسي كه درداخل اسپورانژيوم ( كيسه دربرگيرنده اسپور ) قرار دارد واگر درنوك واطراف هايف ساخته مي شود كه به آن كونيديا گويند .
كپكها متداولترين ومهمترين عامل فساد نانها واكثر فراورده هاي نانوايي محسوب مي شوند معمولا درجه حرارت پخت آنقدر بالا است تاكليه اسپورهاي كپكهاي موجود درداخل ياسطح نان راازبين ببرد .كپكها ازطريق هوا درمرحله سرد شدن يابعد ازآن ،جابجايي ويابسته بندي به نان منتقل مي شوند
شناسايي كپكهايي كه توليد اسپورانژيواسپور مي كنند :
1- ساده ياشاخه داربودن اسپورانژيوفور
2- نوع شاخه
3- اندازه، شكل،رنگ ومحل قرارگيري اسپورانژيوم ها
مشخصات كشت:
1- بعضي ازكپكهاكم تراكم وپف كرده اند وبرخي متراكم وفشرده اند .
2- سطح برخي ازكپكها مخمل مانند ،بعضي خشك وبعضي پودري اند وعده اي ژلاتيني
3- وجود رنگدانه در ميسليوم ( قرمز،بنفش،زرد،قهوه اي، خاكستري ،سياه وغيره)
4- شكل ظاهري قسمت تحتاني روي كشت آگار
طبقه بندي و شناسايي كپك ها :
معيارها : 1. داشتن يا نداشتن ديواره عرض يا هيف
2. روشن يا تيره (دودي) بودن مسيليوم
3. رنگي يا بي رنگ بودن مسيليوم
4. توانايي توليد اسپور جنسي
5- نوع اسپورهاي غير جنسي
6- خصوصيات كلاهك اسپوري
7- شكل ظاهري اسپورانژيوفور ياكونيديوفور
8- ظاهر ميكروسكوپي اسپوهاي غير جنسي
9- وجود ساختارهاي ويژه مانند استولن، ريزوئيد، سلولهاي پايه ،اسكلروتيا وغيره
مهمترين كپك هاي نان عبارتند از : رايزوپوس استولونيفر (رايزوپوس ها: كلني سريع رشد باميسليوم هاي هوايي وشبيه پنبه ودرابتدا سفيد رنگ وسپس به رنگ خاكستري درمي آيد مشخصات ميكروسكوپي آن هايفهاي بدون ديواره اسپونژيوفورهاي ساده يا منشعب ودرانتها به اسپونژيوفور بزرگ وگردي ختم مي شود داراي استولون (رشته هاي فرعي كه اسپونژيوفورهاي غير منشعب رابه هم وصل مي كند) وريزوئيد (هايفهاي ريشه مانند درانتهاي اسپونژيوفور) )
عوامل تشديد كننده فساد كپكي :
1- آلودگي شديد پس از پخت (آلوده بودن شديد هوا ، طولاني بودن زمان سرد كردن ، سيركولاسيون زياد هوا وآلودگي ماشين برش)
2 - رسيدن هواي بيشتر به نان درمرحله برش
3 - بسته بندي نان به صورت گرم
parand
06-07-2009, 10:07 AM
در طبقهبندی جانوران که در آغاز قرن نوزدهم انجام گرفت، تمام جانورانی که دارای بدنی دراز و فاقد ضمائم واضح بودند به کرمها موسوم شدند. کرمها به یونانی Helmenthes و به لاتین Vermes نام دارند. این جانوران به علت داشتن یک انتهای قدامی یا سر که دارای اندامهای حسی است و به قصد برخورد و روبروشدن با محیط بطرف جلو حرکت میکند و یک انتهای خلفی یا دم ، با اسفنجها ، مرجانها و شانهداران اختلاف و تمایز دارند.
این جانوران میتوانند روی سطح شکمی که رو به پایین و در برابر زمین واقع است گردش کنند و یا بیحرکت بمانند. کرمها تقارن دو جانبی دارند. عدهای از آنها زندگی آزاد داشته و محل زندگیشان متفاوت است و عدهای دیگر زندگی انگلی دارند و در بدن گیاهان ، جانوران و حتی انسان به سر میبرند و اغلب مولد امراض خطرناکی برای آنها هستند.
کرمهای پهن
پستترین کرمها ، کرمهای پهن یا پلات هلمنتها میباشند که بدنهای نازک و نرم دارند. عده کمی از آنها آزادند و بیشتر آنها به حالت انگل هستند. این کرمها از 3 رده تورکیان ، بادکشداران ، و نواریان تشکیل شدهاند.
رده تورکیان
رده تورکیان یا کرمهای پهن آزادانه اکثرا در آب شیرین یا شور و یا جاهای مرطوب به سر میبرند. پلانارینها جز این رده هستند، که در آبهای سرد و دایمی به کندهها و تیرهای معلق در آب آویزانند و از نور فراری هستند. این کرمها هرمافرودیت هستند، یعنی هر دو دستگاه نر و ماده را دارا هستند. بدنشان فاقد کوتیکول است.
رده بادکشداران
رده بادکشداران یا کپلکها که انگلهای داخلی یا خارجی هستند، بدنشان از کوتیکول پوشیده شده است. فاقد قطعه یا بند هستند. این جانوران دارای بادکشها و قلابهایی برای چسبیدن به بدن میزبان هستند. دارای مرحله لاروی و بلوغ هستند و مرحله لاروی را معمولا در بدن یک نرمتن شکمپا به سر میبرند. تعداد تخمهایی که تولید میکنند، فوق العاده زیاد است. فاسیولاهپاتیکا کرم معمولی کبد گوسفند) است که در مرحله بلوغ در مجاری صفراوی به سر میبرد.
رده نواریان
رده نواریان یا کرمهای نواری انگلهای داخلی میباشند که در روده مهرهداران به سر میبرند. این جانوران ، بدنی پهن و نواری شکل دارند و بدن آنها از قطعات زیاد یا بندهای کوتاه زیاد تشکیل یافته است. از کوتیکول پوشیده شدهاند. اینها دهان و لوله گوارش ندارند و مواد غذایی) از دیواره بدنشان جذب میگردد. قسمت جلوی بدن یا سر آنها اسکولکس نام دارد. کرمهای کدو نام دیگر نواریان میباشد.
کرمهای لولهای شکل
بدن آنها بدون تقسیم است. دارای بدنی باریک و استوانهای ، همراه با کوتیکول مقاوم و یک لوله هاضمه کامل و دایمی میباشند. این جانوران در میان جانوران پریاخته از حیث تعداد بعد از حشرات شاید مقام دوم را داشته باشند. جنسهای نر و ماده آنها معمولا از هم جدا میباشند و جنس نر کوچک تر از ماده است. نمونه بارز کرمهای لولهای ، کرم آسکاریس میباشد.
کرم آسکاریس
کرم آسکاریس یا کرم روده انسان و خوک دارای بدن لولهای و باریک است و در هر دو انتها نازک میشود. پوشش بدن از کوتیکول صاف و سخت و مدوری است که دارای خطوط کوچک میباشد. چهار خط طولی سفیدرنگ در طول بدن امتداد مییابد. دهانش دارای سه لب است. این کرم انگلی است که در روده میزبانش زندگی میکند. کرمهای نر و ماده نیز در داخل روده میزبان جفتگیری میکنند.
کرم حلقوی
بدن آنها مرکب از بسیاری قطعات حلقهای شکل ، همانند و یا قطعه میباشد. داشتن قطعات مشابه ، معمولا هم در شکل خارجی و هم در ساختمان داخلی از قبیل عضلات ، اعصاب و اندامهای گردش خون ، وازنش و تولید مثل نمایان است. کرمهای حلقوی شامل رده کم تاران ، رده پرتاران و رده زالوها میباشد.
رده کم تاران
کرم خاکی مثالی از این رده است. بدن این کرم استوانهای دراز و بطور واضح در دو انتها نازک و باریک است. سر مشخص و متمایزی در حیوان وجود ندارد. بدن یک کرم بالغ به 80 تا 100 قطعه حلقهای شکل تقسیم شده است. دهان کرم در حلقه اول است. روی حلقههای 31 تا 37 برآمدگی غدهای واضحی به نام کمربند تناسلی دیده میشود. در هر حلقه به جز اولی و آخری چهار جفت تار مو مانند کوچک (ابریشم) وجود دارد. تارها در موقعی که کرم در سوراخش قرار دارد و یا روی زمین حرکت میکند، مانند گیره یا میخ عمل مینماید.
رده پرتاران
رده پرتاران ، حلقویانی هستند که در طول سواحل فراوان هستند. دارای سر متمایز بوده و در هر حلقه یک جفت پانمای جانبی وجود دارد. جنسهای نر و ماده معمولا از هم مجزا هستند. نرئیس یا کرم صدفی نمونه این رده است. این کرم هنگام روز زیر سنگها یا در یک سوراخ موقتی در حالی که فقط سرش بیرون است، مخفی میشود. شب از پناهگاه بیرون آمده روی شن میخزد و به اطراف شنا میکند. در ناحیه سر 4 جفت شاخک پیش دهانی در پشت دارد. اینها اندامهای حسی جانورند. در یک طرف هر حلقه بدنی یک پانمای پهن وجود دارد. دارای دستگاه گردش خون هستند. پلاسمای خون قرمز و حاوی هموگلوبین محلول و گلبولهای بیرنگ است.
رده زالوها
زالوها کرمهای آبزی و یا گاهی خاکزی دارای عادات شکاری یا انگلی هستند و در آنها بادکشهای بزرگ انتهایی به منظور حرکت و چسبیدن وجود دارد. بدن زالو در حال بیحرکتی دراز یا تخم مرغی شکل است و اساسا از 34 حلقه که بوسیله عقدههای عصبی مشخص است، تشکیل میشود. بدن از کوتیکول پوشیده شده است. دستگاه عضلانی زالو کامل و پر کار و قوی است. زالو هرمافرودیت است.
زالوها جانوران لاشهخوار ، شکاری یا انگلی بوده و گروهی دارای عادت خونخواری هستند. این نوع زالوی خونخوار توسط بادکش به میزبان چسبیده ، پوست آن را سوراخ و یک آنزیم ضد انعقاد به نام هیدرودین آزاد میکند و از (ون میزبان استفاده میکند. در یک وهله غذایی یک زالو میتواند چندین برابر وزن خود خون بخورد. قسمت بیشتر آب خون دفع میشود ولی قسمت غلیظ و متراکم چنین غذای کاملی به صورت مایع غلیظی باقی میماند و به آهستگی ظرف چندین ماه گوارش مییابد.
parand
06-07-2009, 10:10 AM
اهمیت بند پایان و بیماریهای منتقله توسط آنها بر اهل فن پوشیده نیست. با وجود اجرای برنامههای کنترلی گسترده در نقاط مختلف جهان بر اساس آخرین آمار سازمان بهداشت جهانی (WHO) میزان مرگ و میر ناشی از مالاریا در جهان 2.7 - 1.5 میلیون نفر برآورد شده است. هر ساله بیماریهای منتقله توسط کنهها خسارات فراوانی به صنعت دامپروری جهان وارد میسازند. مگس تسه تسه باعث شده است تا بسیاری از روستائیان ساکن برخی کشورهای آفریقایی به مناطق دیگر مهاجرت کنند. برخی بند پایان عادت دارند وارد بافتهای سایر موجودات شوند. و خسارات زیادی به صنعت چرم و پوست وارد کنند. کشور ما زیستگاه بسیاری از بند پایان بیماریزا میباشد.
رده بندی بند پایان
رده سخت پوستان (Crustacea)
این رده شامل خرچنگ آب شیرین و دریایی ، میگو و خر خاکی است. بیشتر این گونهها آبزی هستند. این رده دارای دو زیر رده است که برخی از آنها به عنوان میزبانان واسط برخی انگلهای مهم هستند.
رده میریاپودا (Myriapoda)
گونههای مختلف صد پایان و هزار پایان در این رده جای دارند. بسیاری از این گونهها آفات مهم غلات هستند و بعضی از آنها آفات مزارع را از بین میبرند و برخی از صد پایان سمی هستند.
رده حشرات
این رده گروه بزرگی از بیمهرهگان را شامل میشود، و بعضی از گونههای آن به عنوان ناقل بیماریزا عمل میکنند.
رده آراکیندا
در این رده عقربها ، عنکبوتیان ، کنهها ، جربها و سایر بند پایان وابسته قرار دارند. این رده با سایر بندپایان تفاوت قابل توجهی دارند و در انتقال برخی از بیماریها دخالت دارند.
رده پنتاستومیدا
کرمهای زبانی در این رده جای میگیرند. در مورد طبقه بندی برخی از گونههای این رده در شاخه بندپایان اختلاف نظر وجود دارد.
سوسریها (Cockroaches)
سوسریها در بسیاری از کشورهای جهان یافت میشوند و به زیر رده بالداران از رده حشرات تعلق دارند. سوسریها ترجیحا در جاهای گرم زندگی میکنند. این حشرات از مواد نشاستهای و قندی تغذیه میکنند. سوسریها ممکن است آفت دائم محلهای نگهداری حیوانات باشند. این حشرات انگل بشمار نمیروند ولی به سبب ویژگیهای خود قادر به انتقال بیماریها میباشند. این حشرات قادر به انتقال قارچها و تک یاختههای مختلف هستند. از آنجایی که سوسریها به سرعت تکثیر یاخته و آلودگیهای جدید ایجاد میکنند. لذا کنترل آنها مشکل است. موثرترین روش کنترل استفاده از حشره کشها است.
شپشها (Lices)
این بند پایان به زیر رده بالداران از رده حشرات تعلق دارند. شپشها میزبانهای متعددی دارند از جمله پرندگان و پستانداران از جمله انسان. عمده اثرات شپشها روی میزبانان آلوده ، تحریکی است که این حشرات ایجاد میکنند. شپشها بر روی پوست باعث ایجاد زخم و عفونت میشوند. و بیماری را از یک فرد به فرد دیگران منتقل میکنند. تعداد حشره کشهای موجود در حال افزایش است. عمده این مواد مصنوعی هستند. در مورد شپشهای انسان هگزاکلرو سیکلوهگزان (یک درصد) ممکن است به صورت موضعی استفاده شوند. مقاومت شپشهای انسان به حشره کشهای هیدروکربنی کلردار از نقاط مختلف جهان گزارش شده است.
ساسها
این بند پایان به زیر رده بالداران از رده حشرات تعلق دارند. تنها تعداد اندکی از گونههای موجود در این راسته به دلیل خونخواری از انسان در پزشکی اهمیت دارند. بعضی از گونهها میزبان تریپانوزوم کروزی هستند. در آمریکای جنوبی این تک یاختهها عامل ایجاد بیماری تریپانوزومیازیس میباشد. سازمان جهانی بهداشت استفاده از امولسیون یا محلول 5 درصد د.د.ت و استفاده از اسید هیدروکلریک را برای مقابله با این حشرات توصیه میکند.
کنهها
کنهها به رده عنکبوتیان تعلق دارند. بعضی از کنههایی که خون میمکند، چرخه کامل زندگی خود را روی بدن یک میزبان میگذرانند و فقط در هنگام پوست اندازی موقتا ارتباط خود را با میزبان قطع میکنند. کنههای مختلف ناقل عوامل بیماریزای هستند که پستانداران و بویژه انسان را آلوده میکنند. مثلا این بند پایان ناقل منحصر به فرد انگلهای ریکتسیایی ویروس مانند هستند که بروز نوعی بیماری خاص به نام تب خالدار کوههای راکی را در افراد باعث میشوند.
عنکبوت های سمی
عنکبوت باغی diadematus Araneus و عنکوبت باغی جنس Tegenaria از عنکبوتهایی هستند که انسان را میگزند، اما گزش آنها پیامدی ندارد. عنکبوتهای ماده از جنس Latrodectus به نام بیوه شهرت دارند. و به نسبت وزن خود از سمیترین جانوران هستند. احتمال مرگ در اثر نیش یک عنکبوت بیوه در حدود احتمال مرگ در اثر برق گرفتگی توسط رعد و برق است. وقتی که گزش اتفاق میافتد تاثیر آن چه در جانور و چه در انسان جدی است و در عرض چند دقیقه درد در اطراف زخم پیشرفت میکند و تا 30 دقیقه به حداکثر خود میرسد. از دیگر عنکبوتهای سمی میتوان به گونههای Phoneutria و Loxosceles اشاره کرد.
پشه
پشه به رده حشرات تعلق دارد. پلاسمودیوم انگلی است که پشه ناقل آن ، میزبان محسوب میشود. پلاسمودیوم میتواند به طریق جنسی فقط در روده پشه آنوفل تولید مثل نماید. پلاسمودیوم از راه بزاق پشه به بدن انسان منتقل میشود. بزاق پشه نقش ماده ضد انعقاد را برای جاری شدن خون به عهده دارد. از بیماریهایی که که به این ترتیب منتقل میشود میتوان به بیماری مالاریا اشاره کرد.
parand
06-07-2009, 10:10 AM
دامنه وسیع علم انگل شناسی از ماکرواکولوژیکی تا میکرواکولوژیکی و بیوشیمیایی و بهداشت عمومی ، جغرافیا ، علوم اجتماعی و اقتصادی و علوم مرتبط با آنها را شامل میشود. در سالهای اخیر سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده است که شش بیماری مهم انسانی در جهان منتشر است. پنج بیماری از این شش بیماری انگلی است که عبارتند از: شیستوزومیازیس ، مالاریا ، فیلاریازیس ، تریپانوز و میازیس آفریقایی و لیشمانیازیس. بیماری ششم نیز جذام است که عامل باکتریایی دارد.
در نتیجه انگل شناسی پزشکی در بین شاخههای علوم پزشکی و دانشمندان علوم پزشکی اهمیت زیادی پیدا کرده است.انگل شناسی از نظر رشد و توسعه علوم بویژه کاربردهای طبی ، دامپزشکی ، کشاورزی و صنایع غذایی اهمیت زیادی دارد. بنابراین روشن است که آشنایی با زندگی انگلی و انگلها ، نه تنها از نقطه نظر رشد و توسعه علوم ، بلکه از نظر کاربردهای عملی آن نیز بسیار مهم است.
جنبههای زندگی انگلی
چهره واقعی زندگی انگلی غالبا قابل لمس و درک نیست، زیرا روابط بین انگلها و میزبان آنها بسیار پیچیده است. انگل شناسی در واقع یکی از چهار جنبه مختلف از سیمبیوزیس است.
سیمبیوزیس
هر حیوان ، گیاه و یا موجود زنده اولیهای آغازیان یا(پروتیستا) که بخشی یا تمام زندگی خود را به همراه موجود دیگر از جنس دیگری میگذارند، را یک سیمبیونت یا سیمبیوت مینامند. چهار شکل از سیمبیوتیک شناخته شده است. اگر چه خط تفکیک بین آنها کاملا دقیق نیست. بویژه انواع اشکال سیمبیوزیس که شناخته شدهاند، فورزیس ، کامنسالیسم ، پارازیتیسم و موچوآلیسم میباشد.
فورزیس: هیچ نوع وابستگی از نظر متابولیکی و یا غیر از آن بین آنها وجود ندارد. نمونه این نوع زندگی انتقال باکتریها توسط اتصال به پای حشرات است. اگر چه پرواز حشره از جایی به جای دیگر به انتقال باکتری منجر میشود، ولی هیچ اجباری در این ارتباط از دو طرف نیست و اصولا یک نوع رابطه اتفاقی است.
کامنسالیسم: یک مثال در این مورد در شرایط محیطی دریایی ، رابطه بین آمفی پریون پرکولا یا کنتروکاپروس آکوله آتوس با شقایق دریایی. ماهی در بین خارهای شقایق دریایی زندگی میکند، در حالی که هیچ نوع آزاری از سوی میزبان نمیبیند. با توجه به اینکه ترشحات ماهی باعث حفاظت در مقابل نماتوسیتهای میزبان میشود. این لایه حفاظتی که ماهی ایجاد میکند، فقط پس از ورود و خو گرفتن اولیه ماهی است. پس از ورود ماهی به درون خارهای شقایق دریایی ، این عمل حفاظتی نیز انجام شده، ماهی از آسیب ماهی خوارها به خاطر وجود نماتوسیتهای میزبان محفوظ میماند. علاوه بر محافظت ، ماهی از غذای میزبان نیز برخوردار میشود.
پارازیتیسم: پارازیتیسم عبارتست از نوعی زندگی اجباری دو موجود با هم که انگل کوچکتر است و از جنبه متابولیکی با میزبان رابطه دارد. این ارتباط ممکن است دائمی باشد. مثلا کرمهای پهن نواری که در روده پستانداران دیده میشوند. یا ممکن است موقتی باشد. مانند پشهها ، ککها یا کنههای خونخوار. گفته میشود که پارازیتیسم یک رابطه اجباری است، زیرا انگل بطور معمول نمیتواند بدون ارتباط و تماس با میزبان خود باقی بماند.
انگلهای خونخوار مانند کنهها ، ککها و پشهها از نمونههای اولیه خونخواری مستقیم از میزبان هستند. چون ارتباط بین انگل و میزبانش عموما شامل تماس میزبان با مواد آنتی ژنی انگل است، خواه ناخواه این مولکولها با بدنه انگل (آنتی ژنهای سوماتیک) یا ترشحات و یا مواد دفعی انگل (آنتی ژنهای متابولیک) مقایسه میشوند. آنتی بادیها معمولا توسط میزبان در واکنش به انگل تولید میشوند. بنابراین بر عکس فورزیس و کامنسالیسم زندگی انگلی علاوه بر وابستگی متابولیک در بخشی از انگل ، عموما شامل پاسخهای میزبان در برابر بخش دیگری از انگل میباشد.
موچوآلیسم: نمونه معروف این نوع زندگی گلسنگها هستند که ترکیبی از قارچها و آلگها هستند. در طی این ارتباط ، آلگها مقدار زیادی ترکیبات آلی تولید میکنند که این مواد توسط قارچها مصرف میشوند. در حالی که قارچها نیز آب و مواد معدنی مورد نیاز آلگها را تولید میکنند. آنها را از خشک شدن و خطر نور شدید محافظت میکنند. نمونه دیگر موچوآلیسم رابطه برخی از تاژکداران موجود در روده موریانههای چوبخوار است.
رابطه انگلها با میزبان
انگلها به اشکال مختلفی با میزبان خود رابطه برقرار میکنند که میتوان انگل اجباری یا اختیاری ، موقتی یا دائمی ، خارجی یا داخلی ، اتفاقی یا سرگردان ، بیماریزا یا غیر بیماریزا و زئونوزرا را نام برد.
به علاوه میزبانها نیز اشکال مختلفی دارند. از جمله میزبان واسط یا نهایی ، ناقل مکانیکی یا ناقل ترانسفر ، مخزن و بالاخره هایپرپارازیتیسم را ذکر کرد و برخی از سیمبیونتها نیز رابطه استفاده متقابل تحت عنوان نظافتچی و نیازمند حفاظت با یکدیگر برقرار میکنند. بطور مثال در محیطهای دریایی ، برخی از انواع ماهیها و سخت پوستان وظیفه پاک کردن بدن گونههای بزرگتر را به عهده میگیرند. این عقیده وجود دارد که منفعت حاصل از این کار دو طرفه است و انواع مختلف دارای این زندگی هستند. از جمله تمساح با مرغ مصری ، گاوهای اهلی با مرغ ماهیخوار و کرگرن با پرندگان کنه خوار.
عفونت و بیماری انگلی
انتقال انگلهای مستلزم وجود سه عامل است: یک منبع عفونت ، یک راه انتقال و وجود یک میزبان حساس. برایند ترکیب عوامل فوق ، تعیین کننده شیوع انگل در یک زمان و مکان معین است.راههایی که انگل بوسیله آنها از منبع اولیه به میزبانان حساس میرسد متفاوت است. شانس بروز عفونت در شرایط محیطی مناسب که در آن انگل بتواند خارج از مواد دفعی زندگی کند و نیز در شرایط فقدان بهداشت فردی و اجتماعی افزایش مییابد. انسان مبتلابه عفونت انگلی میتواند به اشکال زیر عمل نماید.
تنها به عنوان میزبان انگل
همراه با دیگر حیوانات به عنوان میزبان اصلی
به عنوان میزبان تصادفی همراه با یک یا چند حیوان به عنوان میزبانهای اصلی.
علاوه بر لزوم سازگار بودن طبیعی انگل با میزبان خود ، سهولت انتقال انگل بستگی به عادات و تجمع گروهی و نیز مقاومت میزبان دارد.
تشخیص
تظاهرات بالینی در اغلب بیماریهای انگلی آن قدر عمومی است که در بسیاری موارد بنای تشخیص بر پایه نشانه شناسی کافی نیست. اگر چه یک پزشک باتجربه ممکن است علائم و نشانه های ویژه برخی بیماری انگلی را شناسایی کند ولی در موارد غیر معمول ممکن است نشانهها آنچنان گیج کننده باشند که هیچ تابلوی بالینی واضحی را نشان ندهند. همچنین بسیاری از عفونتها بویژه عفونتهای کرمی نشانه های کم و غیر مشخصی داشته و اغلب از نظر بالینی غیر قابل افتراق هستند. تشخیص نهایی و شیوه درمانی درست نیاز به شناسایی انگل در آزمایشگاه دارد.
درمان
درمان موفقیت آمیز بیمار شامل اقدامات پزشکی و روشهای جراحی ، توجه به وضعیت غذایی و دارو درمانی اختصاصی است. پزشک باید توانایی بیمار در همکاری آگاهانه ، بهسازی محیط ، همه گیر شناسی بیماری و انتخاب روشهای جلوگیری از گسترش عفونت را نیز مد نظر داشته باشد. در طی 10 تا 15 سال اخیر پیشرفتهای قابل توجهی دردرمان بیماریهای انگلی صورت گرفته است. هم اکنون داروهای موثر و نسبتا غیر سمی متعددی برای درمان اغلب بیماریهای انگلی در دسترس است.
parand
06-07-2009, 10:11 AM
الفانتیازیس (فيلآسايی) یا فیلاریازیس لنفاوی یک بیماری منتقله توسط پشه است که در اثر انواعی از نماتودها از جمله بروگیا مالایی(Brugia malayi) ایجاد میشود. بر اساس آمار سازمان جهانی بهداشت بیش از ۱۰۰ میلیون نفر به این بیماری مبتلا هستند که بیشتر آنها در کشورهای در حال توسعه زندگی میکنند و حدود ۱/۲ میلیارد نفر در ۸۰ کشور جهان در معرض خطر بیماری هستند (نقشه زیر). انگل در غدد لنفاوی بدن فرد آلوده ساکن شده و موجب تورم و بدشکلی و رشد ناجور اندامها و دستگاه تناسلی میشود. اگرچه درمانهای موجود موثر هستند اما به دورههای درمانی طولانی نیاز است و پذیرش داروها توسط بیمار کم است که این موجب کاهش اثربخشی آنها میشود. این داروها سمی بوده و عوارض جانبی زیادی دارند و به علاوه مواردی از مقاومت دارویی گزارش شده است. همه اینها دلایلی برای نیاز به درمانهای جدید است. اکنون گروهی از دانشمندان بریتانیایی و کانادایی ژنوم انگل بروگیا مالایی را تعیین توالی یا سكانس كردهاند. این تحقیق در شماره اخیر (۲۱ سپتامبر) مجله ساینس Science منتشر شده است. آنها همچنین ژنوم بروگیا مالایی را با دو ارگانیسم دیگر مقایسه کردهاند تا ژنهای مربوط به پارازیتیسم را شناسایی کنند. این محققان ۱۱۵۰۰ ژن کدکننده پروتئین را در بروگیا مالایی شناسایی کردهاند. برخی از این پروتئینها شبیه به پروتئینهای معروف تعدیل کننده سیستم ایمنی هستند که احتمالاً در غیر فعال کردن سیستم ایمنی میزبان دخالت دارند و باعث میشوند که انگل توسط میزبان شناسایی نشود. یکی از این محققان میگوید: «این کرم میتواند برای سالها در میزبان ساکن شود و لزوماً موجب بیماری نمیشود؛ در حقیقت هرچه بیماری در فرد کمتر باشد، تعداد بیشتری کرم در جریان خون وی وجود خواهد داشت. اکنون ما آن ژنهایی را که در انسانها وجود ندارد، میشناسیم و میتوانیم از آنها به عنوان هدف برای کنترل بیماری استفاده کنیم.» او میافزاید: «اطلاع از این مهارکنندههای سیستم ایمنی که قبل از این ناشناخته بودند، در پیوند اعضاء و کمک به درمان بیماریهای خودایمنی نیز قابل استفاده هستند.»
parand
06-07-2009, 10:11 AM
در سال هاي گذشته بيماري سالك با روش شيميايي درمان مي شد كه با عوارض جانبي همراه بود. در اين خصوص بعضي از مادر بزرگ ها و پدر بزرگ هاي ما نشانه اي از بيماري سالك را از دوران جواني به يادگار دارند كه اين اثر باقيمانده بيماري سالك مي باشد. بيماري سالك از طريق پشه به انسان منتقل مي شود و اغلب در روستاها ديده مي شود.
با اين توضيح مختصر در خدمت اين پژوهشگر تركمن هستيم و از او مي خواهيم ضمن معرفي خود درباره روش جديد درمان سالك بيشتر توضيح بدهد؟
من اوغل نياز جرجاني، ساكن روستاي چن سولي، آق قلا و متولد 1359 هستم.
من بعد از گرفتن ديپلم در رشته علوم آزمايشگاهي دوره هاي كارداني و كارشناسي را در ساري گذراندم و سپس براي دوره كارشناسي ارشد وارد دانشگاه تربيت مدرس تهران شدم و در رشته انگل شناسي ادامه تحصيل دادم. در رشته دكتراي انگل شناسي در همان دانشگاه قبول شدم . من در روستاي خودم شاهد اثرات بيماري سالك بر چهره برخي از افراد روستايي بودم كه اين اثر خصوصا در چهره يك زن و يا دختر روستايي بسيار نازيبا بود. موقعيتي در دانشگاه برايم فراهم شد تا با كمك استادان خود در اين زمينه به پژوهش بپردازم. من با كمك استاد راهنمايم، خانم فاطمه غفاري، درباره درمان بيماري سالك مطالعه و كار كردم. در اين مورد شيوه هاي گذشته را مطالعه كردم كه درمان اين نوع بيماري اغلب با داروهاي شيميايي انجام مي شد كه همواره با عوارض جانبي همراه بود يا روش سرما درماني و كورتاژ و با استفاده از الكتريسته انجام مي شد كه جاي زخم به طور بدشكل در بدن بيمار باقي مي ماند و گاهي بيماري عود مي كرد و خطر آفرين مي شد.
شما براي درمان، چه روشي را يافته ايد؟
روشي كه من به آن دست يافتم اولا خطر عود ندارد و ثانيا اثري از زخم روي بدن باقي نمي ماند و بيمار با چهار جلسه مداوا در مدت يكماه بهبود مي يابد. اين روش را در اصطلاح علمي ” فتوديناميك تراپي” (PDT) مي گويند.
لطفا بيشتر توضيح بدهيد. كارتان را چطور شروع كرديد؟
ما به منظور انجام اين طرح 5 نفر را كه مجموعا 7 زخم از نوع روستايي داشتند و از ايجاد زخمشان بيشتر از 3 ماه نگذشته بود و قبلا هم هيچ روش درماني براي بهبود زخمشان استفاده نكرده بودند. انتخاب كرديم. زخم هاي بيمار هفته اي يك بار به مدت 4 هفته به وسيله نور مريي قرمز رنگ در محدوده طول موج 570 – 660 نانومتر (nm) با انرژي 100 ژول بر سانتي متر و به مدت 20 تا 21 دقيقه هر زخم تابانده شد و قبل از آن كرم 5 گرمي (ALA) – آمينو لووليتيك اسيد استفاده شد و بالاخره همه بيماران مداوا شدند.
آيا مقاله خودتان را به مجامع علمي بين اللمي فرستاديد؟
بله اين روش درمان و نتايج آن به مجله WHO يك نشريه علمي در شرق مديترانه در مصر است فرستاده شد. در واقع WHO يك مركز علمي بين اللمي است كه شعبه اي از آن در مصر فعاليت مي كند. آنان مقاله مرا تاييد و چاپ كردند.همچنين اين مقاله به نهمين كنگره بين اللمي انگل شناسي كه در سال 2004 در اسپانيا برگزار شد ارسال و در نشريه آنان چاپ شد.
آيا در روش درمان كه اولين بار در ايران صورت مي گيرد در مجامع علمي ايران و جهان به ثبت رسيده است؟
خير، من تا به حال به علت كار زياد و تحقيقات فرصت ثبت كردن نداشتم و حالا كه در رشته دكترا قبول شده ام، براي ثبت آن تلاش خواهم كرد.
آيا به فكر ايجاد كلينيك و به طور كلي تجاري شدن اين روش اقدام كرده ايد؟
خير، كاري كه من انجام دادم صرفا يك كار تحقيقاتي بود و هنوز جنبه تجاري به خود نگرفته. با اين روش مي توان زخم هاي گذشته را هم از بين برد و من دلم مي خواهد روزي اين روش وارد بازار شود و بيماران با اين روش درمان شوند و بدون شك براي عملي شدن اين كار سرمايه گذاري لازم است و من يك دختر روستايي هستم و پدرم معلم بازنشسته است و براي اين كار سرمايه ندارد. من آرزو مي كنم كه روزي در كلينيك خود بنشينم و اين نوع بيماران را معالجه كنم.
آيا تا به حال افرادي براي معالجه به شما مراجعه كرده اند؟
تعدادي از بيماران از نتيجه كارم مطلع شده و به دانشگاه مراجعه كرده بودند كه متاسفانه من كلينك و بيمارستان براي استقرار خود نداشتم و در نتيجه قبول نكردم.
به عنوان آخرين سئوال، چه برنامه اي براي آينده خود داريد؟
مي خواهم در دوره دكترا با كمك استادان، تحقيقاتم را ادامه بدهم تا بلكه براي كشورم افتخاري كسب نمايم و بتوانم ريشه بيماري سالك را از بين ببرم و كسي اثري از اين بيماري در بدن خود نداشته باشد. من به كارم اطمينان دارم و با توكل بر خدا قطعا موفق خواهد شد.
parand
06-07-2009, 10:11 AM
بیماری مالاریا که توسط یک انگل تکسلولی به نام پلاسمودیوم ایجاد میشود، به عنوان یکی از مشکلات عمده بهداشتی جهان و مانع مهم توسعه اقتصادی و اجتماعی مطرح است به گونهای که تقریباً نیمی از جمعیت جهان در بیش از یک صد کشور، در معرض خطر بیماری قرار دارند. مالاریا، به طور معمول به عنوان بیماری مناطق گرمسیر شناخته میشود که انگل عامل آن، توسط پشه آنوفل انتقال داده میشود و در واقع هنگامی که این پشه افراد را به قصد مکیدن خون نیش میزند، میتواند سلولهای بیماریزا را که در خون وجود دارد مکیده، در نوبت بعدی که فرد دیگری را نیش میزند، به وی انتقال دهد. این پشه به طور عمده در آب و هوای گرم و به ویژه در اطراف آبهای راکد و آلوده رشد و تکثیر پیدا میکند. این بیماری نه تنها در نواحی گرمسیری آفریقا، یکی از عوامل مهم مرگومیر کودکان است، بلکه با ایجاد کمخونی در کودکان و زنان باردار، آسیبپذیری آنها در برابر بیماریهای دیگر را هم افزایش میدهد. عوارض این بیماری که باعث اتلاف نیروی کار میشود و در وضع اقتصادی، اجتماعی و کشاورزی کشورها اثر میگذارد به همراه شیوع و مرگومیر بالای آن، اهمیت بهداشتی قابل توجهی به آن داده است.
کشور ما هم یکی از مناطق مالاریاخیز جهان به شمار میرود و با در نظر گرفتن شاخصهای مختلف، میتوان سه منطقه را در ارتباط با مالاریا در کشور معرفی کرد. منطقه اول که خوشبختانه بیشترین جمعیت یعنی حدود 70 درصد جمعیت کشور را در بر میگیرد و مالاریا در آن تحت کنترل است، شمال رشته کوههای زاگرس را شامل میشود. در مناطق غربی و جنوب غربی کشور که چیزی نزدیک 25 درصد جمعیت را در خود جای داده است، مالاریا وجود دارد ولی به طور محدود و در حال مهار شدن است. اما در منطقه جنوب شرقی کشور با جمعیتی حدود 5 درصد کل کشور که شامل استانهای سیستان و بلوچستان، هرمزگان و قسمت گرمسیری استان کرمان است، مالاریا هنوز به عنوان یک مشکل بهداشتی عمده خودنمایی میکند. پیدایش انواع پشههای مقاوم به حشرهکشها و انگلهای مقاوم به داروها و نیز تردد وسیع مهاجران خارجی کشورهای همسایه شرقی، از جمله موانع مهم کنترل موفقیتآمیز این بیماری بودهاند. البته این را هم باید از اذعان داشت که بروز سالانه بیماری در کشور، رو به کاهش است ولی هر ساله چندین هزار نفر افراد آلوده از کشورهای افغانستان، پاکستان و حتی بنگلادش با ورود به کشور ما، مناطق پاکشده از بیماری را نیز آلوده میسازند. در داخل کشور نیز به طور برجسته میتوان از شهرستانهای چابهار و ایرانشهر به عنوان دو کانون اصلی شیوع این بیماری که به ویژه از انواع ویراکس و فالسیپاروم میباشد، اشاره کرد.
مهمترین علامت بالینی این بیماری، تبهای شدید متناوب است که با علایمی نظیر لرز، تعریق شدید، سرفه، اسهال، تهوع و استفراغ و گاهی سردرد، ناراحتی تنفسی یا دردهای مفصلی همراه میشود. زمان متناوب تب نیز به گونه انگلی بیماریزا بستگی دارد و معمولاً 2 یا 3 روز یک بار و به صورت شدید رخ میدهد. از علایم هشداردهنده این بیماری هم میتوان به تیره شدن رنگ ادرار، تشنج و زردی اشاره داشت. این بیماری اگر به طور قطعی توسط پزشک و با روشهای بالینی و نیز آزمایشگاهی تشخیص داده شود باید به طور کامل درمان شود که بسته به گونه بیماریزا و نیز شرایط بیمار از قبیل سن یا مثلاً بارداری در زنان، درمانها متفاوت خواهد بود.
همچنین بررسی موارد تماس و گرفتن شرح حال از افراد بیمار برای جستجوی موارد جدید و تشخیص زودرس و درمان سریع آنها، بسیار مهم و کمککننده است. در صورتی که بیمار جزء گروه پرخطر ابتلای بیماری است یا اطرافیان وی هم سابقه مسافرت به مناطق شیوع وسیع این بیماری را دارند، پزشک باید منتظر شروع علایم وسیع بیماری نماند و اقدامات تشخیصی و درمانی خود را آغاز کند.
از سوی دیگر در صورت مشاهده افزایش موارد مشاهده بیماری در یک منطقه که شیوع کمی داشته است، بررسی محیط و مطالعات حشرهشناسی برای شناسایی ناقلین ضروری است. پس از آن هم بهسازی محیط جهت از بین رفتن یا کاهش محل زندگی و تکثیر پشههای آنوفل با خشکاندن آبهای غیر مفید و راکد و کنترل آبها از لحاظ رشد و تکثیر حشرات به وسیله مواد شیمیایی و سموم از دیگر اقداماتی است که در هر منطقه میتوان انجام داد.
اما برخی توصیهها هم برای افراد عادی است که امکان دارد با این بیماری و پشههای آنوفل که ناقل آن هستند مواجهه پیدا کنند؛ محافظت از گزش توسط پشه با پوشیدن لباسهای آستین بلند و نیز استفاده از توری برای پوشاندن درها و پنجرهها و حتی نصب پشهبند در اطراف رختخواب، از جمله اقدامات سادهای است که میتواند کمک مؤثری در پیشگیری از این بیماری داشته باشد. همچنین افرادی که قصد سفر به مناطق پرخطر را دارند، بهتر است از پیشگیری دارویی استفاده کنند که در مناطق با خطر پایین یا همان مناطق شهری، کلروکین داروی مناسبی است و در مناطق با خطر بالا و نیز مناطقی که نسبت به این دارو مقاومت ایجاد شده است، باید از سایر داروها بهره گرفت و البته باید توجه داشت که این پیشگیری دارویی باید به طور کامل از یک هفته قبل از ورود به منطقه آلوده تا 4 هفته بعد از ترک محل و از آن مهمتر با تجویز و صلاحدید پزشک صورت پذیرد.
پیک نتدرستی
parand
06-07-2009, 10:12 AM
سالانه تعداد زیادی از انسان ها به علت تماس با حیوانات، بیمار می شوند یا جان خود را از دست می دهند. همچنین با رواج برخی از سبك های زندگی غربی كه به صورت ناقص و بدون آگاهی در جامعه ی ما مورد تقلید قرار می گیرد، شاهد افزایش حضور حیوانات در محیط زندگی به ویژه در شهرها هستیم كه ناخواسته پیامدهایی از جمله افزایش بیماری های مشترك بین انسان و حیوان را به دنبال داشته است.
تعداد این بیماری ها در هر كشوری متغیر و اهمیت آن نیز متفاوت است. برخی از بیماری ها مانند تب مالت به صورت بومی در كشور وجود دارد. برخی دیگر نیز به عنوان بیماری های بومی از گذشته های دور در كشورمان شناسایی شده اند.
برای بیماری های بومی یك سیستم مراقبتی وجود دارد، یعنی شبكه ای موجود است كه صرف نظر از زمان و مكان، هرگاه بیماری رخ می دهد، می تواند آن را كشف كند. این شبكه به صورت مستمر تمام اطلاعات مربوط به مرگ و میر یا معلولیت ناشی از این بیماری ها و عوامل اثرگذار را شناسایی می كند. برای مثال در مورد بیماری تب مالت باید مشخص شود كه سالانه چه تعداد، در كجا و به چه علت مبتلا به این بیماری می شوند و اگر تلفاتی به دنبال داشته، میزان آن چقدر است.
در این سیستم بررسی راه های انتقال، سن، جنس، شغل بیماران و آب و هوای منطقه در شناسایی بیماری و عوامل مؤثر بر آن بسیار اهمیت دارد. این عوامل همه ساله بررسی می شوند. كاهش بیماری و عوامل موثر بر آن نشان می دهد، برنامه هایی كه برای مقابله با بیماری اجرا شده، موفقیت آمیز بوده است و باید ادامه یابد.
مالاریا
موارد ابتلا و مرگ و میر ناشی از بیماری مالاریا در ایران به دلایل عدم كفایت سیستم های بهداشتی- درمانی، مهاجرت جمعیتی و اسكان جمعیت در نقاط جدید بروز پیدا می كند. این مسئله در مورد جوامع روستایی به ویژه در شرایط فقدان اماكن مسكونی بهداشتی بیشتر به چشم می خورد.
مالاریا یك بیماری تب دار هزار چهره است كه توسط یك انگل تك سلولی به نام “پلاسمودیوم” ایجاد می شود. مالاریا، به معنای آب و هوای بد است و اساساً یك بیماری شایع در مناطق گرمسیر است. البته برای انگل پلاسمودیوم، آب و هوا چندان اهمیتی ندارد. ولی روش انتقال بیماری، به نحوی است كه هوای گرم و مرطوب شرایط مساعدتری برای رشد آن فراهم می كند. به جز موارد استثنائی، انتقال بیماری مالاریا از طریق گزش نوعی پشه، موسوم به پشه ی آنوفل صورت می گیرد.
این پشه ی وحشی در مناطق شهری به ندرت یافت می شود و برای بقا و تولید مثل، به تالاب ها و آب و هوای گرم و مرطوب نیاز دارد. اگرچه استان سیستان و بلوچستان هنوز هم بالاترین میزان شیوع و بروز مالاریا در كشور را به خود اختصاص داده، اما بررسی ها حاكی از كاهش چشمگیر تعداد مبتلایان و نیز تغییر الگوی ابتلا در جهت كاهش آلودگی است كه با توسعه ی زیر ساخت های اجتماعی و فرهنگی و نیز تشدید و استمرار كنترل بر ترددهای بی ضابطه ی مرزی، شاهد ارتقا بیش از پیش شاخص های بهداشتی-درمانی، از جمله تعداد مبتلایان به مالاریا هستیم.
بر اساس گزارش مركز مدیریت بیماری های وزارت بهداشت، 60 درصد موارد مالاریا در ایران مربوط به دو كشور پاكستان و افغانستان است و 75 درصد مالاریای وارد شده از پاكستان، به درمان مقاوم بوده و نیازمند رژیم درمانی خاص است كه هزینه ی درمان را چند برابر می كند.
هاری
هاری، بیماری حاد آنسفالیت(التهاب حاد مغز در اثر عفونت ویروسی) كشنده ویروسی است كه به دو شكل تحریكی و فعال (هاری خشمگین) و ساكت (هاری فلجی) ظاهر می شود. در ایران بیشترین موارد هاری ناشی از گاز گرفتن سگ های ولگرد به علت عدم قلاده گذاری است.
بیماری هاری مسری نیست، ولی به محض ایجاد كوچك ترین خراش یا زخم در پوست، قابل انتقال می شود. همچنین گربه ها و سگ هایی كه به ظاهر سالم هستند و علائم بالینی هاری ندارند، از طریق لیس زدن لب، چشم و بینی كودكان این بیماری را منتقل می كنند. از مهم ترین علائم این بیماری دست و پا زدن، توهم، انقباض عضلات تنفسی، ترشح بزاق، استفراغ، تشنج و فلج موضعی و اختلال در ریتم قلب و سیستم عصبی است. سالانه 200 میلیون تومان به منظور كنترل احتمالی اپیدمی بیماری هاری به مركز كنترل بیماری های قابل انتقال بین انسان و دام تعلق می گیرد كه عموماً صرف اطفا یا پیشگیری از بروز اپیدمی می شود. همچنین سالانه 2میلیارد تومان هزینه، صرف خرید سرم و واكسن هاری می شود كه میزان اثربخشی این دارو صد در صد است و در صورت استفاده ی نابجا منجر به مرگ افراد خواهد شد.
جنون گاوی
این بیماری خطرناك، در افرادی كه گوشت و فرآورده های گوشتی آلوده مصرف كنند، دیده می شود و عوارض مرگبار به همراه دارد. این بیماری مغز و طناب نخاعی گاو را تحت تأثیر قرار می دهد و قدرت بقای بسیار بالایی دارد، به طوری كه در برابر انجماد و حرارت بسیار مقاوم است. بافت های سیستم اعصاب مركزی، مغز، نخاع، تیموس و شبكیه، عمده بخش هایی هستند كه در اثر این بیماری قابلیت عفونت زایی دارند. بیماران مبتلا به جنون گاوی دچار مشكلات روانی بسیاری هستند كه شایع ترین آن افسردگی و اسكیزوفرنی است. مهم ترین علائم ابتلا به این بیماری بی ثباتی، اشكال در راه رفتن و حركات غیر ارادی است. بیماری جنون گاوی در كشور ما توسط وزارت بهداشت و سازمان دامپزشكی كشور كاملاً تحت كنترل است. اصلی ترین استراتژی برای پیشگیری از این گونه بیماری ها، هماهنگی بین بخش های ذی ربط و جلوگیری از عبور و مرور غیرقانونی دام در مرزهای غربی و شرقی است.
تب كریمه كنگو
تب كریمه كنگو یكی از تب های خون ریز ویروسی است. هر چند این بیماری در اصل مربوط به حیوانات است، ولی موارد تك گیر و همه گیری های انسانی این بیماری نیز گاهی حادث می شود. در ایران این بیماری با نشانه های تب، بثوراث پوستی، اكیموز(اختلالات خونریزی) و خون ریزی شناخته شده است. این بیماری در ایران به دنبال انتقال شكل بیمارستانی cchf تظاهر پیدا كرد و سپس در نقاط دیگر كشور مثل استان های سیستان و بلوچستان، اصفهان و گلستان بیشترین موارد گزارش را به خود اختصاص داد. همچنین كاركنان بهداشتی بیشتر در معرض خطر ابتلای به این بیماری هستند، چون این بیماری می تواند از طریق فرو رفتن اجسام نوك تیز و آلوده طی اقدامات جراحی منتقل شود. بخش عمده ی این بیماری از طریق كشورهای افغانستان و پاكستان به ایران منتقل شده كه در حال حاضر با توجه به تمهیدات لازم، شیوع این بیماری در كشور ما به شدت كاهش یافته و این در حالی است كه هنوز در پاكستان اپیدمی بزرگ تب كریمه كنگو وجود دارد.
سالك
سالك عشایری بیماری انگلی خطرناكی است كه در عراق وجود دارد و از طریق آب آلوده باعث خون ریزی دستگاه ادراری شده و در صورت طولانی شدن، منجر به سرطان مثانه می شود. در مواقع بحرانی، با سم پاشی و پشه بندی آغشته به حشره كش می توان این بیماری را مهار كرد.
تب مالت
تب مالت بیماری مزمن و معلولیت زایی است كه از طریق لبنیات غیر پاستوریزه منتقل می شود و در دام با كاهش شیر و گوشت همراه است. به همین دلیل از خوردن شیر و فرآورده های آن نظیر بستنی، آبمیوه های مخلوط با شیر و شیر موز كه به پاستوریزه بودن شیر آن اطمینان ندارید، باید خودداری کنید. این بیماری قابل انتقال از طریق تماس با فرآورده های لبنی غیر پاستوریزه و خام یا تماس با حیوانات یا ترشحات آنهاست. تب مالت با واكسیناسیون مرتب و نظارت مستمر دام ها قابل كنترل است.
آنفلوآنزای پرندگان
بیماری آنفلوآنزای پرندگان از جمله بیماری هایی است كه طی دو سال گذشته در آسیای جنوب شرقی و برخی كشورهای همسایه مانند تركیه شیوع پیدا كرده است. خوشبختانه در كشور ما اقدامات زیادی برای جلوگیری از تهدیدهای این بیماری صورت گرفته كه منجر به جلوگیری از ورود این بیماری به كشور شده است.
در دو حالت این ویروس به عاملی خطرناك برای انسان ها تبدیل می شود:
نخست اینكه زنجیره ی بیماری به قدری جهش ژنتیكی داشته باشد كه در نهایت قابل انتقال میان انسان ها شود. خوشبختانه تا كنون تمام موارد انتقال، از طریق حیوان به انسان بوده و هنوز هیچ مدركی دال بر انتقال آنفلوآنزای پرندگان از انسانی به انسان دیگر وجود ندارد.
اما احتمال دوم و خطرناك تر ترکیب زنجیره ی بیماری با یك ویروس آنفلوآنزای انسانی است كه بدن را دچار تغییر كرده و سلامت بشر را تهدید كند.
مبارزه با بیماری های مشترك
به اعتقاد كارشناسان بهداشتی، آموزش در كنترل و كاهش بیماری ها نقش مهمی بر عهده دارد، اما به تنهایی كافی نیست، زیرا تا زمانی كه افراد اعتقاد كامل به آگاهی و دانسته های خود نداشته باشند، آموزش بی تأثیر خواهد بود. به كمك مراكز بهداشتی و بهورزها، همچنین از طریق رسانه ها، باید آموزش های لازم به مردم به ویژه روستاییان كه بیشتر در معرض تماس با حیوانات و دام ها هستند، داده شود.
محافظت از مرزها به عهده ی وزارت كشور است، اما سازمان دامپزشكی نیز می تواند با دخالت خود از شیوع بیماری ها در كشور جلوگیری كند.
خریداری دام های ارزان قیمت از كشورهای همسایه سودآور است و بسیاری از بازرگانان به این كار روی می آورند. اقداماتی كه سازمان دامپزشكی پس از ورود دام ها انجام می دهد، شامل سم پاشی، كنه كشی، قرنطینه به مدت 48 ساعت و واكسیناسیون آنهاست. اما این اقدامات نیز نمی تواند در همه ی موارد از ورود بیماری جلوگیری كند. همچنین اعمال نظارت بر تمامی مرزها به خصوص 900 كیلومتر مرز خاكی در شرق كشور، بسیار دشوار است. امید می رود با كمك وزارت بهداشت و سازمان دامپزشكی این قبیل اقدامات در ایران نیز معمول شود.
parand
06-07-2009, 10:12 AM
مهم ترین و متداولترین بیماریهای قابل انتقال بین حیوان و انسان در كشور ما هاری، كیست هیداتیك، تب مالت، سیاه زخم و … است كه می توان به آنها اشاره كرد. البته بیماریهایی همچون جنون گاوی، تب کریمه کنگو و آنفلوآنزای پرندگان را نیز نباید نادیده بگیریم، چرا كه خطر ورود و شیوع آنها همواره ما را تهدید می كند.
تا كنون850 بیماری قابل انتقال بین حیوان و انسان شناسایی شده است. تعجب نكنید این رقمی است كه مطمئناً در سالهای بعد بیشتر و بیشتر خواهد شد.
با توجه به اهمیت این بیماریها، اطلاع رسانی و ارتقای سطح آگاهی جامعه در این زمینه از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اغلب كارشناسان و متخصصان دامپزشكی با بیان این مطلب كه هر روز بر تعداد افرادی كه به نگهداری حیوانات خانگی رو می آورند، اضافه می شود، تأكید می كنند: در تمام جوامع مهم ترین مشكلی كه در این زمینه مطرح می شود، مسئله ی بیماریهای مشترك بین حیوان و انسان است.
به هر حال نگهداری حیوان در منزل بیشتر از آنكه نفع داشته باشد، ضرر دارد. اصولا زندگی انسان و حیوان در كنار یكدیگر با توجه به مسائل بهداشتی نمی تواند ایدهای مناسب باشد. بسیاری از بیماریها بین انسان و حیوان مشترك هستند و به راحتی از حیوان به انسان سرایت می كند.
در بعضی از موارد بیماری خاصی در حیوان می تواند انسان را از پا در آورد. موارد دیگری نیز وجود دارد كه ثابت می كند، حیوان نمی تواند در محیطی زندگی كند كه انسان در آن قدم گذاشته است. به عنوان مثال ریزش موی گربه می تواند حساسیتی خطرناك را در انسان به همراه داشته باشد.
فراموش نكنیم انسان و حیوان وجه مشتركی در بهداشت ندارند، چون حیوان فاقد شعور و درك است و برایش فرقی نمی كند كه در ظرف غذای شما اجابت مزاج كند یا در توالت فرنگی!
مهم ترین بیماریهای قابل انتقال از حیوان به انسان در كشور ما عبارتند از:
* هاری:
بسیاری از مردم بر این باورند كه انسان تنها از طریق گاز گرفتن سگ هار به بیماری هاری مبتلا می شود، در حالی كه گاز گرفتن حیواناتی همچون گربه، خفاش، موش و گرگ نیز می تواند منجر به هاری شود. به تازگی در شمال ایران راكونهای زیادی مشاهده شدهاند كه از طریق كشورهای همسایه ی شمالی وارد جنگلهای ایران شدهاند و خود اینها به عنوان یك مخزن هاری به حساب می آیند.
در مورد هاری بهترین راه پیشگیری واكسیناسیون حیوانات خانگی است. البته در سالهای اخیر برای واكسینه كردن حیوانات وحشی مانند سگهای ولگرد كه به صورت دسته جمعی در اطراف شهرها دیده می شوند نیز اقداماتی صورت گرفته است. به هر حال اگر انسانی توسط حیوانی مشكوك گاز گرفته شد، باید بلافاصله از سرم ضد هاری استفاده شود و به یاد داشته باشید كه تزریق به موقع این سرم می تواند از مرگ فرد جلوگیری كند.
* كیست هیداتیك:
ایجاد كیست هیداتیك در اثر ورود تخمهای انگل اكینوكوكوس (موجود در مدفوع سگ) به دستگاه گوارش انسان صورت می گیرد. این كیستها بسته به اینكه در ریه، كبد، مغز یا هر بافت دیگری ایجاد شده باشند، قادر به بروز عوارض مختلفی هستند و برای برداشتن آنها نیاز به عمل جراحی است.
درمان ضد انگل دورهای حیوان خانگی (سگ)، رعایت بهداشت فردی و نیز ضدعفونی كردن سبزیجات مصرفی از موارد پیشگیری است.
* توكسوپلاسموز(toxoplasmosis):
انگل خونی توكسوپلاسموز در اكثر گربههای ولگرد مشاهده می شود و در صورت خارج شدن گربه ی خانگی از منزل و معاشرت با گربههای ولگرد احتمال آلوده شدن آن بسیار است. چنین گربه ای باید به صورت دورهای تحت درمان باشد. اگر چه در انسان عوارض آن خفیف است، ولی در خانمهای باردار می تواند منجر به سقط جنین شود.
* بیماری خراش پنجه ی گربه:
به طور معمول، زیر ناخن گربه یك سری میكروب وجود دارد كه در صورت چنگ زدن گربه، این میکروب ها از طریق خراش وارد بدن شده و باعث بروز این بیماری می شوند. دراین بیماری انسان تا 3 روز متوالی تب می كند و گاهی نیز دچار تهوع و سردرد می شود.
* سل و تب مالت:
سل و تب مالت(بروسلوز) دو بیماری خطرناك و از جمله بیماریهایی هستند كه برای سازمان دامپزشكی در صدر مهار بیماری ها قرار گرفتهاند. این بیماریها از طریق دام آلوده (خصوصاً گاو و گوسفند) به انسان منتقل می شوند. سل قابلیت انتقال از انسان به انسان (در انواع مختلف) را دارد و باکتری بروسلا باعث ایجاد تب مالت در انسان می شود.
واكسینه كردن دامها علیه این دو بیماری یك طرح ملی است. استفاده از شیر و لبنیات پاستوریزه مهم ترین راه پیشگیری است. اما اگر در جایی ناگریز به استفاده از شیر غیر پاستوریزه باشیم، عمل جوشاندن دقیق شیر كمك زیادی به ما خواهد كرد. فراموش نكنید در فصل تابستان موارد ابتلا به تب مالت بر اثر مصرف بستنیهای غیرپاستوریزه، افزایش می یابد.
* تب طوطی:
تب طوطی نوعی بیماری است كه از طریق پرندگان گروه منقار طوطیها به انسان منتقل می شود. البته دیگر پرندگان نیز در صورت ابتلا به تب روده (به خصوص در تابستان)، با دفع باكتری “سالمونلا” از طریق مدفوع می توانند موجب به خطر افتادن سلامتی انسانها، خصوصا افراد ضعیف و بچهها شوند.
خوشبختانه این بیماری درمان پذیر است و بیشتر در اثر عدم رعایت بهداشت در اماكنی همچون رستورانها به انسان منتقل می شود.
* طاعون و انواع بیماریهای انگلی:
موشها، عوامل باكتریایی و انگلی بسیاری را به انسان منتقل می كنند و باعث ایجاد بیماریهای بعضاً كشنده می شوند و تنها كشتار دستهجمعی این حیوانات به پیشگیری از این بیماریها كمك می كند.
از زمان قدیم انسان هر جا مواد غذایی را نگهداری می كرد، همواره با موشها درگیر بوده است. هرگاه ادرار و مدفوع آلودهی موش با مواد غذایی مورد استفاده ی انسان تماس پیدا كند، موجب ابتلا شخص به بیماریهای مختلف می شود.
منبع : روزنامه اعتماد
parand
06-07-2009, 10:13 AM
مالاريا عفونتي ناشي از يك انگل تك سلولي ، كه از طريق گزش پشه آنوفل ، تزريق خون آلوده ، به طور مادرزادي از مادر به كودك يا استفاده از سوزن مشترك در بين معتادان انتقال مي يابد.
علايم شايع
اولين دوره علايم ذيل معمولاً حدود 30-8 روز پس از گزش پشه بروز مي كند:
سردرد
خستگي
تهوع
لرزش شديد تكان دهنده همراه تب به مدت 24-12 ساعت
تنفس سريع
تعريق شديد همراه با كاهش درجه حرارت دوره علايم مذكور تا هنگام درمان ممكن است هر 3-2 روز تكرار شود. اين بيماري بدون درمان مي تواند سال ها ادامه يابد.
علل
چهار نوع انگل مالاريا وجود دارد؛ اين انگل ها با گزش پشه از فردي به فرد ديگر منتقل مي شوند. پشه پس از گزيدن فرد مبتلا، آلوده به انگل مي گردد. اين انگل در بدن پشه تكثيريافته و با گزش بعدي پشه ، وارد جريان خود فردي ديگر مي گردد. انگل پس از ورود به جريان خون فرد، به كبد مهاجرت كرده و در آنجا به سرعت رشد كرده و تكثير مي يابد. پس از چند روز، هزاران انگل از كبد مجدداً وارد جريان خون شده و گلبول هاي قرمز خون را تخريب مي كند. برخي از انگل ها درون كبد باقي مانده و به تكثير خود ادامه مي دهند و به فواصل معين به داخل جريان خون آزاد مي شوند.
عوامل افزايش دهنده خطر
زندگي در شرايط شلوغ و غيربهداشتي
آب و هواي گرم و مرطوب
مناطق جغرافيايي خاص نظير آمريكاي لاتين ، آسيا و آفريقا.
پيشگيري
استفاده از داروهاي ضدمالاريا قبل از مسافرت به مناطق مالارياخيز و ادامه مصرف اين داروها پس از بازگشت به وطن . آموزش هاي لازم در اين باره را از اداره بهداشت يا پزشك خود مي توانيد دريافت نماييد.
در مناطق داراي پشه فراوان پيشگيري شامل از بين بردن محل هاي تخم ريزي پشه ها، نصب توري پنجره ، استفاده از پشه بند هنگام خواب ، و استفاده از تركيبات دفع كننده حشرات مي باشد.
عواقب موردانتظار
معمولاً با درمان در عرض دو هفته قابل علاج است . مالاريا بدون درمان در افراد دچار فقر تغذيه اي يا افراد داراي مقاومت پايين نسبت به بيماري مي تواند كشنده باشد.
عوارض احتمالي
كم خوني ناشي از تخريب سلول هال قرمز خون
تجمع سلول هاي خوني در داخل عروق كه ممكن است منجر به آسيب مغزي يا كليوي گردد.
درماناصول كلي
- تشخيص اين بيماري بر اساس مشاهده انگل با ميكروسكوپ در نمونه خون گسترده شده بر روي لام ( اسمير خون ) مسجل مي شود.
- در طي ابتلا به مالاريا بيماران بايد خود را در برابر عفونت هاي باكتريايي ثانويه محافظت كنند. شستن دست ها و حمام گرفتن زود به زود در اين زمينه كمك كننده است .
- بيماران بايد محيط زندگي خود را از وجود پشه ها پاكسازي كنند و بدين وسيله مانع سرايت بيماري خود به ديگران شوند.
- بستري در بيمارستان در موارد شديد ممكن است لازم گردد.
- همه موارد ابتلا به مالاريا بايد به اداره بهداشت محلي اطلاع داده شود.
داروها
داروهاي ضدمالاريا جهت از بين بردن اين انگل
فعاليت
تا برطرف شدن تب و لرز در بستر استراحت كنيد. با بهبود علايم به تدريج فعاليت طبيعي خود را از سر بگيريد.
رژيم غذايي
رژيم خاصي نياز نيست . تا زمان بهبود از مكمل هاي مواد معدني و ويتامين ها استفاده كنيد.
در اين شرايط به پزشك خود مراجعه نماييد
اگر شما يا يكي از اعضاي خانواده تان داراي علايم مالاريا باشند.
- تداوم ضعف به مدت طولاني پس از حمله بيماري . اين عارضه ممكن است حاكي از كم خوني بيمارباشد.
- عود علايم پس از درمان
- اگر دچار علايم جديد و غيرقابل توجيه شده ايد.داروهاي تجويزي ممكن است با عوارض جانبي همراه باشند.
parand
11-07-2009, 07:21 AM
مقدمه
كرمك يا اكسيور كه در فارسي با نامهاي كرم نخي يا كرم سنجاقي از آن ياد مي شود ، كرمي است انگلي به رنگ سفيد صدفي يا شفاف به شكل نخ با پوسته نرم كه طول كرم نر 2 الي 5 ميلي متر و كرم ماده 8الي 13 ميلي متر است . تخم كرم بيضي شكل و غير متقارن مي باشد . كرم بالغ در نواحي تحتاني روده كوچك يا ابتداي روده بزرگ زندگي مي كند ، كه پس از جفتگيري و بارور شدن كرم ماده به طرف مخرج مهاجرت نموده ، در اواخر شب از مخرج خارج شده در اطراف مخرج تخم گذاري مي نمايد و در نزد دختران كوچك تخم گذاري ممكن است در اطراف بخش خارجي دستگاه تناسلي و يا ندرتاً در داخل صورت گيرد . تخمها پس از 6 ساعت در حرارت بدن داراي لارو آلوده كننده مي شوند كه در اين صورت با بلعيده شدن از راه دستگاه گوارش وارد روده گرديده تبديل به لارو مي گردد كه لاروها مسير خود را به سمت روده بزرگ طي نموده در اين محل بالغ شده سيكل زندگي كرمك تكرار مي گردد . زمان لازم براي تكميلسير تكامل تخم ماده چهار الي هفت هفته است . عمل تخم ريزي در اطراف مقعد با خارش شديد ناحيه همراه بوده كه اكثراً در اثر خاراندن ناحيه مقعد تخمها به انگشتان فرد چسبيده يا در زيرناخن ها قرار مي گيرد كه با قرار گرفتن تخمها در دهان ، تخمهاي حاوي لارو مجدداً وارد دستگاه گوارش گرديده و عفونت ادامه پيدا مي كند . آلودگي به انگل معمولاً در بين افراد خانواده هاي پر جمعيت ، مراكز شبانه روزي ، محل نگهداري اطفال ، آسايشگاههاي بيماران رواني بسيار شايع بوده است كه سرايت عفونت معمولاً از راه مقعد به دهان در اثر خاراندن مقعد و يا از طريق وسايل آلوده و البسه آلوده و فضاي اتاق ها و توالتها مي باشد ديده شده است كه در فضاي سكونت افراد آلوده تعداد زيادي تخم اكسيور موجود است .
علائم باليني :
تخم گذاري انگل در اطراف مقعد باعث خارش شديد ناحيه نشمين مي شود كه در كودكان با خاراندن مداوم ناحيه مقعد همراه است كه ممكن است ايجاد زخم يا خونريزي در ناحيه بنمايد خارش معمولاً در شب خيلي شديد تر بوده ايجاد بي خوابي و بي قراري در كودك مي نمايد . ( حالات عصبانيت در كودك )
تشخيص
بهترين راه تشخيص عفونت چسباندن نوار چسب شفاف در ناحيه نشمين گاه و مشاهده تخم انگل در زير ميكروسكوپ و يا مشاهده كرم بالغ در مدفوع است .
راههاي سرايت
تخم كرم از طريق مدفوع افراد آلوده دفع شده و همراه غذا ، دستها ، آب ، ميوه و سبزيجات آلوده از راه دهان وارد بدن انسان مي شوند .
مراقبت و پيشگيري
1.درمان بيماران و اعضاء خانواده طبق دارونامه
2.آموزش به مردم در مورد دفع صحيح زباله و مدفوع و عدم استفاده از كودهاي انساني تازه در مزارع
3.شستشوي مكرر ناحيه باسن كودك مبتلا به خصوص صبح زود كه طفل از خواب بيدار مي شود .
4.ضدعفوني كردن توالتهاي آلوده
5.آموزش به مردم در مورد اهميت شستشوي دستها با آب و صابون بعد از اجابت مزاج و قبل از تهيه و مصرف غذا
6.عوض كردن لباس زير و ملحفه كودك مبتلا و شستشوي آن با آب جوش و خشك كردن در آفتاب
7.آموزش به اطرافيان بيمار در مورد ضدعفوني نمودن وسايل و اشياء بيمار و استفاده نكردن از آنها
8.در صورتي كه آب آشاميدني محل تصفيه نيست آنرا كلرينه نماييد . به مردماموزش دهيد كه در مسافرتها يا در محلهايي كه آب آشاميدني تصفيه و يا كلرينه ندارند آنرا بجوشانند و سپس مصرف نمايند .
9.نظارت دقيق بر كار غذا فروشيها و نظارت بر تهيه و توزيع مواد غذايي
10.پيگيري بيماران شناخته شده تحت درمان
11.آموزش به مردم در مورد كوتاه كردن ناخنها
مدت عمر انگل حدود سه هفته كه در همين مدت هر شب حدود 10 هزار تخم مي ريزد و هر كدام سير تكاملي را طي نموده و بالغ مي شوند بنابراين بايد براي تمام خانواده درمان دسته جمعي انجام داد و درمان را يك هفته بعد تكرار نمود .
parand
11-07-2009, 07:43 AM
شرح بيماري
علايم شايع
علل
عوامل تشديد كننده بيماري
پيشگيري
عواقب مورد انتظار
عوارض احتمالي
درمان
اصول كلي
داروها
فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري
رژيم غذايي
درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟
شرح بيماري
بيماري كرم نواري عبارت است از آلوده شدن لوله گوارش با كرم نواري. آلودگي با كرمهاي نواري با خوردن گوشت قرمز يا ماهي خوب پخته نشده، ايجاد ميشوند. سرايت فرد به فرد وجود ندارد.
علايم شايع
بيشتر بيماراني كه آلوده به اين انگل هستند، بدون علامت ميباشند. البته بعضيها دچار علايم زير ميگردند:
درد در بالاي شكم
اسهال
كاهش وزن غيرقابل توجيه
علايم كمخوني (ضعف، خستگي و تنگي تنفس)
علل
انگلهاي گوارشي: تنياساژيناتا از گوشت گاو، تنياسوليوم از گوشت خوك و ديفيلوبوتريوم از ماهي. افراد با خوردن غذاهاي خوب پخته نشده يا خامآلوده به انگل مبتلا ميشوند.
عوامل تشديد كننده بيماري
مسافرت به آفريقا، خاورميانه، اروپا، مكزيك، آمريكاي لاتين، ژاپن، روسيه، آسيا و آمريكاي جنوبي.
پيشگيري
گوشت گاو و ماهي را به دقت بپزيد.
تنها گوشت داراي مهر كنترل توسط سازمان دامپزشكي را مصرف نماييد.
عواقب مورد انتظار
با درمان معمولاً در عرض يك روز علاج ميگردد.
عوارض احتمالي
كمخوني.
درمان
اصول كلي
تشخيص با بررسي مدفوع در آزمايشگاه براي شناسايي كرم انجام ميگيرد.
درمان، دارويي است.
قبل از غذاخوردن دستهاي خود را بشوييد.
تمام اعضاي خانواده بايد از لحاظ عفونت احتمالي بررسي گردند.
داروها
داروهاي ضد كرم براي كشتن انگل. مصرف يك دوز دارو بيمار را معالجه ميكند. بررسيهاي آزمايشگاهي بايد ظرف 6-3 هفته تكرار شوند تا از علاج قطعي اطمينان حاصل گردد.
فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري
محدويتي وجود ندارد.
رژيم غذايي
رژيم غذايي خاصي ندارد.
درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟
اگر شما يا عضوي از خانوادهتان علايم كرم نواري را داشته باشيد.
اگر دچار علايم جديد و غير قابل توجيه شدهايد. داروهاي مورد استفاده در درمان ممكن است عوارض جانبي ايجاد كنند.
parand
11-07-2009, 07:43 AM
مقدمه
دامنه وسیع علم انگل شناسی از ماکرواکولوژیکی تا میکرواکولوژیکی و بیوشیمیایی و بهداشت عمومی ، جغرافیا ، علوم اجتماعی و اقتصادی و علوم مرتبط با آنها را شامل میشود. در سالهای اخیر سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده است که شش بیماری مهم انسانی در جهان منتشر است. پنج بیماری از این شش بیماری انگلی است که عبارتند از: شیستوزومیازیس ، مالاریا ، فیلاریازیس ، تریپانوز و میازیس آفریقایی و لیشمانیازیس. بیماری ششم نیز جذام است که عامل باکتریایی دارد.
در نتیجه انگل شناسی پزشکی در بین شاخههای علوم پزشکی و دانشمندان علوم پزشکی اهمیت زیادی پیدا کرده است.انگل شناسی از نظر رشد و توسعه علوم بویژه کاربردهای طبی ، دامپزشکی ، کشاورزی و صنایع غذایی اهمیت زیادی دارد. بنابراین روشن است که آشنایی با زندگی انگلی و انگلها ، نه تنها از نقطه نظر رشد و توسعه علوم ، بلکه از نظر کاربردهای عملی آن نیز بسیار مهم است.
جنبههای زندگی انگلی
چهره واقعی زندگی انگلی غالبا قابل لمس و درک نیست، زیرا روابط بین انگلها و میزبان آنها بسیار پیچیده است. انگل شناسی در واقع یکی از چهار جنبه مختلف از سیمبیوزیس است.
سیمبیوزیس
هر حیوان ، گیاه و یا موجود زنده اولیهای آغازیان یا(پروتیستا) که بخشی یا تمام زندگی خود را به همراه موجود دیگر از جنس دیگری میگذارند، را یک سیمبیونت یا سیمبیوت مینامند. چهار شکل از سیمبیوتیک شناخته شده است. اگر چه خط تفکیک بین آنها کاملا دقیق نیست. بویژه انواع اشکال سیمبیوزیس که شناخته شدهاند، فورزیس ، کامنسالیسم ، پارازیتیسم و موچوآلیسم میباشد.
فورزیس: هیچ نوع وابستگی از نظر متابولیکی و یا غیر از آن بین آنها وجود ندارد. نمونه این نوع زندگی انتقال باکتریها توسط اتصال به پای حشرات است. اگر چه پرواز حشره از جایی به جای دیگر به انتقال باکتری منجر میشود، ولی هیچ اجباری در این ارتباط از دو طرف نیست و اصولا یک نوع رابطه اتفاقی است.
کامنسالیسم: یک مثال در این مورد در شرایط محیطی دریایی ، رابطه بین آمفی پریون پرکولا یا کنتروکاپروس آکوله آتوس با شقایق دریایی. ماهی در بین خارهای شقایق دریایی زندگی میکند، در حالی که هیچ نوع آزاری از سوی میزبان نمیبیند. با توجه به اینکه ترشحات ماهی باعث حفاظت در مقابل نماتوسیتهای میزبان میشود. این لایه حفاظتی که ماهی ایجاد میکند، فقط پس از ورود و خو گرفتن اولیه ماهی است. پس از ورود ماهی به درون خارهای شقایق دریایی ، این عمل حفاظتی نیز انجام شده، ماهی از آسیب ماهی خوارها به خاطر وجود نماتوسیتهای میزبان محفوظ میماند. علاوه بر محافظت ، ماهی از غذای میزبان نیز برخوردار میشود.
پارازیتیسم: پارازیتیسم عبارتست از نوعی زندگی اجباری دو موجود با هم که انگل کوچکتر است و از جنبه متابولیکی با میزبان رابطه دارد. این ارتباط ممکن است دائمی باشد. مثلا کرمهای پهن نواری که در روده پستانداران دیده میشوند. یا ممکن است موقتی باشد. مانند پشهها ، ککها یا کنههای خونخوار. گفته میشود که پارازیتیسم یک رابطه اجباری است، زیرا انگل بطور معمول نمیتواند بدون ارتباط و تماس با میزبان خود باقی بماند.
انگلهای خونخوار مانند کنهها ، ککها و پشهها از نمونههای اولیه خونخواری مستقیم از میزبان هستند. چون ارتباط بین انگل و میزبانش عموما شامل تماس میزبان با مواد آنتی ژنی انگل است، خواه ناخواه این مولکولها با بدنه انگل (آنتی ژنهای سوماتیک) یا ترشحات و یا مواد دفعی انگل (آنتی ژنهای متابولیک) مقایسه میشوند. آنتی بادیها معمولا توسط میزبان در واکنش به انگل تولید میشوند. بنابراین بر عکس فورزیس و کامنسالیسم زندگی انگلی علاوه بر وابستگی متابولیک در بخشی از انگل ، عموما شامل پاسخهای میزبان در برابر بخش دیگری از انگل میباشد.
موچوآلیسم: نمونه معروف این نوع زندگی گلسنگها هستند که ترکیبی از قارچها و آلگها هستند. در طی این ارتباط ، آلگها مقدار زیادی ترکیبات آلی تولید میکنند که این مواد توسط قارچها مصرف میشوند. در حالی که قارچها نیز آب و مواد معدنی مورد نیاز آلگها را تولید میکنند. آنها را از خشک شدن و خطر نور شدید محافظت میکنند. نمونه دیگر موچوآلیسم رابطه برخی از تاژکداران موجود در روده موریانههای چوبخوار است.
رابطه انگلها با میزبان
انگلها به اشکال مختلفی با میزبان خود رابطه برقرار میکنند که میتوان انگل اجباری یا اختیاری ، موقتی یا دائمی ، خارجی یا داخلی ، اتفاقی یا سرگردان ، بیماریزا یا غیر بیماریزا و زئونوزرا را نام برد.
به علاوه میزبانها نیز اشکال مختلفی دارند. از جمله میزبان واسط یا نهایی ، ناقل مکانیکی یا ناقل ترانسفر ، مخزن و بالاخره هایپرپارازیتیسم را ذکر کرد و برخی از سیمبیونتها نیز رابطه استفاده متقابل تحت عنوان نظافتچی و نیازمند حفاظت با یکدیگر برقرار میکنند. بطور مثال در محیطهای دریایی ، برخی از انواع ماهیها و سخت پوستان وظیفه پاک کردن بدن گونههای بزرگتر را به عهده میگیرند. این عقیده وجود دارد که منفعت حاصل از این کار دو طرفه است و انواع مختلف دارای این زندگی هستند. از جمله تمساح با مرغ مصری ، گاوهای اهلی با مرغ ماهیخوار و کرگرن با پرندگان کنه خوار.
عفونت و بیماری انگلی
انتقال انگلهای مستلزم وجود سه عامل است: یک منبع عفونت ، یک راه انتقال و وجود یک میزبان حساس. برایند ترکیب عوامل فوق ، تعیین کننده شیوع انگل در یک زمان و مکان معین است.راههایی که انگل بوسیله آنها از منبع اولیه به میزبانان حساس میرسد متفاوت است. شانس بروز عفونت در شرایط محیطی مناسب که در آن انگل بتواند خارج از مواد دفعی زندگی کند و نیز در شرایط فقدان بهداشت فردی و اجتماعی افزایش مییابد. انسان مبتلابه عفونت انگلی میتواند به اشکال زیر عمل نماید.
تنها به عنوان میزبان انگل
همراه با دیگر حیوانات به عنوان میزبان اصلی
به عنوان میزبان تصادفی همراه با یک یا چند حیوان به عنوان میزبانهای اصلی.
علاوه بر لزوم سازگار بودن طبیعی انگل با میزبان خود ، سهولت انتقال انگل بستگی به عادات و تجمع گروهی و نیز مقاومت میزبان دارد.
تشخیص
تظاهرات بالینی در اغلب بیماریهای انگلی آن قدر عمومی است که در بسیاری موارد بنای تشخیص بر پایه نشانه شناسی کافی نیست. اگر چه یک پزشک باتجربه ممکن است علائم و نشانه های ویژه برخی بیماری انگلی را شناسایی کند ولی در موارد غیر معمول ممکن است نشانهها آنچنان گیج کننده باشند که هیچ تابلوی بالینی واضحی را نشان ندهند. همچنین بسیاری از عفونتها بویژه عفونتهای کرمی نشانه های کم و غیر مشخصی داشته و اغلب از نظر بالینی غیر قابل افتراق هستند. تشخیص نهایی و شیوه درمانی درست نیاز به شناسایی انگل در آزمایشگاه دارد.
درمان
درمان موفقیت آمیز بیمار شامل اقدامات پزشکی و روشهای جراحی ، توجه به وضعیت غذایی و دارو درمانی اختصاصی است. پزشک باید توانایی بیمار در همکاری آگاهانه ، بهسازی محیط ، همه گیر شناسی بیماری و انتخاب روشهای جلوگیری از گسترش عفونت را نیز مد نظر داشته باشد. در طی 10 تا 15 سال اخیر پیشرفتهای قابل توجهی دردرمان بیماریهای انگلی صورت گرفته است. هم اکنون داروهای موثر و نسبتا غیر سمی متعددی برای درمان اغلب بیماریهای انگلی در دسترس است.
parand
11-07-2009, 07:44 AM
مالاریا عفونتی ناشی از یک انگل تکسلولی، که از طریق گزش پشه آنوفل، تزریق خون آلوده، بهطور مادرزادی از مادر به کودک یا استفاده از سوزن مشترک در بین معتادان انتقال مییابد.
علایم شایع
اولین دوره علایم ذیل معمولاً حدود 30-8 روز پس از گزش پشه بروز میکند:
سردرد
خستگی
تهوع
لرزش شدید تکاندهنده همراه تب به مدت 24-12 ساعت
تنفس سریع
تعریق شدید همراه با کاهش درجه حرارت دوره علایم مذکور تا هنگام درمان ممکن است هر 3-2 روز تکرار شود. این بیماری بدون درمان میتواند سالها ادامه یابد.
()
علل بروز بیماری مالاریا
چهار نوع انگل مالاریا وجود دارد؛ این انگلها با گزش پشه از فردی به فرد دیگر منتقل میشوند. پشه پس از گزیدن فرد مبتلا، آلوده به انگل میگردد. این انگل در بدن پشه تکثیریافته و با گزش بعدی پشه، وارد جریان خود فردی دیگر میگردد. انگل پس از ورود به جریان خون فرد، به کبد مهاجرت کرده و در آنجا به سرعت رشد کرده و تکثیر مییابد. پس از چند روز، هزاران انگل از کبد مجدداً وارد جریان خون شده و گلبولهای قرمز خون را تخریب میکند. برخی از انگلها درون کبد باقی مانده و به تکثیر خود ادامه میدهند و به فواصل معین به داخل جریان خون آزاد میشوند.
عوامل افزایشدهنده خطر
زندگی در شرایط شلوغ و غیربهداشتی
آب و هوای گرم و مرطوب
مناطق جغرافیایی خاص نظیر آمریکای لاتین، آسیا و آفریقا.
عواقب موردانتظار
معمولاً با درمان در عرض دو هفته قابل علاج است. مالاریا بدون درمان در افراد دچار فقر تغذیهای یا افراد دارای مقاومت پایین نسبت به بیماری میتواند کشنده باشد.
parand
11-07-2009, 07:45 AM
کرم کدوها انگل هستند آنها کرمها پهنی هستند که در داخل روده حیوانات یافت می شوند سر یک کرم کدو دارای قاب و مکنده است که آنها را برای چسباندن خود به دیگر حیوانات استفاده می کند. او از طریق سطح بدن خود غذای مورد نیاز را جذب می کند. کرمهای گرد هم معمولا انگل هستند و در درون گیاهان ( 6) یا داخل بدن حیوانات زندگی می کنند. آنها دهان کوچکی دارند که غذا را می مکند.
کرمهایی که در عکس بالا می بینید کرمهای شلاقی هستند این کرمهای کوچک گرد انسان را دچار آلودگی می کنند. آنها به دیواره روده می چسبند و از خون تغذیه می کنند.
عکس دوم سر کرم کدوی گوشت خوک را نشان می دهد این انگل حیوانات و گاوها دارای قسمتهای جدا از هم بیشماری است. هر کدام از قسمتهای بدن او 100000 تخم را در بدن خود جا داده است
parand
11-07-2009, 07:46 AM
در سال هاي مياني قرن نوزدهم، امپراطوري انگلستان با مشكل شيوع بيماري مالاريا دست به گريبان بود. بهترين درمان براي مالاريا، دارويي به نام «كوئينين» بود كه از پوست نوعي درخت به دست مي آمد و آن درخت فقط در آمريكاي جنوبي مي روييد . در سال ۱۸۴۵ شيميدان جواني به نام «ويليام پركين» تصميم گرفت اين ماده را به روش شيميايي بسازد. وي نتوانست آن را بسازد اما ماده جالب تري به دست آورد كه نه تنها زندگي او بلكه زندگي همه ما را دگرگون كرد.
در آن زمان، شيمي مراحل ابتدايي خود را مي گذراند و شيميدان ها مولكول هاي جديد را به روش آزمون و خطا توليد مي كردند. اين كار، گاهي با عواقب خطرناكي مانند انفجار و مسموميت با فرآورده هاي جانبي واكنش ها مي انجاميد .
پركين با پذيرفتن تمام اين خطرات، كار خود را بي وقفه پي گرفت، اما موفقيت از او گريزان بود. او مواد شيميايي مختلفي را با هم مخلوط كرد تا اين كه از مخلوط كردن آنيلين ودي كرومات پتاسيم، ماده لزج ارغواني رنگي به دست آورد. افزودن الكل به آن ماده، محلول ارغواني رنگ جذابي را بر جاي گذاشت كه براي درمان مالاريا مناسب نبود، اما مي شد از آن به عنوان نوعي رنگ استفاده كرد. در حقيقت، پركين نخستين رنگ مصنوعي را ساخته بود !
تا آن زمان، بيشتر رنگ ها از گياهان يا جانوران (از جمله سوسك هايي كه رنگ جذابي دارند) و طي فرآيند پر زحمتي به دست مي آمد. تصور كنيد براي به دست آوردن رنگ لازم براي پارچه يك دست لباس رسمي، چه تعداد سوسك لازم است ! بنابراين، اختراع كشف گونه پركين از لحاظ تجاري ارزش فوق العاده اي داشت. پركين رنگ اختراعي خود را «ماووئين» ناميد و تصميم گرفت آن را در مقياس انبوه توليد كند . اما همكاران شيميدانش او را مسخره كردند . آنان رنگ او را «لجن ارغواني» ناميدند و به او مي گفتند كه بيهوده وقتش را تلف مي كند .
دو واقعه باعث شد شرايط به نفع پركين تغيير كند. نخست اين كه «ملكه ويكتوريا» از رنگ جديد خوشش آمد و در عروسي دخترش لباسي پوشيد كه با ماووئين رنگ شده بود. دوم اين كه ملكه زيبايي آن زمان تصميم گرفت از رنگ جديد استفاده كند، زيرا به نظر او، رنگ جديد با رنگ چشمانش همخواني فوق العاده اي داشت. ناگهان جنجالي رخ داد و اغلب زناني كه به عنوان مدل تبليغاتي فعاليت مي كردند، به استفاده از لباس هايي روي آوردند كه با رنگ جديد جذابيت خاصي پيدا كرده بودند .
رنگ ماووئين، صنعت پارچه و لباس را متحول كرد و در زماني كوتاه براي مخترعش ثروت زيادي به همراه آورد. او نخستين كارخانه رنگ مصنوعي را تأسيس كرد. در آن كارخانه رنگ هاي ديگري از جمله «آليزارين» را به توليد انبوه رساند. توليد سالانه اين رنگ بيش از ۲۲۰ تن بود. به اين ترتيب، پركين كه در ۱۸ سالگي نخستين رنگ مصنوعي را توليد كرد، در ۳۶ سالگي آن قدر پول دار شد كه كارخانه را فروخت و بقيه عمر را با خيال راحت به پژوهش در زمينه شيمي و توليد مواد مصنوعي پرداخت.
برخي از رنگ هاي او در زيست شناسي و پزشكي كاربردهاي زيادي پيدا كردند. رنگ هاي توليدي او به ما امكان داد سلول ها و باكتري ها را رنگ آميزي و به اين وسيله ساختمان آن ها را با دقت بيشتري مطالعه كنيم . اگر ساختمان داخلي سلول ناهمگن باشد، امكان آم وجود دارد كه برخي از قسمت هاي سلول بعضي مواد شيميايي را جذب كنند حال آن كه بخش هاي ديگر به آن ماده واكنش ندهند. اگر ماده مذكور ماده اي رنگين باشد، قسمتي كه رنگ را جذب كرده، رنگي و بقيه قسمت ها بي رنگ باقي مي مانند . دانشمندي به نام «والتر فلمينگ» با اين توجيه، از رنگ هاي اختراعي پركين براي مطالعه سلول ها بهره گرفت. او با اين روش توانست كروموزم ها (محل ژن هاي جانداران) را در هسته سلول مشاهده كند و رفتار آن ها را طي تقسيم سلول بررسي كند .
برخي معتقدند اگر پركين، ماووئين را اختراع نمي كرد، فرد ديگري اين كار را مي كرد. هر چند نمي توان اين نظر را به طور كامل رد كرد اما بايد توجه داشت پركين از يك اتفاق به نحو صحيحي بهره برداري كرد. چنين اتفاقاتي ممكن است براي ما هم رخ دهد. چه بسا دانشمندان ديگري با ماده لزجي كه دنيا و پركين را متحول كرد، بارها روبه رو شده بودند، اما به آن توجه نكردند و آن را فرآورده زايد واكنش هاي شيميايي مي دانستند . در همان زمان كه پركين با ماده آنيلين كار مي كرد، بسياري از شيميدان ها مي دانستند كه اين ماده در واكنش هاي شيميايي به توليد فرآورده هاي رنگي مي انجامد. اما فكر استفاده عملي از اين حقيقت، تنها در ذهن پركين نقش بست .
نكته بعدي اين كه، پركين نخستين شيميداني بود كه به مردم ثابت كرد مطالعه شيمي مي تواند آنان را ثروتمند كند. در واقع مي توانيم او را نخستين كسي بدانيم كه بين دانش و صنعت پيوند برقرار كرد . نكته آخر اين كه تحفه اتفاق، تنها نصيب كسي مي شود كه در جست وجوي حل معما باشد. كسي كه به كناري نشسته است، نه تنها با اتفاقي روبه رو نمي شود كه اگر هم شود، متوجه آن نمي شود!
"محقق به طور دايم در ذهن خود با موضوع هايي كه نظرش را جلب كرده اند، كلنجار مي رود و با شكيبايي در انتظار روزي مي نشيند كه نور كم رنگ و مبهم سحرگاهي به تدريج به نوري كامل و روشن تبديل شود.
parand
11-07-2009, 07:50 AM
کرم آسکاریس:کرم آسکاریس معروف به کرم روده بر اثر نا پاکی و عدم رعایت بهداشت به افراد منتقل میشور.
کرم قلابدار:در نقاط گرم زندگی میکند و توسط زخم پا خود را وارد بدن میکند
دوستان به دلیل کمی وقت فقط نام 3 انگل را خواهم برد
کرم کدوی سگی :خطرناکترین نوع انگل ,انگل بر اثر تماس با سگ یعنی لیسیدن سگ منتقل میشود
وارد بدن میشود ودر روده کیسه هایی را به وجود می آورد و نوزاد هایش را نگه میدارد وصدمه هایی که دارد همیشه انسان گشنه است,خون ریزی در بدن ودرد کلیه را به دنبال دارد.
دوستان در مواقع نیاز برایم پیام خصوصی بگذارید با تشکر.
parand
05-08-2009, 06:36 AM
مقدمه
دامنه وسیع علم انگل شناسی از ماکرواکولوژیکی تا میکرواکولوژیکی و بیوشیمیایی و بهداشت عمومی ، جغرافیا ، علوم اجتماعی و اقتصادی و علوم مرتبط با آنها را شامل میشود. در سالهای اخیر سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده است که شش بیماری مهم انسانی در جهان منتشر است. پنج بیماری از این شش بیماری انگلی است که عبارتند از: شیستوزومیازیس ، مالاریا ، فیلاریازیس ، تریپانوز و میازیس آفریقایی و لیشمانیازیس. بیماری ششم نیز جذام است که عامل باکتریایی دارد.
در نتیجه انگل شناسی پزشکی در بین شاخههای علوم پزشکی و دانشمندان علوم پزشکی اهمیت زیادی پیدا کرده است.انگل شناسی از نظر رشد و توسعه علوم بویژه کاربردهای طبی ، دامپزشکی ، کشاورزی و صنایع غذایی اهمیت زیادی دارد. بنابراین روشن است که آشنایی با زندگی انگلی و انگلها ، نه تنها از نقطه نظر رشد و توسعه علوم ، بلکه از نظر کاربردهای عملی آن نیز بسیار مهم است.
جنبههای زندگی انگلی
چهره واقعی زندگی انگلی غالبا قابل لمس و درک نیست، زیرا روابط بین انگلها و میزبان آنها بسیار پیچیده است. انگل شناسی در واقع یکی از چهار جنبه مختلف از سیمبیوزیس است.
سیمبیوزیس
هر حیوان ، گیاه و یا موجود زنده اولیهای آغازیان یا(پروتیستا) که بخشی یا تمام زندگی خود را به همراه موجود دیگر از جنس دیگری میگذارند، را یک سیمبیونت یا سیمبیوت مینامند. چهار شکل از سیمبیوتیک شناخته شده است. اگر چه خط تفکیک بین آنها کاملا دقیق نیست. بویژه انواع اشکال سیمبیوزیس که شناخته شدهاند، فورزیس ، کامنسالیسم ، پارازیتیسم و موچوآلیسم میباشد.
فورزیس: هیچ نوع وابستگی از نظر متابولیکی و یا غیر از آن بین آنها وجود ندارد. نمونه این نوع زندگی انتقال باکتریها (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A8%D8%A7%DA%A9%D8%AA%D8%B1%DB%8 C) توسط اتصال به پای حشرات است. اگر چه پرواز حشره از جایی به جای دیگر به انتقال باکتری منجر میشود، ولی هیچ اجباری در این ارتباط از دو طرف نیست و اصولا یک نوع رابطه اتفاقی است.
کامنسالیسم: یک مثال در این مورد در شرایط محیطی دریایی ، رابطه بین آمفی پریون پرکولا یا کنتروکاپروس آکوله آتوس با شقایق دریایی (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B4%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82+%D8% AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C). ماهی در بین خارهای شقایق دریایی زندگی میکند، در حالی که هیچ نوع آزاری از سوی میزبان نمیبیند. با توجه به اینکه ترشحات ماهی باعث حفاظت در مقابل نماتوسیتهای میزبان میشود. این لایه حفاظتی که ماهی ایجاد میکند، فقط پس از ورود و خو گرفتن اولیه ماهی است. پس از ورود ماهی به درون خارهای شقایق دریایی ، این عمل حفاظتی نیز انجام شده، ماهی از آسیب ماهی خوارها به خاطر وجود نماتوسیتهای میزبان محفوظ میماند. علاوه بر محافظت ، ماهی از غذای میزبان نیز برخوردار میشود.
پارازیتیسم: پارازیتیسم عبارتست از نوعی زندگی اجباری دو موجود با هم که انگل کوچکتر است و از جنبه متابولیکی با میزبان رابطه دارد. این ارتباط ممکن است دائمی باشد. مثلا کرمهای پهن نواری که در روده پستانداران دیده میشوند. یا ممکن است موقتی باشد. مانند پشهها (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%BE%D8%B4%D9%87) ، ککها یا کنههای خونخوار. گفته میشود که پارازیتیسم یک رابطه اجباری است، زیرا انگل بطور معمول نمیتواند بدون ارتباط و تماس با میزبان خود باقی بماند.
انگلهای خونخوار مانند کنهها ، ککها و پشهها از نمونههای اولیه خونخواری مستقیم از میزبان هستند. چون ارتباط بین انگل و میزبانش عموما شامل تماس میزبان با مواد آنتی ژنی انگل است، خواه ناخواه این مولکولها با بدنه انگل (آنتی ژنهای سوماتیک) یا ترشحات و یا مواد دفعی انگل (آنتی ژنهای متابولیک) مقایسه میشوند. آنتی بادیها معمولا توسط میزبان در واکنش به انگل تولید میشوند. بنابراین بر عکس فورزیس و کامنسالیسم زندگی انگلی علاوه بر وابستگی متابولیک در بخشی از انگل ، عموما شامل پاسخهای میزبان در برابر بخش دیگری از انگل میباشد.
موچوآلیسم: نمونه معروف این نوع زندگی گلسنگها هستند که ترکیبی از قارچها (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%82%D8%A7%D8%B1%DA%86) و آلگها (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AC%D9%84%D8%A8%DA%A9) هستند. در طی این ارتباط ، آلگها مقدار زیادی ترکیبات آلی تولید میکنند که این مواد توسط قارچها مصرف میشوند. در حالی که قارچها نیز آب و مواد معدنی مورد نیاز آلگها را تولید میکنند. آنها را از خشک شدن و خطر نور شدید محافظت میکنند. نمونه دیگر موچوآلیسم رابطه برخی از تاژکداران موجود در روده موریانههای چوبخوار است.
رابطه انگلها با میزبان
انگلها به اشکال مختلفی با میزبان خود رابطه برقرار میکنند که میتوان انگل اجباری یا اختیاری ، موقتی یا دائمی ، خارجی یا داخلی ، اتفاقی یا سرگردان ، بیماریزا یا غیر بیماریزا و زئونوزرا را نام برد.
به علاوه میزبانها نیز اشکال مختلفی دارند. از جمله میزبان واسط یا نهایی ، ناقل مکانیکی یا ناقل ترانسفر ، مخزن و بالاخره هایپرپارازیتیسم را ذکر کرد و برخی از سیمبیونتها نیز رابطه استفاده متقابل تحت عنوان نظافتچی و نیازمند حفاظت با یکدیگر برقرار میکنند. بطور مثال در محیطهای دریایی (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A7%DA%A9%D9%88%D8%B3%DB%8C%D8%B 3%D8%AA%D9%85+%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C ) ، برخی از انواع ماهیها و سخت پوستان (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B3%D8%AE%D8%AA+%D9%BE%D9%88%D8% B3%D8%AA%D8%A7%D9%86) وظیفه پاک کردن بدن گونههای بزرگتر را به عهده میگیرند. این عقیده وجود دارد که منفعت حاصل از این کار دو طرفه است و انواع مختلف دارای این زندگی هستند. از جمله تمساح با مرغ مصری ، گاوهای اهلی با مرغ ماهیخوار و کرگرن با پرندگان کنه خوار.
عفونت و بیماری انگلی
انتقال انگلهای مستلزم وجود سه عامل است: یک منبع عفونت ، یک راه انتقال و وجود یک میزبان حساس. برایند ترکیب عوامل فوق ، تعیین کننده شیوع انگل در یک زمان و مکان معین است.راههایی که انگل بوسیله آنها از منبع اولیه به میزبانان حساس میرسد متفاوت است. شانس بروز عفونت در شرایط محیطی مناسب که در آن انگل بتواند خارج از مواد دفعی زندگی کند و نیز در شرایط فقدان بهداشت فردی و اجتماعی افزایش مییابد. انسان مبتلابه عفونت انگلی میتواند به اشکال زیر عمل نماید.
تنها به عنوان میزبان انگل
همراه با دیگر حیوانات به عنوان میزبان اصلی
به عنوان میزبان تصادفی همراه با یک یا چند حیوان به عنوان میزبانهای اصلی.
علاوه بر لزوم سازگار بودن طبیعی انگل با میزبان خود ، سهولت انتقال انگل بستگی به عادات و تجمع گروهی و نیز مقاومت میزبان دارد.
تشخیص
تظاهرات بالینی در اغلب بیماریهای انگلی آن قدر عمومی است که در بسیاری موارد بنای تشخیص بر پایه نشانه شناسی کافی نیست. اگر چه یک پزشک باتجربه ممکن است علائم و نشانه های ویژه برخی بیماری انگلی را شناسایی کند ولی در موارد غیر معمول ممکن است نشانهها آنچنان گیج کننده باشند که هیچ تابلوی بالینی واضحی را نشان ندهند. همچنین بسیاری از عفونتها بویژه عفونتهای کرمی نشانه های کم و غیر مشخصی داشته و اغلب از نظر بالینی غیر قابل افتراق هستند. تشخیص نهایی و شیوه درمانی درست نیاز به شناسایی انگل در آزمایشگاه دارد.
درمان
درمان موفقیت آمیز بیمار شامل اقدامات پزشکی و روشهای جراحی ، توجه به وضعیت غذایی و دارو درمانی اختصاصی است. پزشک باید توانایی بیمار در همکاری آگاهانه ، بهسازی محیط ، همه گیر شناسی بیماری و انتخاب روشهای جلوگیری از گسترش عفونت را نیز مد نظر داشته باشد. در طی 10 تا 15 سال اخیر پیشرفتهای قابل توجهی دردرمان بیماریهای انگلی صورت گرفته است. هم اکنون داروهای موثر و نسبتا غیر سمی متعددی برای درمان اغلب بیماریهای انگلی در دسترس است.
parand
05-08-2009, 06:38 AM
مالاریا مهمترین بیماری انگلی و یکی از مسایل مهم بهداشتی تعدادی از کشورها بخصوص کشورهای گرمسیری دنیا است.
این بیماری به صورت عفونت حاد در بیشتر موارد وخیم و گاهی طولانی و با ویژگیهای تب متناوب و لرز همراه با حملههای رودهای، کمخونی و بزرگی طحال و گاه با ویژگیهای ساده یا کشنده دیگر خودنمایی میکند. اهمیت این بیماری به خاطر شیوع زیاد و مرگومیر قابل توجه است.
کلمه مالاریا یک کلمه ایتالیایی و به معنای هوای بد (Mal-Aria) است و منظور از آن تعریف بیماری با ویژگیهای تب متناوب است که ایتالیاییها در گذشته وجود آن را ناشی از هوای بد و مناطق باتلاقی میدانستند.
بیماری مالاریا با نامهای دیگری چون پالودیسم، تب و لرز، تب نوبه و تب متناوب نامیده میشود.
انگل مالاریا توسط پشهای به نامآنوفل به انسان منتقل میشود که شامل چندین گونه میباشد.
عامل اتیولوژی
عامل بیماری یک تکیاخته از جنس پلاسمودیوم است. تا کنون بیش از 100 موردپلاسمودیوم شناخته شده که فقط ۴ گونه پلاسمودیوم در انسان ایجاد بیماری میکنند: •پلاسمودیوم فالسیپاروم (انگلیسی:Plasmodium falciparum)که عامل تب سهیک بدخیم است. •پلاسمودیوم ویواکس (انگلیسی:P.vivax)که عامل تب سهیک یا مالاریای ویواکس است. •پلاسمودیوم مالاریه (انگلیسی:P.malariae)که عامل تب چهاریک است. •پلاسمودیوم اوال (انگلیسی:P.oval)که عامل تب سهیک یا مالاریای اوال است. مالاریای اوال تا کنون در ایران دیده نشده است.
اگرچه این 4 گونه بیماری مهمی را ایجاد میکنند اما بیماری ایجاد شده توسط پلاسمودیوم فالسیپاروم شدیدتر است و حتی گاهی منجر به مرگ میشود.
چرخه زندگی انگل (انگلیسی:Life Cycle)
سیر تکاملی انگل در دو میزبان انجام میشود. در مورد مالاریای انسان میزبان اصلی انگل پشه آنوفل ماده است و دوره جنسی (انگلیسی:Sporogony)در این میزبان طی میشود و دوره غیرجنسی (انگلیسی:Schizogony)در بدن انسان طی میشود. علاوه بر این سلولهای جنسی (انگلیسی:Gametocyte)در انسان به وجود میآید که اصطلاحاً دوره گامتوگونی (انگلیسی:Gametogony)میگویند. هنگامی که پشه آنوفل ماده آلوده به انگل مالاریا از انسان خونخواری میکند اسپوروزوییتهای موجود در غدد بزاقی پشه آنوفل به انسان منتقل میشود. اسپوروزوییتها به سلولهای کبد وارد شده و پس از رشد وتکثیر به شیزونت (انگلیسی:Schizont)تبدیل میشود. شیزونتها پس از بالغ شدن مروزوییتها را آزاد و وارد جریان خون میکنند و سپس وارد گلبولهای قرمز میشود و در آنجا پس از مرحله تشکیل حلقه به تروفوزوییت تبدیل میشود. تروفوزوییت پس از بلوغ گلبولهای قرمز را پاره کرده دستهای از این تروفوزوییتها به جریان خون محیطی رفته و تبدیل به سلولهای جنسی نر (انگلیسی:Microgametocyte) و سلولهای جنسی ماده (انگلیسی:Macrogametocyte) تبدیل میشود و دسته دیگر وارد گلبولهای قرمز سالم میشود و در آنجا پس از تکثیر و رشد دوباره به شیزونت تبدیل میشود و این شیزونتها مروزوییتها را آزاد میکنند و این مروزوییتها وارد گلبولهای قرمز سالم میشود و چرخه دوباره تکرار می شود. چنانچه پشه آنوفل ماده سالم از خون بیمار تغذیه کند سلولهای جنسی وارد بدن پشه میشود و چرخه جنسی انگل آغاز می شود. در معده پشه سلولهای جنسی نر و ماده باهم لقاح پیدا میکنند و تبدیل به سلول تخم (زیگوت)میشود سپس سلول تخم دراز و متحرک میشود که در این حالت به آنها اووکینت (انگلیسی:Ookinet)میگویند. اووکینتها در دیواره معده پشه رشد کرده به اووسیست (انگلیسی:Oocyst)تبدیل می شود. اووسیستها رشد کرده و بعد از پاره شدن اسپروزوییتها آزاد می شوند و این اسپوروزوییتها وارد غدد بزاقی پشه می شوند و چنانچه این پشه فرد سالمی را نیش بزند این اسپوروزوییتها وارد بدن فرد شده و چرخه دوباره تکرار می شود.
لازم به ذکر است چرخه جنسی در پشه در حدود ۱۰ تا ۲۰ روز طول میکشد و پشه حدود ۱ تا ۲ ماه آلوده میماند.چنانچه پشه زودتر ۷ تا ۱۰ روز شخصی را نیش بزند شخص به مالاریا مبتلا نمی شود.
در مدت دوره کمون شخص آلوده هیچگونه علامتی ندارد و اسپوروزوییتها حداقل ۸ روز و حداکثر چند ماه بعد از سلولهای کبدی خارج می شوند.
علت بروز لرز در بیماران مبتلا به مالاریا پاره شدن گلبولهای قرمز است که اولین علامت در حمله بیماری است سپس بروز تب و ورود انگل به داخل خون و تعریق که در مرحله آخر و همزمان با ورود انگل به داخل گلبول قرمز اتفاق میافتد.
چنانچه خون شخص مبتلا به مالاریا به بدن شخص سالمی تزریق شود فرد سالم مبتلا به مالاریا می شود چون دستهای از سلولهای جنسی میتوانند مستقیماً به اسپوروزوییت تبدیل شوند.
مالاریا میتواند از مادر بیمار به جنین منتقل شود.
در ابتلا به مالاریای فالسیپاروم در هر حمله حدود ۱۰ درصد از گلبولهای قرمز پاره می شود و به همین علت احتمال مرگ زیاد و ادرار به رنگ قهوهای یا سیاه دیده می شود.
انگلهای پلاسمودیوم اوال و پلاسمودیوم ویواکس مرحله غیرفعال کبدی دارند، بطوریکه میتوانند ماهها ویا سالها به صورت نهفته باقی بمانند و چنانچه تشخیص داده نشوند ممکن است دوباره فعال شوند و وارد جریان خون بشوند بدون اینکه شخص بیمار علایمی داشته باشد. در علم پزشکی اصطلاحاً این دو انگل را هیپنوزوییت (انگلیسی: hypnozoites) و مرحله نهفتگی آنها را فاز کریپتوبیوتیک (انگلیسی: cryptobiotic phase) میگویند.
دورهی کمون
دوره نهفتگی یا کمون مدتی است که بین گزش پشه آلوده تا آشکار شدن نشانههای ظاهری بیماری و از همه شایعتر تب وجود دارد.
مدت دوره کمون بسته به نوع انگل و طبیعت بیماری متفاوت است. این مدت در مالاریای فالسیپاروم به طور متوسط ۱۲ (۹تا۱۴)روز، در مالاریای ویواکس ۱۴ (۸تا۱۷)روز، در مالاریای مالاریه ۲۸ (۱۸تا۴۰)روز و در مالاریای اوال ۱۷ (۱۶تا۱۸)روز است.
منبع عفونت
منبع مهم بیماری افرادی هستند که اصول بهداشتی را رعایت نمیکنند و کمتر از دیگران درصدد درمان خود هستند، بیشتر کودکان ۲تا۹ ساله هستند که به علت عدم ایمنی و تعداد زیاد گامتوسیت (سلول جنسی)در خون محیطی، خوابیدن در اوایل شب و نداشتن پوشاک مناسب برای بیماری عوامل مناسبی هستند. مساله مالاریای انسانی با منبع حیوانی با کشف یک مورد پلاسمودیوم ناولزی (انگلیسی:Pl.Knowlesi)که به طور طبیعی در کشور مالزیا منتقل شده و یک مورد پلاسمودیوم سیمیوم (انگلیسی:Pl.Simium )که به طور طبیعی نزد انسان در برزیل مشاهده شده، دوباره مطرح است. انتقال طبیعی بین مالاریای میمون و انسان و یا برعکس بین انسان و میمون در دیگر مناطق نیز امکان دارد. مطالعههای جدید در آمریکا و مالزیا روی پلاسمودیوم سینومولژی انگلیسی: (Pl.Cynomolgi)و پلاسمودیوم اینوی (انگلیسی:Pl.Inui)و پلاسمودیوم برزیلی (انگلیسی:Pl.Brazillianum)نشان داد که این پلاسمودیومها نه تنها از طریق خون آلوده، بلکه از طریق نیش پشه آلوده به انسان منتقل میشوند. ولی نکته مهم این است که گمان نمیرود جهت ریشهکن کردن مالاریای انسانی مالاریای میمونی بتواند مانع این امر شود.
[ویرایش] ناقل
پشه آنوفل ناقل و میزبان نهایی انگل مالاریا است. در زیر بعضی از ویژگیهای زیستشناسی پشه آنوفل ذکر می شود:
نوع آنوفل: از بین ۴۰۷ نوع آنوفلی که در دنیا انتشار دارد تا کنون بالغ بر ۶۵ نوع آنوفل به عنوان ناقل مالاریا شناخته شدهاند. در ایران ۱۹ گونه آنوفل انتشار دارد که تا کنون ۷ گونه آن به عنوان ناقل بیماری مالاریا شناخته شدهاند. نام آنها به شرح زیر است:
•آنوفل سوپرپیکتوس(انگلیسی:A.superpictus) . در تمام فلات مرکزی ایران همچنین در مناطق کوهستانی شمال و مناطق کوهستانی و تپه ماهورهای جنوب به میزان متغیر وجود دارد. همچنین در دشتهای ساحلی کناره دریای خزر و خلیج فارس به مقدار کم وجود دارد.
•آنوفل ماکولیپنیس (انگلیسی: A.maculipenis). در تمام مناطق ساحلی دریای خزر و قسمت بزرگی از دشت و مناطق نیمه کوهستانی قسمتهای مرکزی و غربی و شرقی ایران فعال است.
•آنوفل ساکاروی (انگلیسی: سA.acharovi). این آنوفل در منطقه جنوب شرقی ساحل دریای خزر، در آذربایجان کناره رود ارس و دریاچه ارومیه، مناطق مرکزی (تهران، قزوین، همدان و اصفهان)مناطق غربی و جنوب غربی و مناطق جنوبی در استان فارس (شیراز و کازرون)پراکنده است.
•آنوفل کولیسیفازیس (انگلیسی: A.culicifacies). این آنوفل در مناطق مختلف استان بلوچستان و قسمتهای شرقی استان هرمزگان و جنوب شرقی استان کرمان انتشار دارد.
•آنوفل استفنسی (انگلیسی: A.stephensi). در تمام مناطق ساحلی دشت و تپه ماهورهای مناطق جنوبی ایران (از دامنه جنوبی رشته کوههای زاگرس به پایین و درههای آن در استانهای خوزستان، فارس، بوشهر، کرمان، هرمزگان و [[بلوچستان انتشار دارد. بعلاوه، این آنوفل در ایلام و گیلان غرب وجود دارد.
•آنوفل فلوویاتیلیس (انگلیسی: A.fluviatilis). در تمام مناطق تپه ماهوری جنوب ایران دامنه جنوبی زاگرس، از منطقه قصرشیرین و گیلان غرب تا شرقیترین منطقه جنوبی ایران در بلوچستانانتشار دارد.
•آنوفل دتالی (انگلیسی: A.dethali). انتشار آن به تقریب مشابه آنوفل فلوویاتیلیس است، بهاضافه چند کانون محدود و مجزا، مانند یزد، محلات نزدیک همدان و حدود شرقی کویر نمک (منطقه طبس)که در این مناطق نیز فعالیت دارند.
شرایط مربوط به انسان
نژاد
سیاهپوستان کمتر از سفیدپوستان به مالاریای ویواکس حساس میباشند و این مقاومت به روشنی در رابطه با فقدان عامل خونی دافی (انگلیسی: Duffy) در این افراد است. گلبولهای قرمز افرادی که گروه خونی دافی منفی (انگلیسی: fy.fy)در برابر پلاسمودیوم ویواکس و پلاسمودیوم ناولزی مقاوم بوده، در حالیکه گلبولهای قرمز دافی مثبت به سهولت آلودگی پیدا میکنند. در نواحی آفریقاى غربی فنوتیپ دافی منفی در افراد بومی نوددرصد میباشد.
در یک بررسی که در سال ۱۹۸۰ توسط کاگان انجام شد، نشان داده شد که انگل مالاریا و گروه خونی آ (A)در انسان پادگنهای (آنتی بادی)مشترک دارند و بنابراین در چنین افرادی عفونت مالاریایی توسط سیستم ایمنی بدن بهتر تحمل می شود. در مطالعه دیگری که روی ۴۷۶ بیمار مالاریایی در هند انجام گرفت، معلوم شد که موارد بیماری در کسانی که گروه خونی آ دارتد از دیگر گروههای خونی بیشتر است. با توجه به بررسی فراوانی گروههای خونی در ۱۳۰۰ فرد سالم در همان جامعه، کمترین موارد ابتلا در گروه خونی او (O)بود. همچنین مشاهده شده است که عدهای از افرادی که هموگلوبین غیر طبیعی دارند (هتروزیگوتهای حامل Sickle cell trait)نسبت به پلاسمودیوم فالسیپاروم به خصوص در ۲ سال اول زندگی مقاومت نسبی دارند. ژن این بیماری در سیاهپوستان آفریقا و ساکنان جنوب شرقی آسیا شیوع دارد. در این افراد مولکولهای غیرطبیعی هموگلوبین پس از آنکه اکسیژن خود را از دست دادند، بصورت تودهای متراکم و کمانیشکل در میایند و در نتیجه گلبولهای قرمز به شکل داس درمیایند. به نظر میرسد تروفوزوییت پلاسمودیوم فالسیپاروم در مصرف این هموگلوبین غیر طبیعی دچار اشکال میشود، بنابراین رشد آن متوقف می شود. گمان می رود کمبود ژنیتیکی آنزیم گلوکز شش دی فسفات (انگلیسی: G6PD)تا حدی سبب مقاومت در برابر عفونت ناشی از پلاسمودیوم فالسیپاروم میشود.
سن
اگرچه در مناطقی که مالاریا شدید و زیاد است، ابتلای کودکان بیشتر از بالغین است، اما وفور انگل در خون در کودکان کمتر از ۶ ماه کمتر از کودکان ۶ ماه و بزرگتر است که به دلیل پادتن رسیده از مادر یا به احتمالی در اثر هموگلوبین غیر طبیعی (دنباله هموگلوبین جنینی)یا تغذیه از پستان مادر است.
جنس و شغل
جنس به طور مستقیم و طبیعی در حساسیت یا مقاومت نسبت به مالاریا دخالت ندارد، ولی ممکن است از طریق شغل یا نوع پوشش تاثیر نماید، چراکه در بعضی مناطق دختران بر خلاف پسران مجبور هستند که هنگام شب پوشش کامل داشته باشند یا اینکه مردان، شب در محیط باز (مانند نگهبانی مزارع برنج یا ماهیگیری)مشغول هستند، بنابراین بیشتر در معرض نیش پشهها هستند.
عوامل محیطی
شامل محیط فیزیکی، زیستشناسی، اجتماعی و اقتصادی است که در انتقال بیماری نقش دارد.
محیط فیزیکی
شامل درجه حرارت، رطوبت، مقدار نزولات آسمانی و میزان آبهای سطحی و غیره است و در اپیدمیولوژی بیماری تاثیر دارد. دوره جنسی پلاسمودیوم ویواکس پایینتر از ۱۶ درجه سانتیگراد و دوره جنسی پلاسمودیوم فالسیپاروم پایینتر از ۱۹ درجه سانتیگراد انجام نمیشود. درجه حرارت در مدت زمان دوره جنسی نقش دارد. برای مثال دوره جنسی پلاسمودیوم ویواکس در ۱۶ درجه سانتیگراد ۵۰ روز و در ۲۶ درجه سانتیگراد ۹ روز طول می کشد.
رطوبت نسبی بر طول عمر پشه و فعالیت آن تاثیر دارد، به طوری که اگر رطوبت نسبی در ساعت ۸ صبح کمتر از شصت درصد باشد احتمال قطع انتقال بیماری وجود دارد.
محیط زیستشناسی
از قبیل وجود گیههای ویژهای در لانه لاروی یا بودن دام در منطقه، در تکثیر ناقل بیماری و خونخواری از انسان و انتقال مالاریا نقش بسزایی دارد.
محیط اجتماعی- اقتصادی
ویژگیهای اجتماعی- اقتصادی فعالیتهای مختلف مردم و عادتها و رسوم آنان در انتقال بیماری نقش دارد. انتخاب محل سکونت، نصی توری در و دریچه اماکن و استفاده از پشهبند و غیره سبب کاهش خطر مالاریا می شود. بیسوادی و وضع اقتصادی ضعیف، عوامل مساعدی هستند که موارد بیماری را افزایش می دهند. بیماری با تغذیه ناکافی قادر به دفع علایم بالینی نبوده، بیماری زیادتر عود میکند. جنگ سبب افزایش این بیماری می شود. مهاجرت، نقل و انتقال، منابع آب و طرز استفاده از آن و وضع مسکن و ساختمان عواملی هستند که در فراوانی بیماری اهمیت دارند.
انتشار
برای آنکه مالاریا در یک منطقه شایع و بومی گردد، سه عامل اصلی و اساسی و تعدادی عوامل ثانوی مورد نیاز است:
زنجیره انتقال بیماری (انگلیسی:Chain of causation)
از سه عامل (انگل، ناقل و انسان حساس و پذیرنده بیماری)و تعدادی عوامل ثانوی مشتمل بر ویژگیهای فردی و ذاتی (مربوط به انسان، انگل و ناقل)و عوامل محیطی (فیزیکی،شیمیایی، زیستشناسی، اجتماعی و اقتصادی)که تمام آنها روی عوامل سهگانه اصلی و در نتیجه پایداری و برقراری زنجیره انتقال و اپیدمیولوژی بیماری تاثیر دارد.
از نظر اپیدمیولوژی بیماری به دو نوع مالاریای پایدار (انگلیسی:Stable malaria) و مالاریای ناپایدار (انگلیسی: Unstable malaria) تقسیم میشود که با برنامه کنترل یا ریشهکنی مالاریا انطباق دارد، زیرا به طور کلی ریشهکنی مالاریای پایدار از مالاریای ناپایدار مشکلتر است.
ویژگیهای همهگیری شناختی مالاریای پایدار: ناقل بیماری با طول عمر متوسط یا زیاد در منطقه وجود دارد، عادت خونخواری ناقل از انسان زیاد است و جهت انتقال بیماری در اکثر ماههای سال حرارت محیط مناسب می باشد. بیماری به طور معمول در شکل فرابومی (هیپرآندمیک)یا تمام بومی (هلوآندمیک)دیده می شود. بنابراین هنگام بروز همهگیری در منطقه بعید است افراد از ایمنی نسبی پایدار برخوردار شوند. به استثنای کودکان، تمام مردم نسبت به عفونت مجدد مقاوم هستند. انگل غالب منطقه، پلاسمودیوم فالسیپاروم است. کنترل بیماری مالاریا بسیار مشکل بوده، مبارزه با لارو موثر نمی باشد. با وجود آنکه کانونهای تکثیر لارو، کوچک است، انتقال بیماری ادامه مییابد.
ویژگیهای همهگیری شناختی مالاریای ناپایدار: ناقل حیواندوست و طول عمر آن در منطقه کوتاه است، حرارت محیط برای سیر دوره جنسی در اکثر ایام سال نامناسب است، مالاریا در شکل فرابومی یا مزوآندمیک دیده می شود. تغییرهای فصلی بیماری بسیار محسوس است. انگل غالب منطقه پلاسمودیوم ویواکس میباشد. احتمال بروز همهگیری در منطقه زیاد است. کنترل بیماری خیلی آسانتر از مالاریای پایدار است. مبارزه با لارو با کیفیت مناسب خیلی موثر است.
در ایران مالاریا به شکل ناپایدار دیده می شود و فقط در مناطق انتشار آنوفل فلوویاتیلیس پایداری متوسط است، بنابراین مالاریای غالب در ایران پلاسمودیوم ویواکس است.
مالاریای همهگیر: همهگیری بیماری بیشتر در مناطق مالاریای ناپایدار شایع است، یعنی در مناطقی که کوچکترین تغییرها در هریک از عوامل انتقال، تعادل را به هم می زند. در این گونه مناطق، ایمنی مردم در مقابل بیماری ناچیز است. همچنین امکان دارد در ضمن یا تعقیب یک برنامه ناموفق، همهگیری روی دهد.
راه انتقال بیماری
انتقال مستقیم و ظبیعی (انگلیسیhttp://vb.niksalehi.com/images/smilies/4.gifirect transmission)
1-1انتقال به طور طبیعی از طریق نیش پشه آلوده.
1-2 انتقال از طریق جفت مادر. انتقال مستقیم مالاریا توسط انسان (انگلیسی:Induced malaria) عفونت مالاریا ممکن است به روش مکانیکی و توسط انسان به طور تجربی، اتفاقی و یا به منظور درمانی صورت گیرد. این انتقال در تمام حالتهای تلقیح انگل از راه داخل پوستی، درون ماهیچهای یا داخل وریدی صورت گبرد.
1-2 مالاریای تجربی (انگلیسی:Experimental malaria): این روش برای انجام مطالعههای ایمنیشناختی، ارزشیابس داروها، روشهای درمانی و بررسی دیگر ویژگیهای زیستشناختی انگل مالاریا به کار رود.
2-2 مالاریای اتفاقی (انگلیسی: Accidental malaria): در این مورد حالتهای مختلفی مشاهده می شود:
1-2-2 مالاریای اتفاقی در آزمایشگاه به وسیله نیش پشه آنوفل آلوده به پلاسمودیوم انسانی و یا پلاسمودیوم میمون مشاهده می شود.
2-2-2 مالاریای اتفاقی که در معتادان به هرویین یا مورفین و غیره عارض می شود و درآن آلودگی از راه سرنگ آلوده منتقل می شود.
3-2-2 مالاریای اتفاقی از راه انتقال خون: مساله ایجاد مالاریا از راه انتقال خون به علت توسعه برنامههای انتقال خون و همچنین مراحل نهایی برنامه ریشهکنی مالاریا در بعضی کشورها اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
3-2 مالاریای درمانی (انگلیسی:Malaria therapy): پیش از این به عنوان وسیله ایجاد ش.ک در امراض روانی یا در درمان بعضی عفونتها به کار میرفت.
پیشگیری
پیشگیری دارویی
پیشگیری دارویی (شیمیوپروفیلاکسی)به عنوان پیشگیری از بیماری، سالهای زیادی به کار برده شده است و پیشگیری قطعی بیماری نیاز به دارویی دارد که بعد از ورود اسپروزوییت به میزبان از سیر تکاملی و سریع آن جلوگیری کند. در حال حاضر چنین دارویی در دسترس نمیباشد. داروهایی مانند پریماکین (انگلیسی: Primaquine)و پروگوانیل (انگلیسی: Proguanil) مانع سیر تکاملی انگل در سلولهای کبدی قبل از ورود آن به مرحله خونی می شوند، ولی به علت اثر سمی دارو مقاومت به گونه، توزیع همگانی نمی شود. [[کلروکین[[ (انگلیسی: Chloroquine)مانع ادامه سیر تکاملی انگل در گلبولهای قرمز و پیدایش علایم بالینی بیماری میگردد و به عنوان پیشگیری و درمان به مقدار زیاد و بی رویه طی سالهای طولانی توزیع شد و اکنون مقاومت انگل در برابر این دارو را باعث شده است.
کینین(انگلیسی: Quinine) جهت پیشگیری مصرف نمی شود. مفلوکین (انگلیسی: Mefloquine)برای پیشگیری همگانی توزیع نمی شود، بلکه جهت پیشگیری فردی به افرادی که به مناطق بومی به ویژه مناطق پلاسمودیوم فالسیپاروم مقاوم، مسافرت میکنند تجویز شده است.
کاربرد پیشگیری دارویی به موقعیت محلی، گونه انگل، حساسیت انگل در مقابل دارو، آندمیسیته بیماری، درصد پوشش مردم، نوع دارو، مدت توزیع و نظم آن بستگی دارد. از مشکلات دیگر پیشگیری دارویی، هزینه زیاد، مشکل توزیع وپذیرش مردم است. به علت وجود این مشکلها، پیشگیری دارویی همگانی در مناطق بومی در حال حاضر توصیه نمیشود. فقط در موارد استثنایی برای دو گروه آسیبپذیر (یعنی زنان آبستن، بهویژه آبستنی اول و کودکان سنین پایین) پیشگیری دارویی تجویز میشود و همچنین به افراد غیر ایمن که به مناطق آلوده مسافرت میکنند پیشگیری دارویی داده می شود.
بیش از 20 سال است که جهت پیشگیری بیماری به تهیه واکسن اهمیت خاص داده می شود. ولی تهیه واکسن خیلی پیچیده و وقتگیر است. برای تهیه واکسن مفیدی جهت پیشگیری همگانی راه درازی در پیشگیری دارویی است. اگرچه بررسیهای بالینی آن در دست اجراست. واکسن مالاریا برای 3 مرحله از سیر تکاملی انگل به ویژه برای پلاسمودیوم فالسیپاروم (به علت وخامت وشیوع زیاد آن)تهیه شده است که در زیر توضیح داده می شود:
یک واکسن برای مرحله اسپروزوییت، عفونت مالاریا به دنبال ورود اسپروزوییت از طریق نیش پشه آلوده صورت میگیرد. این نوع واکسن سبب می شود که عفونت متوقف شود و از پیدایش علایم بالینی و انتقال بعدی بیماری جلوگیری گردد. نوع دوم واکسن برای مراحل غیر جنسی انگل در خون تهیه شده است و سبب از بین رفتن مروزوییتها و مانع رسیدن آنان به گلبولهای قرمز خون می شود. سومین نوع واکسن سبب از بین رفتن سلولهای جنسی و مانع انتقال بیماری میشود. بنابراین به طور مستقیم سبب حفاظت فرد واکسینه نمیشود.
جلوگیری از تماس پشه با انسان
•پشه بند:با توجه به اینکه فعالیت خونخواری پشه آنوفل از غروب آفتاب تا قبل از طلوع ادامه دارد، استراحت در درون پشهبند مانع نیش زدن پشهها میشود. در بررسیهای انجام شده در مناطق بومی مالاریا در سالهای اخیر مشاهده شده است که کاربرد پشهبند آغشته به حشرهکشهای گروه پیرترویید، مانند پرمترین مانع مفیدی است که از تماس پشهها با انسان جلوگیری میکند. در بعضی از این مطالعهها استفاده از پشهبند آغشته به حشرهکش سبب کاهش تعداد پشهها و میزان بروز بیماری شده است. حتی اگر پشهبند پاره یا ناقص هم نصب شده باشد، باعث می شود که از بیماریهایی که از طریق حشرهها مانند مگس، شپش و کک منتقل می شود، جلوگیری کند. پشهبند بافته شده از نایلون یا پلیاتیلن را در محلول 15 تا 25 لیتر حشرهکش با غلظت 1 تا 2 درصد که در یک ظرف پلاستیک یا آلومینیوم تهیه شده باشد به مدت 1 دقیقه خیس کرده، سپس آن را پهن میکنند تا خشک شود. اثر حشرهکشی آن 6 تا 12 ماه دوام دارد. بهترین روش آغشته کردن پشهبند در محل کاربرد آن در روستا است که بین مردم توزیع گردد.
در یک برنامه پیشگیری، بیش از 2000000 پشهبند آغشته به سم در چند استان کشور چین توزیع شده است. در افرادی که از پشهبند استفاده کردند مالاریا 87 درصد کاهش یافته است. در ویتنام این برنامه برای 4000 نفر اجرا شده و کاهش موارد مالاریا همزمان با استفاده از پشهبند آغشته به سم 80 درصد بوده است. کاهش بهای پشهبند و حشرهکش مصرفی، سبب مصرف بیشتر آن توسط گروههای کم درآمد جامعه خواهد شد.
•دفعکنندهها (انگلیسی:Repellents):مصرف دورکنندهها مانند DEET با قیمت ارزان و با اثر طولانی (تا 10 ساعت)بر ضد حشرههای نیشزن موثر بوده است. این مواد به صورت پماد برای استعمال پوستی در قسمتهای باز بدن مانند گردن، زانو و مچ دست و پا به صورت محلول برای آغشته کردن لباس و وسایل خواب و پشهبند به کار میروند. صابون محتوی پرمترین و DEET به تازگی در نقاطی از آسیا برای اثر حشرهکشی آن مورد بررسی قرار گرفته است. اسپری پیرتروم (انگلیسی: Pyrethrom) که یک حشرهکش طبیعی است، سبب نابودی پشههای اطراف شخص خوابیده می شود. روشهای تدخینی مانند استفاده از کویل (انگلیسی: Coil) حشرهکش موثری میباشد.
•نصب توری (انگلیسی:Screening): یک وسیله استحفاظی فردی و خانوادگی است. تمام منافذی که اجازه ورود به پشهها را میدهند، مانند در، پنجره، سوراخها و منافذ مختلف باید با توری پوشانده شود.
•البسه: البسه محافظ در شرایط اختصاصی و مواردی که افراد به علت حرفه خود مجبور هستند که در ساعتهای حمله و گزیدن پشهها در خارج منزل باشند (مانند سربازان و کارگران)ارزش نسبی دارد.
•انتخاب محل زندگی (انگلیسی:Site selecting): محل سکونت دایمی یا موقت نباید همجوار با محل تکثیر پشهها باشد. انتخاب مسکن اهمیت بسیار دارد.
•انحراف پشهها از انسان به طرف حیوانها (انگلیسی:Zoo prophylaxis): سبب کاهش تماس پشه با انسان می شود.
مبارزه با لارو پشهها و کاهش منابع لاروی:
•روشهای مکانیکی (انگلیسی:Mechanical methods): روش های مکانیکی یا فیزیکی از قدیمیترین روش های مبارزه با لارو پشهها و کنترل مالاریا به شمار می رود. به طور کلی هدف روشهای مکانیکی عبارت است از: جلوگیری از ایجاد لانههای لاروی، از بین بردن لانههای موجود در اطراف اماکن انسانی از طریق زهکشی (انگلیسی: Drainage)، پرکردن و از بین بردن گودالها، حلبهای خالی، حوض و پوشش در یا سرپوش برای چاهها و مخزن آب خانهها.
کاشتن درخت اکالیپتوس در نواحی باتلاقی سبب خشک شدن باتلاق میشود. عدم توجه به بهداشت محیط در هنگام توسعه شهر یا روستا، احداث جادهها، برقراری نظام آبیاری و حفر چاههای آب، مخاطره آمیز میباشد. اینگونه برنامهها در ماطق مالاریاخیز خطر بیماری را دوچندان میکند و برای ناقلان شهری فرصت مناسبی به وجود میاورد.
•کنترل شیمیایی: کنترل شیمیایی شامل کاربرد مواد نفتی در سطح لانههای لاروی و لاروکشهای شیمیایی از گروه ترکیبهای ارگانوفسفره مانند تمفوس (انگلیسی: Temphos abate) است.
•روشهای زیستشناسی (انگلیسی:Biological methods): روشهای بیولوژیکی (زیستشناسی) شامل به کار گیری شکارچیها (انگلیسی: Predators)مانند ماهیخای لاروخوار (ماهی گامبوزیا که از قدیم کاربرد آن معمول بوده است و ماهی آ.فانیوس (انگلیسی: A.phanius) بومی جنوب ایران)و پاتوژنها مانند باسیلوس اسفاریکوس (انگلیسی: B.sphaericus)، باسیلوس تورنژنسیس (انگلیسی: B.thuringiensis H-14)در مبارزه با لارو پشهها موثر بوده، به صورت تجاری در دسترس میباشد. نظر به اینکه کابرد حشرهکشها باعث بروز مقاومت ناقل در مقابل آنان و همچنین سبب آلودگی محیط زیست انسان و دیگر موجودات می شود، کاربرد پاتوژنها جهت جانشینی مورد تاکید است. کاربرد باسیل در مناطقی که دارای لانههای لاروی محدود می باشد، موثر بوده و تکرار آن در نوع پودر و تابل یا گرانول و غیره لازم است.
مبارزه با آنوفل بالغ:
•حشرهکشهای ابقایی (انگلیسی:Residul insecticides): در این روش از خاصیت حشرهکشی بعضی مواد شیمیایی که از راه تماس یا تدخین و تماس، سبب مرگ و میر پشهها و دیگر حشرهها میگردند، استفاده می شود. برای این منظور تمام سطوح اماکن و پناهگاههایی که در محل استراحت موقت یا دایم پشهها شناخته شدهاند (اعم از سطوح داخلی یا خارجی پناهگاههای دایم و موقت و غیره)، با ماده حشرهکش سمپاشی می شوند. بدین ترتیب حشرهکش، از یک طرف با تاثیر تدریجی و مستمر موجب مرگ پشهها و پایین آمدن یا به صفر رسیدن تعداد آنان میگردد و از طرف دیگر با کوتاه کردن طول عمر پشهها باعث میشود که سیرتکاملی انگل مالاریا در پشهها انجام نگیرید و در نتیجه انتقال مالاریا قطع شود. انتخاب نوع و مقدار حشرهکش و تناوب سمپاشی بستگی به حساسیت پشهها به مواد حشرهکش، حداقل مقدار موثر و غیر خطرناک و اثر ابقایی آن حشرهکش، فصل انتقال مالاریا در منطقه، شرایط جغرافیایی و ساختمانی آن نقطه و بالاخره امکانات مالی و اجرایی محلی دارد. در چند دهه اخیر حشرهکشهای ددت (DDT) و مالاتیون با اثر ابقایی طولانی مهمترین روش ضد مالاریایی در برنامههای مبارزه با مالاریا بوده است.
•سمپاشی فضایی (انگلیسی:Space spraying): هدف از این روش کشتن پشههای در حال پرواز یا در حال استراحت با تاثیر از راه تدخین و یا تماس است. سمپاشی فضایی را ممکن است در داخل اماکن مسدود یا در فضای خارج انجام داد. حالت اخیر زمانی است که مساله اگزوفیلی و اگزوفاژی پشهها مطرح باشد.
•روشهای وراثتی (انگلیسی:Genetic manipulations): با اجرای این روشها حشره برای انهدام خود به کار گرفته میشود و تخریب و برهم زدن جمعیت طبیعی پشهها را باعث میشود. این عمل ممکن است با به کار بردن ژنهای مخرب صورت گیرد مانند روش عقیم کردن (انگلیسی: Sterilization) حشرهها یا تغییر نسبت جنسی حشره یا دیگر روشهی وراثتی.
پراکندگی انگل مالاریا در دنیا
•پلاسمودیوم فالسیپاروم: در مناطق گرمسیری و نواحی زیر گرمسیری وجد دارد. این تنها گونه از پلاسمودیوم است که میتواند بیماری شدید و کشنده ایجاد کند.تخمین زده می شود سالیانه حدود 700000 تا 2700000 نفر از مردم دنیا بر اثر بیماری با این گونه پلاسمودیوم از بین میروند. پلاسمودیوم فالسیپاروم گونه غالب در قاره آفریقا میباشد. چون انگل پلاسمودیوم فالسیپاروم به سرعت تکثیر می شود در نتیجه منجر به کم خونی شدید می شود. به علاوه این انگل میتواند جلوی جریان خون در رگهای کوچک را بگیرد و چنانچه این عمل در مغز رخ دهد منجر به مرگ میشود.
•پلاسمودیوم ویواکس: که اکثراً در قاره آسیا و آمریکای لاتین و بعضی از قسمتهای آفریقا دیده میشود. پلاسمودیوم ویواکس زمانی باعث مرگ می شود که طحال ورم کرده و پاره شود.
•پلاسمودیوم اوال: که اکثراً در قاره آفریقا دیده میشود (بخصوص در غرب آفریقا، جزایر واقع در غرب اقیانوس آرام). این انگل از لحاظ زیستشناسی و ریختشناسی شبیه پلاسمودیوم ویواکس است. تنها تفاوتی که با هم دارند این است که پلاسمودیوم اوال میتواند افراید را که دارای گروه خونی دافی منفی هستند را آلوده کند و همین امر باعث شیوع زیاد بیماری بر اثر پلاسمودیوم اوال در قاره آفریقا می شود. چون سیاهپوستان دارای گروه خونی دافی منفی هستند. در عوض چنین افرادی (یعنی کسانیکه دارای گروه خونی دافی منفی هستند)به پلاسمودیوم ویواکس مقاومت بیشتری دارند. خوشبختانه پلاسمودیوم اوال در ایران وجود ندارد.
•پلاسمودیوم مالاریه: که در تمام نقاط دنیا دیده میشود.
دستهبندی میزان شیوع مالاریا
مالاریا در منطقهای فرابومی محسوب می شود که میزان بزرگی طحال در کودکان ۲ تا ۹ ساله همیشه بیش از ۵۰٪ است و علاوه بر این، میزان بزرگی طحال در افراد بالغ هم از ۵۰٪ تجاوز میکند.
مالاریا در منطقهای تمامبومی محسوب می شود که میزان بزرگی طحال در کودکان ۲ تا ۹ ساله همیشه بیش از ۷۵٪ است ولی در افراد بالغ، به علت داشتن ایمنی نسبی، از این حد پایینتر است.
بیماری مالاریا در ایران
بیماری مالاریا از قدیم در ایران وجود داشته و پزشکان ایرانی با آن آشنایی داشتهاند. در کتاب اوستا به تب و لرز اشاره شده است. اصطلاح تب تایب، تب نوبه، تب و لرز در کتاب قانون ابن سینا و ذخیره خوارزمشاهی بارها ذکر شده است. در ایران این بیماری به علت فراوانی فوقالعاده، موارد ایجاد ضعف، کمخونی، کاهش قدرت کارایی افراد، بروز بیماری در ایام کار کشاورزی و آمادگی بیشتر بیماران مالاریایی برای ابتلا به دیگر بیماریها مورد توجه بوده است.
در سال 1303 بنا به تقاضای دولت ایران سازمان جهانی بهداشت دکتر ژیلمور را برای مطالعه بیماری مالاریا و بیماریهای عفونی به ایران اعزام کرد. این فرد گزارش جالبی راجع به انتشار بیماریهای عفونی در ایران تهیه کرد که در مجله جامعه ملل سال 1924 چاپ و منتشر شد.
دکتر ژیلمور در خصوص مالاریا مینویسد:
•مالاریا شایعترین بیماری کشور ایران بوده، هر ساله 4 تا 5 میلیون نفر از مردم ایران به این بیماری مبتلا می شوند. (در سال 1303 جمعیت ایران حدود 13000000 نفر بوده است).
•حداقل 75 درصد جمعیت کشور در مناطقی زندگی میکنند که به شدت مالاریاخیز است.
•خدود 41 درصد از کل مرگومیر سالانه کشور در اثر مالاریا است.
به طور کلی در بررسیهای انجام شده آندمیسیته بیماری در مناطق ختلف ایران در شمال و جنوب کشور به صورتفرابومی (هیپرآندمیک)و در فلات مرکزی و شرق ایران مزوآندمیک یا زیربومی (هیپوآندمیک)بوده است.
در سالهای قبل از جنگ جهانی دوم اقدامهای اولیه مبارزه با مالاریا به صورت توزیع قرصهای کینین و نفتپاشی روی آبهای راکد و در حد محدود، بهسازی محیط در مناطقی از کشور که میزان آلودگی در سطح بالاتری بوده، در دست اجرا قرار گرفته است، ولی به علت فقدان امکانات و کمبود تجربه عملی و بروز جنگ جهانی دوم این برنامه به حال رکود درآمد. پس از جنگ جهانی دوم در سال 1329 بار دیگر مبارزه با مالاریا با استفاده از حشرهکش ددت شروع شد. ابتدا قسمتهای کوچکی از نقاط آلوده کشور سمپاشی شد و در سالهای بعد به تدریج گسترش یافت. در سال 1336 برنامه ریشهکنی مالاریا طبق توصیه سازمان جهانی بهداشت با تصویب دولت و جهت خاتمه دادن به انتقال مالاریا و پاک کردن مخازن آلوده به صورت سمپاشی مکانهای استراحت آنوفل و از بین بردن محلهای تخمریزی آن، بیماریابی، درمان بیماران و دیگر اقدامهای جنبی شروع شد. این برنامه تا سال 1340 ادامه یافت، ولی در این سال به علت بروز مقاومت مضاعف آنوفل استفنسی (ناقل مهم مناطق جنوبی کشور)به ددت و دیلدرین و دیگر مشکلات فنی، اجرایی واداری، عملیات ریشهکنی در مناطق جنوبی کشور قطع گردید. در سال 1347 برای اولین بار با انتخاب حشرهکش مالاتیون و استفاده عوامل کمکی، مانند اجرای عملیات لاروکشی، توزیع ماهی گامبوزیا و توزیع همگانی دارو تمام کشور تحت برنامه ریشهکنی مالاریا قرار گرفت. این اقدامها موجب گردید که در سال 1352 بیش از دوشوم جمعیت کل کشور ساکن در شمال رشته کوههای زاگرس بکلی از نظر ابتلا به مالاریا ایمن شوند و در قسمت جنوبی کشور نیز مهارگردد. در سال مذکور تعداد کل بیماران در کل کشور به 16000 نفر رسید. به علت وجود نقایص و رکودهایی در برنامه ریشهکنی مالاریا در سالهای 1353 و 1354 میزان آلودگی به مالاریا در قسمتی از مناطق جنوبی کشور، به ویژه استانهای هرمزگان، بلوچستان و قسمت گرمسیری کرمان افزایش یافت وبیماری به صورت همهگیر (اپیدمی)درآمد. علاوه بر این مسافرت افراد آلوده مناطق جنوب به نواحی پاک شده شمال کشور موجب شد که تعدادی کانون انتقال مالاریا در آن نقاط ایجاد شود.
با توجه به میزان بروز انگلی سالانه، وضعیت ناقلان و نحوه انتشار بیماری و آمارهای دریافتی و دجهبندیای که بین استانها صورت گرفت، کشور به سه منطقه از نظر شاخصهای پیشگفت تقسیم میشود:
1.منطقه شمال رشته کههای زاگرس.
2.منطقه جنوب و جنوب غربی.
3.منطقه جنوب شرقی کشور.
در یک جمعبندی کوتاه و با توجه به تقسیمبندی کشور از نظر میزان بروز انگلی سالانه میتوان اظهار داشت که در منطقه یک (شمال رشته کوههای زاگرس)حدود 70 درصد جمعیت کشور زندگی میکنند و این منطقه به تقریب از مالاریا پاک شده و خطر آلودگی کم است. در سال 76 در این منطقه تعداد 5839 مورد مالاریا گزارش شد که 77 درصد آن وارده از کشورهای افغانستان، پاکستان، عراق، جمهوری ارمنستان و جمهوری آذربایجان بوده است. در سال 76 بروز سالانه انگلی در این منطقه 137 در هزار نفر جمعیت بوده است. بیماری مالاریا در جنوب و جنوب غربی کشور یعنی منطقه 2 که 25 درصد کل جمعیت کشور را داراست به صورت تحلیل رونده درآمده و به خوبی به عملیات مبارزه پاسخ داده است. در سال 76 در این منطقه 2679 مورد بیمارمبتلا به مالاریا گزارش شده که 48 درصد آن وارده از کشورهای افغانستان و عراق و کانونهای آلوده داخل کشور بوده است. در این سال بروز سالانه انگلی در این منطقه 176 مورد در هزار نفر بوده است.
منطقه سوم یعنی جنوب شرقی کشور که منطقه مشکل کشور از نظر بیماری مالاریا محسوب می شود شامل استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان و قسمت گرمسیری استان کرمان است و بنا به دلایل مختلف از جمله تعدد ناقلان، مقاومت ناقلان به حشرهکشها، ظهور و توسعه مقاومت انگل پلاسمودیوم فالسیپاروم به کلروکین، نبودن راههای ارتباطی مناسب، آب و هوای گرمسیری، فصل انتقال طولانی، ناپایداری وضع اکولوژیک منطقه و جغرافیایی انسانی، وجود ساختمانهای موقت و تغییرهای زیستمحیطی، مالاریا به عنوان یک مشکل بهداشتی باقی مانده است. در سال 76 در این منطقه 29906 مورد مبتلا به مالاریا و بروز انگلی سالانه آن 8744 در هزار نفر جمعیت بوده است. قابل ذکر است که تعداد 22224 مورد یعنی 74 درصد موارد مذکور متعلق به استان سیستان بوده است. به یقین کنترل بیماری در این مناطق بدون مشارکت مردمی امکانپذیر نیست، بنابراین استفاده از شوراهای بهداشت کشور، استان، شهرستان و بخش و روستا که تجسمی عینی از همکاری های بین بخشی و مشارکتهای مردمی است، مینواند مسولان بهداشتی را در رفع یا دستکم کاهش معضلها و مشکلهای بهداشتی موجود یاری نماید.
در حال حاضر برنامه کنترل مالاریا در مناطق آلوده کشور با توجه به سه اصل عمده بنیان گذاشته شده است:
1.استفاده هرچه کمتر از مواد حشرهکش.
2.استفاده کنترل شده از دارو جهت درمان بیماران.
3.حداکثر تلاش برای بیماریابی و درمان موارد آلوده.
مقاومت ذاتی
بیماران مبتلا به تالاسمی و کمخونی داسیشکل در برابر مالاریا مقاومت ذاتی دارند. چون انگل پلاسمودیوم برای رشد و تکثیر خود به مقدار زیادی آهن نیاز دارد و در این بیماران به علت رسوب هموگلوبین یون آهن گلبول قرمز کاهش مییابد بنابراین این بیماران در برابر مالاریا مقاومترند و عده خیلی کمی از آنها مبتلا به مالاریا میشوند.
fa.wikipedia.org/wiki/مالاریا
parand
05-08-2009, 06:39 AM
معرفی:
Giardia canis یک تک سلولی تاژکدار است که در جانوران کوچک بیماری اسهال را سبب می شود.
پاتوفیزیولوژی:
طریقه ی انتقال این تاژکدار راه مدفوعی- دهانی می باشد و یک انگل حیوانی محسوب می شود . مرحله ی بیماری زایی در این ارگانیسم giardia oocyst می باشد و وقتی که بلعیده شود در روده ی کوچک به شکل یک تروفوزوئیت (trophozoite) در خواهد آمد که به موکوز روده ای حمله کرده و با روده در جذب مواد غذایی ، ویتامین ها و چربی به رقابت می پردازد که پی آمد این رقابت عدم جذب کامل و صحیح این مواد است.
علائم ظاهری:
Giardia در سگ و گربه و به خصوص توله سگ ها و بچه گربه ها بیماری ایجاد می کند و به دلیل آشکار نشدن این بیماری ، شیوع آن زیاد می باشد و دلایل متعددی نیز عدم آشکار شدن این بیماری را شرح می دهند که عبارتند از :
- ناتوانی در شناخت ارگانیسم ها
- دفع متناوب و دوره ای
- فقدان تکنیک های آزمایشگاهی
و این موارد سبب شده اند که ژیاردیا در لیست های مختلف تشخیصی قرار داده نشود.
از علائم بالینی و اولیه ی این بیماری در سگها می توان به کاهش وزن بدن بدون کاسته شدن اشتها اشاره کرد.
تشخیص بیماری (Diagnosis):
ژیاردیا را می توان از طریق مشاهده ی oocyst و یا trophozoite در مدفوع روان تشخیص داد و تکرار آزمایش مدفوع برای بیش از 3 تا 5 روز متناوب احتمال شناسایی یک نمونه ی مثبت را افزایش می دهد.
تروفوزوئیت ها را عموماً نمی توان در مدفوع روان مشاهده کرد ولی جانورانی که به طور متناوب اسهال می شوند ممکن است به دلیل بیماری ژیاردیا باشد . اگر چه وجود تروفوزوئیت ها در مدفوع جانور این بیماری را آشکار خواهد کرد اما عدم وجود آن نیز دلیلی بر عدم ابتلا به بیماری نمی باشد از این رو بهتر است علاوه بر آزمایش مدفوع ، نمونه هایی از شیره ی روده ی جانور نیز مورد آزمایش قرار گیرد و ازلحاظ وجود تروفوزوئیت ها بررسی شود.
از روش های دیگر تشخیص می توان به آزمایش ELISA اشاره کرد که از طریق اندوسکوپی و ردیابی آنتی ژن ها ی ژیاردیا در مدفوع می تواند تا بیش از 96% این بیماری را تشخیص دهد. روش دیگری که وجود دارد و در مقایسه با ELISA قدرت تعیین کنندگی بیشتری دارد و به خصوص در سگ ها و گربه ها می توان از این روش بهره برد به " تست تمرکز سولفور روی " (ZSCT) معروف است.
درمان بیماری :
50 mg/kg از fenbendazole برای 3 روز می تواند در درمان این بیماری مؤثر باشد ، از این دارو علاوه بر درمان ژیاردیا می توان برای درمان بیماری هایی نظیر اسکاریس (کرم روده) ، کرم قلابدار(نوعی کرم روده) ، کرم کدو و کرم whip در سگ ها استفاده نمود.
از دیگر دارو های درمانی می توان به موارد زیر اشاره داشت :
Ipronidazole , 127 mg/l in water X 7 days
Metronidazole , 50-70 mg/kg PO SID X 5 days
Albendazole , 25 mg/kg BID X 2 days
Quinacrine PO or IM: in large dogs, 200mg TID x 1day or 200mg BID x 6 days, in small dogs, 100mg BID x 1 day or 100mg SID x 6 days, in puppies, 50mg BID x 6 days, and in cats, 10mg/kg SID x 12 days
parand
05-08-2009, 06:39 AM
این بیماری در اثر هجوم نوعی انگل خارش آور به بدن، ایجاد می شود. این انگل ها Sarcoptes scabiei نامیده میشوند، بسیار ریز بوده و دارای 8 پا میباشند (در مقایسه با حشرات که 6 پا هستند). اندازه آنها بسیار کوچک بوده و تنها به 3/1 میلیمتر میرسند. آنها در زیر پوست پنهان می شوند و سبب ایجاد خارش شدید در پوست شده که این خارش ها در شب به مراتب شدید تر می شوند. انگل هایی که منجر به بروز بیماری خارش می شوند، آنقدر کوچک هستند که با چشم های غیر مسلح قابل رویت نبوده و برای دیدن آنها حتماً باید از ذره بین یا میکروسکوپ استفاده کرد.
ابتلا به بیماری چگونه صورت می پذیرد؟
انگل های ناقل این بیماری سخت گیر و مشکل پسند هستند. آنها حداکثر برای 24 تا 36 ساعت می توانند در بدن میزبان زنده باقی بمانند. انتقال آنها تنها با برخورد مستقیم بدن به بدن از بیمار به فرد سالم امکانپذیر خواهد شد. به ندرت اتفاق می افتد که بر اثر دست دادن، آویختن لباس ها در کنار لباس های فردی که مبتلا به بیماری است، و استفاده از ملافه و پتویی که شب قبل توسط ناقل استفاده شده، به این بیماری دچار شد. برای انتقال بیماری حتماً برخورد فیزیکی باید صورت بگیرد، به همین دلیل هم هست که این مریضی در جوانانی که زندگی جنسی فعال تری دارند، بیشتر شایع می باشد. همچنین انواع دیگر برخورد فیزیکی مانند زمانی که مادر کودکش را در آغوش می گیرد، نیز می تواند دلیل انتقال بیماری به شمار رود. در طول مدت زمان مکرر، دوستان نزدیک و افراد خانواده نیز می توانند از طریق در آغوش گرفتن یکدیگر به این بیماری مبتلا شوند.
آیا سگ و گربه هم ناقل بیماری هستند؟
سگ ها و گربه ها دارای انواع متفاوتی از انگل ها هستند که درصد بسیار زیادی از آنها نمی توانند به راحتی به انسان انتقال پیدا کند. انگل های بخصوصی بر روی بدن سگ ها وجود دارند که بیماری گال را انتقال می دهند و با نام mange شناخته می شوند. البته زمانیکه انگل های بدن گربه سانان و سگ سانان با پوست انسان برخورد میکنند، به راحتی نمی توانند به بقای خود ادامه دهند و تنها یک خارش سطحی را بوجود آورده و سپس از بین می روند. این قبیل خارش ها با بیماری خارش انسانی که با گذشت زمان بد و بدتر می شود و تا زمانیکه به درستی درمان نشود از بین نمی رود، تفاوت دارد.
علائم و نشانه های بیماری چیست؟
این بیماری سبب بروز فرو رفتگی و برآمدگی های کوچکی در آرنج، مچ، بین انگشتان، کشاله ران، و زانو می شود. در آقایون معمولاً زائده هایی شبیه به جوش و یا کورک بر روی آلت تناسلی پدید می آید. باید توجه داشت که در تمام برآمدگی ها حشره وجود ندارد. در افراد بالغ حتی اگر هزاران فرو رفتگی و برجستگی بر روی پوست ایجاد شده باشد، چیزی بیش از 10 تا 15 حشره در بدن آنها وجود نخواهد داشت.
در کتاب های پزشکی مربوط به این بحث اغلب از واژه نقب "burrow" سخن به میان آمده. این ها همان برآمدگی های 2 تا 3 میلیمتری هستند که ما بین انگشتان بوجود آمده و تقریباً غیر قابل رویت می باشند. البته این برآمدگی ها معمولاً با خراشیدگی های خطی که بزرگ و قابل مشاده هستند و به دلیل خارش های فراوان بر روی پوست بدن انسان ایجاد می شوند، اشتباه گرفته می شوند. باید توجه داشت که اساساً خارش سبب تخریب این گونه نقب ها می شود.
چه احساسی به بیمار دست می دهد؟
خارش یکی از مشخصه های بارز بیماری است. خارشی که انگل ها ایجاد می کنند، بیرحمانه و شدید است. در یک هفته اول خارش ملایم است، اما به مرور زمان شدت پیدا می کند و در طی یک تا دو ماه به جایی می رسد که خوابیدن تقریباً غیر ممکن می شود.
ماهیت "شبانه" خارش ها می تواند پرستار و پزشک را گمراه کند، چراکه کلیه بیماری هایی که علائمی از خارش در آنها وجود دارد، در شب شدت پیدا می کنند. دلیلش هم این است که در شب هنگام کمتر مسئله ای وجود دارد که ذهن فرد را نسبت به خارش منحرف سازد.
یکی از مشخصه های خارش در این نوع بیماری ماهیت بیرحمانه آن است. پس از چند هفته خارش شما را به هیچ وجه رها نمی کند. سایر بیماری هایی که با خارش همراه هستند، پس از یک مرحله خارش – که شامل ایجاد اگزما و کهیر نیز می شود- علائم بیماری به شدت کاهش پیدا می کند. تحت این نوع بیماری ها، ممکن است برای مدت زمان بسیار کوتاهی در خواب شبانه فرد اختلال ایجاد شود اما به آن حد نمی رسد که بیمار نتواند در شب استراحت کند و یا به دلیل خارش های مکرر از خواب بیدار شود.
درمان بیماری چگونه است؟
معالجه این بیماران ساده است. مراحلی که باید برای درمان پشت سر بگذارید به شرح زیر می باشند:
1- باید از انگل کش هایی مانند پرمترین (permethrin) استفاده کنید. این پمادها از ناحیه گردن به پایین مورد استعمال قرار گرفته و سپس شستشو داده شود. استعمال کرم باید تا 7 روز ادامه پیدا کند. همچنین می توانید از یک اونس (معادل 30 گرم) کرم لیندان lindane 1% استفاده کنید. این کرم را نیز باید از ناحیه گردن به پایین بر روی پوست خود بمالید و حداکثر پس از 8 ساعت آنرا بشویید. این کرم اگر به طور مستقیم وارد پوست گردد، سبب ایجاد حمله های ناگهانی بیماری های متفاوت می شود به همین دلیل اگر پوست خراشیده، و یا دارای جوش های تحریک پذیر است نباید از آن استفاده کنید. همچنین مصرف این پماد بلافاصله پس از استحمام توصیه نمی شود. به دلیل رعایت جوانب احتیاط بهتر است خانم های باردار، شیرده، و کودکان زیر 2 سال از این کرم استفاده نکنند. این نوع کرم تنها زمانی تجویز می شود که بیمار، نسبت به سایر راههای درمانی واکنش مناسب نشان نداده باشد.
2- داروهای خوراکی نیز برای درمان بیماری وجود دارند که از جمله آنها می توان به ایورمکتین (ivermectin) اشاره کرد. این ماده یک انگل کش موثر است و درد سر استعمال کرم را هم ندارد. مرکز مبازه با بیماری در امریکا پیشنهاد کرده که بهتر است این دارو در دوز 200 میکروگرم به ازای هر کیلو از وزن بدن استفاده شده و دو هفته بعد مجدداً مصرف تکرار شود. هر چند مصرف قرص های خوراکی خیلی راحت تر از استعمال پماد است، اما این قرص تاثیرات جانبی منفی بیشتری نسبت به انواع کرم ها دارد.
3- آنتی هیستامین ها مانند دیفن هیدرامین (diphenhydramine) می توانند در رهایی شما از خارش های مکرر نقش شایان ذکری را ایفا کنند.
4- لباس ها، ملافه ها و پتوها را با آب گرم به خوبی بشویید. انگل ها برای مدت زمان طولانی قادر نیستند در خارج از بدن موجود زنده زندگی کنند، اما بهتر است کل لباس های خود را بشویید و خشک کنید، فرش ها و مبلمان را تمیز کرده و اقدامات پیشگیرانه دیگر را نیز در این خصوص انجام دهید.
5- مراقب برخوردهای جنسی خود باشید و ارتباط خود را با اعضای خانواده در یک چهارچوب قرار دهید. (ارتباطتان را با کسانی که خود ناقل بیماری هستند کم کرده و ارتباطی که امکان انتقال بیماری را ممکن می سازد، قطع کنید.)
از آنجایی که خارش به مرور زمان افزایش پیدا می کند، برای درمان کامل چند روز وقت لازم است تا خارش به طور کلی از میان برود. پس از گذشت یک تا دو هفته، رهایی شما از بیماری چشمگیر خواهد بود. اگر بعد از این مدت تغییری احساس نکردید، باید از انگل نمونه برداری شده و نوع آنرا مشخص کنند.
آیا امکان دارد که تشخیص بیماری نادرست باشد؟
معمولاً چنین اتفاقی می افتد؛ چرا که در مراحل اولیه برآمدگی ها شبیه به جوش های کوچک یا نیش پشه هستند، اما پس از گذشت چند هفته، زمانیکه بیماری به اوج خود می رسد، علائم نمود بیشتری پیدا کرده و کاملاً قابل تشخیص خواهد بود.
تحت چه شرایط خاصی امکان انتقال بیماری افزایش می یابد؟
افراد سالخورده و ضعیف که در خانه سالمندان و یا سازمان های مشابه دیگر نگهداری می شوند، ممکن است دچار بیماری شده و علائم خاصی را نیز از خود بروز ندهند. در این شرایط بیماری به صورت اپیدمی درآمده و فراگیر می شود. مبارزه با نمونه های اینچنین بسیار دشواربوده اما خوشبختانه تعداد آنها بسیار کم می باشد.
parand
10-08-2009, 06:47 AM
کرم معمولی روده انسان و خوک یا آسکاریس لومبریکوئیدس یکی از نمونه بارز رده لوله سانان یا کرمهای لولهای است. لوله سانان در میان جانواران پر یاخته از حیث تعداد ، بعد از حشرات شاید مقام دوم را داشته باشند. بسیاری از آنها در آب یا خاک بطور آزاد زندگی میکنند و بسیاری دیگر نیز در بافتها یا مایعات جانوران و گیاهان به حالت انگل به سر میبرند.
ساختمان کرم روده
طول کرم ماده 20 تا 40 سانتیمتر است و حداکثر قطر آن در حدود 6.5 میلیمتر است. اندازه نر کوچکتر و طول آن از 15 تا 5 سانتیمتر است. نمونههای تازه به رنگ زرد تا میخکی است. بدن حیوان لولهای و باریک است و در هر دو انتها نازک میشود. پوشش بدن از کوتیکول صاف است که دارای خطوط کوچک میباشد. چهار خط طولی سفید رنگ در طول بدن امتداد مییابد. دهان در انتهای قدامی میان سه لب مدور باز میشود.
مخرج عبارت از یک شکاف عرضی است که نزدیک انتهای خلفی در سطح شکمی قرار دارد. انتهای خلفی کرم نر کاملا خمیده بوده و دارای دو سیخک تناسلی میباشد که از سوراخ تناسلی نر واقع در داخل مخرج بیرون میآید. کرم ماده راست تر بوده و منفذ تناسلی آن در وسط سطح شکمی و در فاصله 1.3 از انتهای قدامی بدنش واقع است.
لوله گوارش
لوله گوارش جانور راست بوده و در طول بدن کشیده میشود. این لوله دارای قسمتهای زیر است.
دهان
یک حفره دهانی
حلق عضلانی یا مری به درازای تقریبا 13 میلیمتر که عمل آن مکیدن و کشیدن غذا است.
یک روده باریک و دراز که غیر عضلانی است و از لایهای مرکب از سلولهای آندودرمی بلند که غذای گوارش یافته را جذب میکند، تشکیل و از خارج بوسیله کوتیکولی پوشیده شده است.
یک روده راست کوتاه که مواد زاید را از مخرج تخلیه میکند.
سایر دستگاهها
اندامهای گردش خون و دمزدن در حیوان وجود ندارد. قسمت داخلی هر خط جانبی دارای یک مجرای وازنشی (دفعی) است. هر دو مجرای وازنشی از سوراخ کوچکی واقع در پشت دهان و در وسط سطح شکمی به خارج تخلیه میشود. یک حلقه عصبی اطراف مری را احاطه میکند. این حلقه عصبی به 6 عصب قدامی کوتاه و 6 طناب عصبی خافی متصل میگردد. یک طناب عصبی بزرگتر پشتی و یکی هم شکمی در امتداد خط طولی بدن قرار دارد. برآمدگیهای مختلف که در سطح بدن وجود دارد، احتمالا عمل حسی را انجام میدهد.
دستگاه تولید مثل
هر اندام تولید مثل عبارت از لوله باریکی است که انتهای داخلی آن مسدود بوده و قطر آن تدریجا زیاد میشود. غدد تناسلی و مجرای تولید مثل به هم متصل و ممتد میباشد. دستگاه تولید مثل نر شامل بیضه ، مجرای ناقل اسپرمی ، کیسه اسپرمی ، مجرای انزالی و کیسه محتوی دو سیخک تناسلی است. دستگاه تولید مثل ماده شامل 2 تخمدان ، یک اویدکت یا لوله تخمی و یک رحم است.
دو شاخه رحم هم در یک مهبل کوتاه به هم متصل میشود. مهبل به منفذ تناسلی ماده باز میگردد. کرمهای نر و ماده در داخل روده میزبان جفت گیری میکنند. یک ماده بزرگ میتواند یکباره حاوی 27000000 (بیست و هفت میلیون) تخم باشد و روزانه دویست هزار یا بیشتر تخم بگذارد. تخمها از حیوان ماده خارج شده و به داخل روده میزبان میریزد و همراه با مدفوع بیرون میریزد.
وضع طبیعی
کرم روده یا آسکاریس انگلی است که در روده میزبانش زندگی میکند و به همین جهت تعیین اعمال مختلف زیستی یک انگل داخلی هنگامی که در مسکن طبیعی خود به سر میبرد، کار مشکلی است. لذا احتمال دارد که استنباطات زیر درست باشد.
کوتیکول کرم زنده را در برابر شیرههای گوارشی میزبان حفظ میکند.
غذا از مواد نیمه مایع روده میزبان بدست میآید و بوسیله مری عضلانی کرم به داخل کشیده میشود. پس از گوارش از دیواره روده عبور کرده به توسط مایع موجود در فضای بدنی در بافتهای دیگر توزیع و تقسیم میگردد.
تنفس به شکستن یا تجزیه شدن گلیکوژن در داخل بدن کرم بستگی دارد. زیرا اکسیژن آزاد محتویات روده میزبان بسیار کم است.
سیر تکاملی
قبل از آن که تخمها بتوانند میزبان دیگری را آلوده کنند، لازم است از نظر سیر تکاملی مرحلهای را بگذراند. همچنین تخمهای مزبور در شرایط نامساعد مثلا سرما میتوانند ماههای بسیاری در حال بی حرکتی و خواب باقی ماند. سیر تکاملی در جای گرم ، مرطوب و سایه دار به 2 یا 3 هفته وقت احتیاج دارد. اگر این تخمهای جنین دار (حاوی کرمهای جنینی) بوسیله میزبان مناسبی ، ضمن غذا یا آب خورده شود، به طرف معده حرکت میکند و در آنجا لاروها از تخم بیرون میآیند و به داخل سیاهرگها یا عروق لنفی دیواره روده نفوذ مینمایند.
سپس به طرف کبد و قلب و مویرگهای ریوی به گردش در میآیند و ضمنا از لحاظ اندازه نیز بزرگ میشوند. ظرف چند روز لاروها به داخل راهها یا گذرگاههای هوایی آمده از نای ، مری و معده مجددا به طرف روده حرکت میکنند. در روده به صورت کرم رسیده و بالغ در میآیند. برای تکمیل و اتمام دوره زندگی کرم روده میزبان واسطه لازم نیست.
میزبان کرم آسکاریس
میزبان این کرم انسان و خوک میباشد. کرمهایی که در انسان و خوک وجود دارند، از نظر ساختمانی به هم شبیهاند، ولی از نظر فیزیولوژیکی اختلاف دارند. بدین ترتیب که تخمهای آلوده کننده کرم روده انسانی (کرم روده اطفال) معمولا در خوکها تولید کرم نمیکنند و بر عکس خوکهای جوان (بچه خوک ) معمولا لاروها را از خاکهای آلوده در طویله یا از پستان کثیف ماده خوک در موقع شیر خوردن میگیرند. خوکهای بالغ در برابر آلودگی نسبتا مصون هستند.
آلودگی انسان به کرم روده امر شایع و رایج است و اکثر مردم نواحی روستایی مبتلا هستند. کرمها ممکن است ترشحات سمی در روده تولید کنند یا به علت کثرت تعداد کرمها در روده ، مانع و انسداد بوجود آید. گاهی اوقات کرمها به طرف دهان یا بینی مهاجرت میکنند و حتی دیواره روده را به منظور رسیدن به سایر اندامها سوراخ میکنند. از این رو کسالت وخیم و یا مرگ را برای میزبان به بار میآورند.
عوارض آسکاریدوز
وجود تعداد زیاد کرم آسکاریس ، مهاجرت و یا تجمع آنها در رودهها گاهی سبب ایجاد عوارض شدید میشود. این عوارض عبارتند از انسداد رودهها ، ابتلای کیسه صفرا ، پانکراتیت و آپاندیست حاد و سوراخ شدن رودهها. علایم انسداد روده ها شامل درد ناگهانی و پیچش شکم همراه با استفراغ ، اتساع شکم و مشاهده انسداد در عکسبرداری با اشعه ایکس است.
تشخیص
تشخیص آلودگی به کرم بالغ با آزمایش مدفوع و مشاهده تخم به آسانی صورت میگیرد . در این مرحله تشخیص انسداد روده به علت آسکاریس با لمس شکم و تودههای نرم و متحرک در زیر انگشتان ممکن است. تشخیص استقرار کرم آسکاریس در محلهای دیگر بدن فقط در هنگام عمل جراحی امکان دارد. بهترین روش آزمایش مدفوع برای تشخیص آسکاریس استفاده از روش کاتوکاتز است.
درمان
چند داروی موثر بر آسکاریس عبارتند از: ترکیب مبندازول ، ترکیب لوامیزول و ترکیبات پیرانتل پاموت.
parand
10-08-2009, 06:48 AM
کرم کدوی خوک و انسان یا تنیاسلیوم گونهای از کرمهای پهن ، رده نواریان است. نواریان اکثرا دراز و دارای بدنی پهن هستند که از تعداد زیادی قطعات یا بندهای کوتاه تشکیل گردیدهاند. این کرمها از کوتیکول پوشیده شدهاند. دارای مجاری وازنشی یا دفعی هستند و یک حلقه عصبی با سه جفت طنابهای عصبی دارند. اینها دهان و لوله گوارش ندارند و مواد غذایی از دیواره بدنشان جذب میشود و همگی انگلهای داخلی هستند و کرمهای بالغ در روده مهرهداران و لاروها در بافتهای میزبان واسط به سر میبرند.
شکل ظاهری
کرم کدو خوک و انسان یا تنیاسولیوم از زمانهای قدیم شناخته شده است. یک سر کوچک گره مانند یا اسکولکس دارد که در کنارههای آن چهار مکنده یا بادکش و در نوک یا روستلوم آن دایرهای از قلابهای متعدد دیده میشود. گردن یا منطقه جوانه ، اسکولکس را به بدن متصل میسازد. بدن شامل رشتهای تا 1000 بند یا پروگلوتید میباشد.
بادکشها و قلابها بکار چسبیدن اسکولکس به دیواره روده میزبان میآید و زنجیره پروگلوتیدها در حفره روده آزادانه قرار گرفته است. پروگلوتیدهای جدید در ناحیه گردن دائما بوسیله جوانه زدن پدید میآیند و با فشار پروگلوتیدهای دیگر به عقب رانده میشود. همچنان که پروگلوتیدها به عقب میروند، اندازه آنها افزایش یافته ، کاملتر شده بالاخره جدا میگردند.
پروگلوتید
هر بند بدن کرم کدو را پروگلوتید نامند. در هر پروگلوتید ، عضلات ، پارانشیم و قسمتهایی از مجاری وازنشی که بوسیله یک مجرای عرضی به هم متصل است، تعداد زیادی سلولهای شعلهای و اعصاب موجود است. هنگامی که یک پروگلوتید از اسکولکس فاصله معینی پیدا میکند، مجموعه کاملی از اندامهای جنسی نر و ماده در آن پدیدار میشود. در پروگلوتید دستگاه گوارش ، جریان خون و تنفس وجود ندارد و دستگاه تناسلی برعکس رشد زیادی کرده است.
دستگاه عصبی
در اسکولکس دو حلقه عصبی وجود دارد که روی این دو حلقه مزبور چهار جفت گانگلیون عصبی واقع شده است. علاوه بر آن گانگلیون بزرگ قعری نیز در اسکولکس وجود دارد. در هر طرف بدن در امتداد و نزدیک لوله یک زوج رشته عصب طولانی موجود است که در ستاسر بدن وجود دارد.
اندامهای حسی
در این جانوران به علت دارا بودن زندگی انگلی اندامهای حسی موجود نیست. ولی رشتهها عصبی زیادی در زیر پوست و اسکولکس آنها وجود دارد.
دستگاه تناسلی
این کرمها نر و ماده هستند و در هر قطعه بدن آنها هر دو دستگاه تناسلی نر و دستگاه تناسلی ماده وجود دارد. دستگاه تناسلی نر در قطعات نزدیک تر به گردن شروع به تشکیل شدن مینماید. ولی دستگاه تناسلی ماده در قطعات پایین تر بوجود میآید. بنابراین بیضهها زودتر از تخمدانها تشکیل میشود. در بندهای میانی بدن ، هر دو دستگاه وجود دارد. به تدریج که به انتهای بدن نزدیک میگردد. در بندهای متوالی عمل لقاح انجام میشود و تخمها تشکیل میگردند. در بندهای آخر این دستگاه تناسلی از بین میرود و فقط آثاری از آنها باقی میماند.
رشد تخم و چرخه زندگی کرم کدو
رشد و نمو یا سیر تکاملی تخمها در یک موقع شروع میشود و تا موقعی که پروگلوتیدهای رسیده از کرم جدا و از مدفوع میزبان به خارج دفع و سپس متلاشی میگردند، ادامه مییابد. پس از مدتی در هر یک از تخمهای پراکنده در روی زمین یک لارو شش قلابی بوجود آمده ، آنگاه تکامل تخمها متوقف میشوند. چنانچه خوکی این تخمها را بخورد، پوسته تخمها در روده خوک هضم شده و لاروها در خون یا عروق لنفی راه مییابند و از آنجا نیز به عضلات ارادی رفته و کیست پیدا میکنند.
کیست بزرگ و پر از مایع میشود و از این پس آن را کرم مثانهای یا سیستی سرکوس مینامند. داخل سیستی سرکوس اسکولکس با بادکشها و قلابهای آن بوجود میآید. ولی رشد و نمو صورت نمیگیرد. وقتی انسان گوشت خوک محتوی چنین کیستی را بطور خام یا کاملا نپخته بخورد، دیواره خارجی کیست گوارش یافته و اسکولکس به روده میزبان (انسان) میچسبد و بدین ترتیب کرم کدوی جدید شروع به تشکیل شدن مینماید. عفونتهای رویانی در انسان ، موجب ابتلا سیستم اعصاب مرکزی شده و عوارض شدید و وخیمی به بار میآورد.
علایم بالینی
وجود لارو در عضلات و مغز و کبد که تقریبا دو ماه پس از خوردن تخم کرم ایجاد میشود ایجاد بیماری میکند که سیستی سرکوزیس نام دارد. اگر لارو در مغز باشد علایم عصبی از جمله صرع بروز مینماید. استقرار لارو در بطن چهارم مغز باعث بالا رفتن فشار داخل مغز و هیدروسفالی میشود که با علایم سر درد ،حالت تهوع و استفراغ و دو بینی همراه است.
تشخیص
تشخیص آلودگی به کرم بالغ با مشاهده تخم در مدفوع و یا در لام تهیه شده با نمونه برداری از اطراف نشیمن گاه داده میشود. از روشهای آزمایشگاهی و سرمی و اشعه ایکس برای تشخیص استفاده مینمایند.
درمان
برای درمان باید از تجویز داروهایی که باعث حل شدن کرم در داخل بدن شود خودداری کرد و نیز باید از ایجاد استفراغ در موقع درمان جلوگیری نمود. داروی موثر پرازیکوآنتل است.
منبع : انگل شناسی دامپزشکی
parand
10-08-2009, 06:48 AM
1-انواعی که بر سطح بدن میزبان زیست میکنند و به آنها انگلهای خارجی (Ectoparasite) گفته می شود. مانند شپش و کک. 2-انواعی که در داخل بدن میزبان زندگی میکنند و به آنها انگلهای داخلی (Endoparasite)گفته می شود. مانند کرم رودهها.
3-انواعی که در خارج بدن میزبان نیز میتوانند زندگی کنند و به آنها انگلهای اختیاری (Facultative)گفته می شود.
4-انواعی که برای ادامه زندگی حتماً باید در داخل بدن میزبان زتدگی کنند و گرنه از بین میروند و به آنها انگلهای اجباری (انگلیسی:Obligatory)گفته میشود. مانند اکثر کرمهای رودهای.
5-انگلهای موقت (Temporary) آنهایی هستند که مدت کوتاهی به میزبان میچسبند.
6-انگلهای دایم (Permanent) که تمام یا قسمت مهمی از زندگی خود را در داخل بدن میزبان میگذرانند. مانند اکثر کرمها.
7-انگلهایی که به طور اتفاقی وارد بدن میزبانی بجز میزبان اصلی خود می شوند که در این صورت سیر تکاملی آنها تغییر میکند و به آنها انگلهای اتفاقی (Accidental)گفته می شود. مانند کرم سگ که ندرتاً در انسان مشاهده میشود و یا مالاریای میمون که تصادفاً باعث ابتلای انسان می شود.
8-انگل یک میزبانی (Monoxenous)که دوره زندگی خود را در بدن یک میزبان میگذرانند. مانند آسکاریس.
9-انگلهای چندمیزبانی (Heteroxenous)که باید در بدن دو یا چند میزبان زندگی کنند. مانند انواع فیلرها.
10-انگلهای بیماریزا (Pathogene)که در بدن میزبان ایجاد ناراحتی میکنند.
11-انگلهای بیضرریا پودهزی (Saprophyte) که وجود آنها در بدن میربان بیضرر است. مانند بسیاری از آمیبهای روده وهمزیستی بین انگل و میزبان را اشتراکی (Cmmensalism)میگویند.
12-آنگلهای سرگردان (Erratic) که به انگلهایی گفته میشود که در بعضی مواقع در اثر وجود عواملی از محل زیست اصلی خود به نقطه دیگری از بدن رفته و در آنجا جایگزین می شود. مانند آسکاریس که محل اصلی زیست این کرم در روده کوچک است ولی در اثر شرایطی مانند تب بالا به نقاط دیگری از بدن مانند صفرا یا کبد میرود وبه همین علت به این کرم، کرم دیوانه (Mad worm) گفته میشود. حتی در یک مورد دیده شده بود که کرم آسکاریس بر اثر تب بالا از چشم پسر بچهای بیرون آمده بود.
parand
10-08-2009, 06:49 AM
چهره واقعی زندگی انگلی غالبا قابل لمس و درک نیست، زیرا روابط بین انگلها و میزبان آنها بسیار پیچیده است. انگل شناسی در واقع یکی از چهار جنبه مختلف از سیمبیوزیس است.
سیمبیوزیس
هر حیوان ، گیاه و یا موجود زنده اولیهای آغازیان یا(پروتیستا) که بخشی یا تمام زندگی خود را به همراه موجود دیگر از جنس دیگری میگذارند، را یک سیمبیونت یا سیمبیوت مینامند. چهار شکل از سیمبیوتیک شناخته شده است. اگر چه خط تفکیک بین آنها کاملا دقیق نیست. بویژه انواع اشکال سیمبیوزیس که شناخته شدهاند، فورزیس ، کامنسالیسم ، پارازیتیسم و موچوآلیسم میباشد.
فورزیس: هیچ نوع وابستگی از نظر متابولیکی و یا غیر از آن بین آنها وجود ندارد. نمونه این نوع زندگی انتقال باکتریها توسط اتصال به پای حشرات است. اگر چه پرواز حشره از جایی به جای دیگر به انتقال باکتری منجر میشود، ولی هیچ اجباری در این ارتباط از دو طرف نیست و اصولا یک نوع رابطه اتفاقی است.
کامنسالیسم: یک مثال در این مورد در شرایط محیطی دریایی ، رابطه بین آمفی پریون پرکولا یا کنتروکاپروس آکوله آتوس با شقایق دریایی. ماهی در بین خارهای شقایق دریایی زندگی میکند، در حالی که هیچ نوع آزاری از سوی میزبان نمیبیند. با توجه به اینکه ترشحات ماهی باعث حفاظت در مقابل نماتوسیتهای میزبان میشود. این لایه حفاظتی که ماهی ایجاد میکند، فقط پس از ورود و خو گرفتن اولیه ماهی است. پس از ورود ماهی به درون خارهای شقایق دریایی ، این عمل حفاظتی نیز انجام شده، ماهی از آسیب ماهی خوارها به خاطر وجود نماتوسیتهای میزبان محفوظ میماند. علاوه بر محافظت ، ماهی از غذای میزبان نیز برخوردار میشود.
پارازیتیسم: پارازیتیسم عبارتست از نوعی زندگی اجباری دو موجود با هم که انگل کوچکتر است و از جنبه متابولیکی با میزبان رابطه دارد. این ارتباط ممکن است دائمی باشد. مثلا کرمهای پهن نواری که در روده پستانداران دیده میشوند. یا ممکن است موقتی باشد. مانند پشهها ، ککها یا کنههای خونخوار. گفته میشود که پارازیتیسم یک رابطه اجباری است، زیرا انگل بطور معمول نمیتواند بدون ارتباط و تماس با میزبان خود باقی بماند.
انگلهای خونخوار مانند کنهها ، ککها و پشهها از نمونههای اولیه خونخواری مستقیم از میزبان هستند. چون ارتباط بین انگل و میزبانش عموما شامل تماس میزبان با مواد آنتی ژنی انگل است، خواه ناخواه این مولکولها با بدنه انگل (آنتی ژنهای سوماتیک) یا ترشحات و یا مواد دفعی انگل (آنتی ژنهای متابولیک) مقایسه میشوند. آنتی بادیها معمولا توسط میزبان در واکنش به انگل تولید میشوند. بنابراین بر عکس فورزیس و کامنسالیسم زندگی انگلی علاوه بر وابستگی متابولیک در بخشی از انگل ، عموما شامل پاسخهای میزبان در برابر بخش دیگری از انگل میباشد.
موچوآلیسم: نمونه معروف این نوع زندگی گلسنگها هستند که ترکیبی از قارچها و آلگها هستند. در طی این ارتباط ، آلگها مقدار زیادی ترکیبات آلی تولید میکنند که این مواد توسط قارچها مصرف میشوند. در حالی که قارچها نیز آب و مواد معدنی مورد نیاز آلگها را تولید میکنند. آنها را از خشک شدن و خطر نور شدید محافظت میکنند. نمونه دیگر موچوآلیسم رابطه برخی از تاژکداران موجود در روده موریانههای چوبخوار است.
رابطه انگلها با میزبان
انگلها به اشکال مختلفی با میزبان خود رابطه برقرار میکنند که میتوان انگل اجباری یا اختیاری ، موقتی یا دائمی ، خارجی یا داخلی ، اتفاقی یا سرگردان ، بیماریزا یا غیر بیماریزا و زئونوزرا را نام برد.
به علاوه میزبانها نیز اشکال مختلفی دارند. از جمله میزبان واسط یا نهایی ، ناقل مکانیکی یا ناقل ترانسفر ، مخزن و بالاخره هایپرپارازیتیسم را ذکر کرد و برخی از سیمبیونتها نیز رابطه استفاده متقابل تحت عنوان نظافتچی و نیازمند حفاظت با یکدیگر برقرار میکنند. بطور مثال در محیطهای دریایی ، برخی از انواع ماهیها و سخت پوستان وظیفه پاک کردن بدن گونههای بزرگتر را به عهده میگیرند. این عقیده وجود دارد که منفعت حاصل از این کار دو طرفه است و انواع مختلف دارای این زندگی هستند. از جمله تمساح با مرغ مصری ، گاوهای اهلی با مرغ ماهیخوار و کرگرن با پرندگان کنه خوار.
parand
10-08-2009, 06:49 AM
بیماری انگلی و مشترک بین انسان و دام که توسط نوزاد یک انگل روده سگ در انسان و دام ایجاد می شود. کرم بالغ در روده سگ و نوزاد در بدن انسان و حیوانات اهلی (نشخوارکنندگان) زندگی می کند. عامل ایجاد بیماری مرحله نوزادی انگل اکینوکوکوس گرانولوزوس است.
راههای انتقال بیماری :
بلع تخم انگل از طریق تماس با سگ و نیز سبزیجات آلوده
علائم بیماری :
پس از بلع تخم هر اندامی از بدن می تواند محل بوجود آمدن کیست باشد و بسته به اینکه در چه اندامی کیست ایجاد شده اختلال در عملکرد عضو را داریم. کیست های ریوی و کبدی شایع تر هستند. تنگی نفس ، سرفه های خشک ، عفونتهای ثانویه بدنبال پاره شدن کیست در اعضای داخلی ، شوک آنافیلاکسی.
کنترل و پیشگیری :
1 - رعایت بهداشت فردی و محیط
2 - ضد عفونی نمودن سبزیجات
3 - معدوم ساختن اندام های آلوده به کیست هنگام ذبح دام
4 - خوراندن داروهای ضد انگلی به سگهای شناسنامه دار و گله
5 - عدم تماس با سگ سانان
6 - محصور نمودن مزارع کشت سبزیجات
سازمان نظام دامپزشكي كشور
parand
10-08-2009, 06:50 AM
این بیماری در اثر هجوم نوعی انگل خارش آور به بدن، ایجاد می شود. این انگل ها Sarcoptes scabiei نامیده میشوند، بسیار ریز بوده و دارای 8 پا میباشند (در مقایسه با حشرات که 6 پا هستند). اندازه آنها بسیار کوچک بوده و تنها به 3/1 میلیمتر میرسند. آنها در زیر پوست پنهان می شوند و سبب ایجاد خارش شدید در پوست شده که این خارش ها در شب به مراتب شدید تر می شوند. انگل هایی که منجر به بروز بیماری خارش می شوند، آنقدر کوچک هستند که با چشم های غیر مسلح قابل رویت نبوده و برای دیدن آنها حتماً باید از ذره بین یا میکروسکوپ استفاده کرد.
ابتلا به بیماری چگونه صورت می پذیرد؟
انگل های ناقل این بیماری سخت گیر و مشکل پسند هستند. آنها حداکثر برای 24 تا 36 ساعت می توانند در بدن میزبان زنده باقی بمانند. انتقال آنها تنها با برخورد مستقیم بدن به بدن از بیمار به فرد سالم امکانپذیر خواهد شد. به ندرت اتفاق می افتد که بر اثر دست دادن، آویختن لباس ها در کنار لباس های فردی که مبتلا به بیماری است، و استفاده از ملافه و پتویی که شب قبل توسط ناقل استفاده شده، به این بیماری دچار شد. برای انتقال بیماری حتماً برخورد فیزیکی باید صورت بگیرد، به همین دلیل هم هست که این مریضی در جوانانی که زندگی جنسی فعال تری دارند، بیشتر شایع می باشد. همچنین انواع دیگر برخورد فیزیکی مانند زمانی که مادر کودکش را در آغوش می گیرد، نیز می تواند دلیل انتقال بیماری به شمار رود. در طول مدت زمان مکرر، دوستان نزدیک و افراد خانواده نیز می توانند از طریق در آغوش گرفتن یکدیگر به این بیماری مبتلا شوند.
آیا سگ و گربه هم ناقل بیماری هستند؟
سگ ها و گربه ها دارای انواع متفاوتی از انگل ها هستند که درصد بسیار زیادی از آنها نمی توانند به راحتی به انسان انتقال پیدا کند. انگل های بخصوصی بر روی بدن سگ ها وجود دارند که بیماری گال را انتقال می دهند و با نام mange شناخته می شوند. البته زمانیکه انگل های بدن گربه سانان و سگ سانان با پوست انسان برخورد میکنند، به راحتی نمی توانند به بقای خود ادامه دهند و تنها یک خارش سطحی را بوجود آورده و سپس از بین می روند. این قبیل خارش ها با بیماری خارش انسانی که با گذشت زمان بد و بدتر می شود و تا زمانیکه به درستی درمان نشود از بین نمی رود، تفاوت دارد.
علائم و نشانه های بیماری چیست؟
این بیماری سبب بروز فرو رفتگی و برآمدگی های کوچکی در آرنج، مچ، بین انگشتان، کشاله ران، و زانو می شود. در آقایون معمولاً زائده هایی شبیه به جوش و یا کورک بر روی آلت تناسلی پدید می آید. باید توجه داشت که در تمام برآمدگی ها حشره وجود ندارد. در افراد بالغ حتی اگر هزاران فرو رفتگی و برجستگی بر روی پوست ایجاد شده باشد، چیزی بیش از 10 تا 15 حشره در بدن آنها وجود نخواهد داشت.
در کتاب های پزشکی مربوط به این بحث اغلب از واژه نقب “burrow” سخن به میان آمده. این ها همان برآمدگی های 2 تا 3 میلیمتری هستند که ما بین انگشتان بوجود آمده و تقریباً غیر قابل رویت می باشند. البته این برآمدگی ها معمولاً با خراشیدگی های خطی که بزرگ و قابل مشاده هستند و به دلیل خارش های فراوان بر روی پوست بدن انسان ایجاد می شوند، اشتباه گرفته می شوند. باید توجه داشت که اساساً خارش سبب تخریب این گونه نقب ها می شود.
چه احساسی به بیمار دست می دهد؟
خارش یکی از مشخصه های بارز بیماری است. خارشی که انگل ها ایجاد می کنند، بیرحمانه و شدید است. در یک هفته اول خارش ملایم است، اما به مرور زمان شدت پیدا می کند و در طی یک تا دو ماه به جایی می رسد که خوابیدن تقریباً غیر ممکن می شود.
ماهیت “شبانه” خارش ها می تواند پرستار و پزشک را گمراه کند، چراکه کلیه بیماری هایی که علائمی از خارش در آنها وجود دارد، در شب شدت پیدا می کنند. دلیلش هم این است که در شب هنگام کمتر مسئله ای وجود دارد که ذهن فرد را نسبت به خارش منحرف سازد.
یکی از مشخصه های خارش در این نوع بیماری ماهیت بیرحمانه آن است. پس از چند هفته خارش شما را به هیچ وجه رها نمی کند. سایر بیماری هایی که با خارش همراه هستند، پس از یک مرحله خارش – که شامل ایجاد اگزما و کهیر نیز می شود- علائم بیماری به شدت کاهش پیدا می کند. تحت این نوع بیماری ها، ممکن است برای مدت زمان بسیار کوتاهی در خواب شبانه فرد اختلال ایجاد شود اما به آن حد نمی رسد که بیمار نتواند در شب استراحت کند و یا به دلیل خارش های مکرر از خواب بیدار شود.
درمان بیماری چگونه است؟
معالجه این بیماران ساده است. مراحلی که باید برای درمان پشت سر بگذارید به شرح زیر می باشند:
1- باید از انگل کش هایی مانند پرمترین (permethrin) استفاده کنید. این پمادها از ناحیه گردن به پایین مورد استعمال قرار گرفته و سپس شستشو داده شود. استعمال کرم باید تا 7 روز ادامه پیدا کند. همچنین می توانید از یک اونس (معادل 30 گرم) کرم لیندان lindane 1% استفاده کنید. این کرم را نیز باید از ناحیه گردن به پایین بر روی پوست خود بمالید و حداکثر پس از 8 ساعت آنرا بشویید. این کرم اگر به طور مستقیم وارد پوست گردد، سبب ایجاد حمله های ناگهانی بیماری های متفاوت می شود به همین دلیل اگر پوست خراشیده، و یا دارای جوش های تحریک پذیر است نباید از آن استفاده کنید. همچنین مصرف این پماد بلافاصله پس از استحمام توصیه نمی شود. به دلیل رعایت جوانب احتیاط بهتر است خانم های باردار، شیرده، و کودکان زیر 2 سال از این کرم استفاده نکنند. این نوع کرم تنها زمانی تجویز می شود که بیمار، نسبت به سایر راههای درمانی واکنش مناسب نشان نداده باشد.
2- داروهای خوراکی نیز برای درمان بیماری وجود دارند که از جمله آنها می توان به ایورمکتین (ivermectin) اشاره کرد. این ماده یک انگل کش موثر است و درد سر استعمال کرم را هم ندارد. مرکز مبازه با بیماری در امریکا پیشنهاد کرده که بهتر است این دارو در دوز 200 میکروگرم به ازای هر کیلو از وزن بدن استفاده شده و دو هفته بعد مجدداً مصرف تکرار شود. هر چند مصرف قرص های خوراکی خیلی راحت تر از استعمال پماد است، اما این قرص تاثیرات جانبی منفی بیشتری نسبت به انواع کرم ها دارد.
3- آنتی هیستامین ها مانند دیفن هیدرامین (diphenhydramine) می توانند در رهایی شما از خارش های مکرر نقش شایان ذکری را ایفا کنند.
4- لباس ها، ملافه ها و پتوها را با آب گرم به خوبی بشویید. انگل ها برای مدت زمان طولانی قادر نیستند در خارج از بدن موجود زنده زندگی کنند، اما بهتر است کل لباس های خود را بشویید و خشک کنید، فرش ها و مبلمان را تمیز کرده و اقدامات پیشگیرانه دیگر را نیز در این خصوص انجام دهید.
5- مراقب برخوردهای جنسی خود باشید و ارتباط خود را با اعضای خانواده در یک چهارچوب قرار دهید. (ارتباطتان را با کسانی که خود ناقل بیماری هستند کم کرده و ارتباطی که امکان انتقال بیماری را ممکن می سازد، قطع کنید.)
از آنجایی که خارش به مرور زمان افزایش پیدا می کند، برای درمان کامل چند روز وقت لازم است تا خارش به طور کلی از میان برود. پس از گذشت یک تا دو هفته، رهایی شما از بیماری چشمگیر خواهد بود. اگر بعد از این مدت تغییری احساس نکردید، باید از انگل نمونه برداری شده و نوع آنرا مشخص کنند.
آیا امکان دارد که تشخیص بیماری نادرست باشد؟
معمولاً چنین اتفاقی می افتد؛ چرا که در مراحل اولیه برآمدگی ها شبیه به جوش های کوچک یا نیش پشه هستند، اما پس از گذشت چند هفته، زمانیکه بیماری به اوج خود می رسد، علائم نمود بیشتری پیدا کرده و کاملاً قابل تشخیص خواهد بود.
تحت چه شرایط خاصی امکان انتقال بیماری افزایش می یابد؟
افراد سالخورده و ضعیف که در خانه سالمندان و یا سازمان های مشابه دیگر نگهداری می شوند، ممکن است دچار بیماری شده و علائم خاصی را نیز از خود بروز ندهند. در این شرایط بیماری به صورت اپیدمی درآمده و فراگیر می شود. مبارزه با نمونه های اینچنین بسیار دشواربوده اما خوشبختانه تعداد آنها بسیار کم می باشد.
parand
10-08-2009, 06:50 AM
یک تک سلولی تاژکدار است که در جانوران کوچک بیماری اسهال را سبب می شود. پاتوفیزیولوژی:
طریقه ی انتقال این تاژکدار راه مدفوعی- دهانی می باشد و یک انگل حیوانی محسوب می شود . مرحله ی بیماری زایی در این ارگانیسم giardia oocyst می باشد و وقتی که بلعیده شود در روده ی کوچک به شکل یک تروفوزوئیت (trophozoite) در خواهد آمد که به موکوز روده ای حمله کرده و با روده در جذب مواد غذایی ، ویتامین ها و چربی به رقابت می پردازد که پی آمد این رقابت عدم جذب کامل و صحیح این مواد است.
علائم ظاهری:
Giardia در سگ و گربه و به خصوص توله سگ ها و بچه گربه ها بیماری ایجاد می کند و به دلیل آشکار نشدن این بیماری ، شیوع آن زیاد می باشد و دلایل متعددی نیز عدم آشکار شدن این بیماری را شرح می دهند که عبارتند از :
- ناتوانی در شناخت ارگانیسم ها
- دفع متناوب و دوره ای
- فقدان تکنیک های آزمایشگاهی
و این موارد سبب شده اند که ژیاردیا در لیست های مختلف تشخیصی قرار داده نشود.
از علائم بالینی و اولیه ی این بیماری در سگها می توان به کاهش وزن بدن بدون کاسته شدن اشتها اشاره کرد.
تشخیص بیماری (Diagnosis):
ژیاردیا را می توان از طریق مشاهده ی oocyst و یا trophozoite در مدفوع روان تشخیص داد و تکرار آزمایش مدفوع برای بیش از 3 تا 5 روز متناوب احتمال شناسایی یک نمونه ی مثبت را افزایش می دهد.
تروفوزوئیت ها را عموماً نمی توان در مدفوع روان مشاهده کرد ولی جانورانی که به طور متناوب اسهال می شوند ممکن است به دلیل بیماری ژیاردیا باشد . اگر چه وجود تروفوزوئیت ها در مدفوع جانور این بیماری را آشکار خواهد کرد اما عدم وجود آن نیز دلیلی بر عدم ابتلا به بیماری نمی باشد از این رو بهتر است علاوه بر آزمایش مدفوع ، نمونه هایی از شیره ی روده ی جانور نیز مورد آزمایش قرار گیرد و ازلحاظ وجود تروفوزوئیت ها بررسی شود.
از روش های دیگر تشخیص می توان به آزمایش ELISA اشاره کرد که از طریق اندوسکوپی و ردیابی آنتی ژن ها ی ژیاردیا در مدفوع می تواند تا بیش از 96% این بیماری را تشخیص دهد. روش دیگری که وجود دارد و در مقایسه با ELISA قدرت تعیین کنندگی بیشتری دارد و به خصوص در سگ ها و گربه ها می توان از این روش بهره برد به ” تست تمرکز سولفور روی ” (ZSCT) معروف است.
درمان بیماری :
50 mg/kg از fenbendazole برای 3 روز می تواند در درمان این بیماری مؤثر باشد ، از این دارو علاوه بر درمان ژیاردیا می توان برای درمان بیماری هایی نظیر اسکاریس (کرم روده) ، کرم قلابدار(نوعی کرم روده) ، کرم کدو و کرم whip در سگ ها استفاده نمود.
از دیگر دارو های درمانی می توان به موارد زیر اشاره داشت :
Ipronidazole , 127 mg/l in water X 7 days
Metronidazole , 50-70 mg/kg PO SID X 5 days
Albendazole , 25 mg/kg BID X 2 days
Quinacrine PO or IM: in large dogs, 200mg TID x 1day or 200mg BID x 6 days, in small dogs, 100mg BID x 1 day or 100mg SID x 6 days, in puppies, 50mg BID x 6 days, and in cats, 10mg/kg SID x 12 days
parand
10-08-2009, 06:53 AM
خلاصه:لیشمانیازیس بیماری مشترک انسان وحیوان است که میزبان مخزن بین حیوانات وحشی است.حیوانات اهلی به عنوان دومین میزبان مخزن به شمار می آیند.این انگل بصورت اماستیگوت درمهره داران وبصورت پروماستیگوت درحشرات دیده میشود.
كشف ليشمانيا به عنوان عامل بيماري كالاآزار
سال 1903 ويليام ليشمن و چالز دونو وان اما ستيگوت(1) را درون ماكروفاژهاي افراد مبتلا به كالا آزار مشاهده نمودند.
چرخه حياتي (سيكل زندگي)
جنس ليشمانيا متعلق به خانواده تريپا نوزوماتيده كه آنهم جزء تك ياخته هاي كينتوپلاستيده(2) است كينتوپلاستيدها متعلق به شاخه او گلنوزوا كه تك ياخته او گلنوئيدهم جزء همين شاخه است . ليشمانيا داراي دو مرحله تكثير است ( Digenetic ) يا چند ميزبانه (Hetero xenous ) است كه بعنوان انگل در حشرات و مهره داران عمل مي كنند ميزبان هاي مهره دار شامل پستانداران و مارمولك هاست ميزبان هاي پستاندار آن انسان ، سگ و بعضي جوندگان است .
اين انگل ها (ليشمانيا ها ) بيماريهاي پيچيده اي را ايجاد مي كنند كه موسوم به ليشمانيازيس است . گونه هاي ليشمانيايي عهد جديد و عهد قديم شناخته شده اند و در هر دو بيماري مي تواند جلدي يا احشايي باشد . حشره هاي ناقل پشه خاكي از جنس فلوبوتوموس phlebotomus و لوتزوميا ( Lutzomyia ) است كه در آنها انگل بصورت پروماستيگوت در لوله گوارش زندگي مي كنند كه در هنگام خونخواري از بخش پيشين لوله گوارش (foregut ) مسدود شده توسط انگل به زخم وارد میشود.
1- آماستيكوت : مرحله ابتدايي چرخه زندگي در تويپالوزوم كه پيكر مدور و بدون تاژك دارند .
2- كينتوپلاست : جسم ضميمه اي است در ماستيگوفوراها كه داراي DNA است و تكثير مستقل دارد
مرفولوزی
لیشمانیاازنظرشکل بردوگونه است شکل پروماستیگوتی وشکل درون سلولی آماستیگوتی.
مراحل مختلف چرخه حياتي تريپانوزوماتيد .
a- پروماستيگوت
b- آپيستوماستيگوت
c- اپيماستيگوت
d- تریوماستیگوت
e- كوانوماستيگوت
f- آماستيگوت
g- پاراستيگوت
N-هسته
ّ-Fتاژك
K-كينتوپلاست
پروماستيگوت از پشه خاكي ( اندازه 20-14 نانومتر ) توسط ماكروفاژهاي ميزبان هاي پستاندار بلعيده مي شود. و تبديل به آماستيگوت ( به اندازه 4-2 نانومتر ) مي شود انگل در واقع درون فاگوليزوزوم ماكروفاژ زندگي ميكنند آنها تقسيم شده و پس از تركاندن سلول وارد سلولهاي ديگر مي شود در محل ابتدا توليد يك پاپول كوچك مي كند .
انگل ليشمانيا ترو پيكا عهد قديم توليد ليشمانيازيس جلدي مي كند ، اغلب خود به خود بهبود مي يابد و موسوم به زخم شرقي ( سالك ) مي باشد در حاليكه انگل ليشمانيا دونواني بداخل سلول هاي پوشينه اي سيستم تورينه – پوشينه اي و گلبول هاي سفيد با هسته چند شكلي خون ، طحال ، غدد لنفاوي ، مغز استخوان و در نهايت ايجاد ليشمانيازيس احشايي مي كند كه در صورت عدم درمان ممكن است كشنده باشد .
ليشمانيازيس مخاط جلدي عهد جديد ايجاد يك جراحت ( لزيون ) در محل گزش مي كند كه مي تواند ريشه ( متاستاز) به بيني و دهان بدهد و باعث بد ريختي و بيماري غير قابل درماني را بنمايد .
انگل ها بوسيله پشه خاكي در هنگام خونخواري گرفته مي شود و وارد لوله گوارش شده و در بخش مياني لوله گوارش ( Mid gut ) تكثير يافته و تبديل به پروماستيگوت شده به سرعت موجب انسدادلوله گوارش شده و واردمري میشود
جرخه زندگی لیشمانیا در پشه خاکی
اين پروماستيگوت ها مي توانند در 25 درجه سانتيگراد پر ورانده شود. معمولا اماستيگوت ها در داخل سلول ها کشت يافته رشد داده مي شوند اما مي تواند در خارج سلولي در 37 درجه در شرايط خاص رشد داده شود .
بيماريهاي ليشمانيايي
ليشمانيازيس احشايي ( كالا آزار )
بيمار باليني در واقع طيفي از نشانه هاي باليني است كه هم تحت تاثير گونه هاي ليشمانيا و هم واكنش ايمني ميزبان است عفونت ليشمانيا دونوواني با دوره كمون 4-2 ماه از بدون نشانه تا بروز بيماري كامل فرق مي كند .
بيماري باتب و بيقراري شروع شده و با تحليل رفتن ، بزرگي طحال و كبد ادامه يافته و در نهايت پس از 3-2 سال موجب مرگ مي شود در بعضي از موارد كه بيماري بصورت حاد است با تب بالا و لرز و در نهايت در 12-6 ماه موجب مرگ ميگردد .
علت مرگ معمولا در اثر عفونت هاي ثانويه است بعضي از عفونت ها هم خود بخود بهبود ي مي يايند.
اماستيگوت هاي ليشمانيا دونواني در اسمير طحال كه با گيمسا رنگ آميزي و با روغن سدر مشاهده مي شود به هسته و كينتوپلاست ميله اي شكل توجه كنيد ( از T.C- ORITEL 19996 )
اماستيگوت ها در سال 1900 از اسمير طحال سربازي از دام دام ( DUM DUM ) هند توسط ويليام ليشمان كشف شد ( بيماري در هند موسوم با كالاآزار يا تب دام دام است ) ليشمان اين موضوع را در سال 1903 منتشر كرد و همزمان با او چارلز دونوان نيز موفق به كشف اين انگل شد در بعضي از مناطق در 10-5 درصد از موارد درمان شده آشفتگي پوستي ايجاد مي شود كه موسوم به تظاهر ليشمانيايي جلدي پس از كالا آزار است ( PKDL)
ليشمانيازيس جلدي (سالک)
از آنجائيكه تمام ليشمانياها مرفولوژي مجزايي دارند . محققين در ابتدا سه گونه ليشمانيا رامعرفي نمودند تروپيكا (جلدي ) برازيلنيس ( جلدي مخاطي ) و دونوواني ( احشايي ) بهر حال طبقه بندي متداول خيلي پيچيده تر و باز تاب پيچيدگي نشانه هاي است بعنوان مثال انگل هاي كالا آزار هندي و مديترانه ليشمانيا دونوواني و ليشمانيا اينفانتوم
ليشمانيازيس جلدي عهد قديم
دو گونه از ليشمانيا باعث بيماري جلدي در خاور نزديك مي شود . ليشمانيا تروپيكا و ليشمانياماژور بعد از گزش پشه خاكي (فلوبوتوموس ) آلوده ابتدا يك برجستگي جوش مانند ( نودول ) كه ناشي از تجمع سلول هاي پلاسمايي ، لنفوسيت و ماكروفاژهاست بوجود مي آيد .
ليشمانيا ماژور يك بيماري مناطق روستايي و ليشمانيا تروپيكا معمولا در شهرها اتفاق مي افتد در محل جوش زخمي باندازه 3-1 سانتي متر شكل مي گيرد كه اطراف آن آماسي است انگل ها در زخم تكامل يافته پراكنده است مخصوصا در ناحيه حاشيه اي آن بهبودي در عرض چند ماه صورت مي گيرد و ايمني پايدار شكل مي گيرد .
زخم هاي ليشمانيا ماژور ممكن تا حصول بهبودي چند سال طول بكشد زخم هاي ليشمانيا تروپيكا خشك و ليشمانيا ماژور مرطوب هستند هر دو تا ممكن است به عفونت هاي ثانويه آلوده گردند ( yaws ) از جمله ياوز ( يك بيماري پوستي غده غده اي شدن كه ناشي از نوعي اسپيروكت است ) و مياز ( آلودگي زخم بالا رو حشرات ) بعد از بهبود زخم چه بصورت خود بخود و چه درمان يك ايمني پايداري بوجود مي آيد.
ليشمانيازيس جلدي عهد جديد
ليشمانيا عهد جديد به مراتب پيچيده تر مي باشد و در اثر ليشمانيا شاگاسي كه ايجاد بيماري احشايي مي كنند ليشمانيا گروه مكزيكي ( مكزيكان گروپ ) كه ايجاد جراحت خود بهبودي يابنده پوستي مي كند و گروه ليشمانيا برازيلنيسیس كه ايجاد جراحات جلدي و مخاطي – جلدي مي كند بيماري بصورت نقاشي و حك شده بر روي سفال هاي بدست آمده از پرو كه متعلق به 400 سال پيش از ميلاد مسيح است نشاند داده شده است بيماري در تمام كشورهاي آمريكايي لاتين بجز شيلي واروگوئه گسترش دارد و مواردي هم از تگزاس گزارش شده است بيماري يك بيماري مشترك بين انسان و حيوان است كه میزبان مخزن در بين حيوانات وحشي دارد .
جراحت اوليه در انسان بصورت زخمي است كه مركز آن گرد مثل دهانه آتشفشان و اطراف آن التهابي است .
ليشمانيا مكزيكانا ايجاد زخم شيكلروس مي كند كه مي تواند تقريبا باعث تخريب تمام گوش خارجي شود .
ليشمانيا برازيلينسيس ايجاد زخم هاي متاستازي در بيني و مخاط حلق مي كند اين زخم ها ممكن است در عرض چندماه تا چند سال از آغاز عفونت بوجود آيند بيماري عمدتادرافراديكه شاغل در جنگل هستند بروز مي كند و موسوم به اسپانديا مي باشد تخريب جنگل ها موجب گرايش و تطابق بعضي از گونه هاي پشه خاكي در محيط هاي مسكوني و لذا دام اهلي بعنوان دومين ميزبان هاي مخزن بشمار مي آيند .
بيماري اغلب همراه بالاغري مفرط ( كاشكسي ) و به دنبال بهبودي ، آشفتگي ( دفورمیتی ) اعضاء مشاهده مي شود .
اغلب بافت هاي استخواني و غضروفي بيني و همچنين كام سخت و نرم از بين مي روندومرگ بدنبال عفونت ثانويه يا سوء تغذيه رخ مي دهد .
و گاه بيماري به اشتباه جذام و يا ديگر عفونت هاي باكتريايي و قارچي تشخيص داده مي شود
در بعضي از بيماران ، مخصوصا در ونزوئلايك فرم جلدي منتشر از بيماري كه باگرانولوماي ماكروفاژي و ضخيم شدن پوست مشخص شده مشاهده ميشود.اين فرم مثل جذام لپرو ماتوزي و مثل بيماريهاي قارچي است و گاه در تشخيص دچار اشتباه مي كند
پراكندگي ليشمانيازيس
حدود 12 ميليون نفر از 88 كشور جهان به ليشمانيازيس مبتلا ست از كشورها 16 كشور جز كشور هاي توسعه يافته جهان هستند تخمين زده مي شود حدود 350 ميليون نفر در معرض ابتلا به گونه هاي مختلف ليشمانيا هستند .
بروز موارد جديد در سال ، حدود 2 ميليون نفر است ( 5/1 ميليون ليشمانياي جلدي و نیم میلیون نفر ليشمانياي احشايي) مثل خيلي از بيماريهاي گرمسيري عفونت هاي ليشمانيايي با توسعه اقتصادي ساخت بشر و تغييرات محيط اطراف توسط انسانها باعث افزايش تعارض ( در معرض قرار گرفتن ) انسان با پشه خاكي ناقل بيماري باشد برداشت الوار از جنگل ها استخراج معادن ، سدسازي ها ، تعريض اراضي براي كشت ، برنامه هاي جديد آبياري ، جاده سازي و جنگل ها دست نخورده از جمله در آمازون ، گسترش مهاجرت هاي اقتصادي و شهرنشيني هاي فزاينده و سريع در سطح جهان علل اصلي افزايش موارد ابتلا به اين بيماري است .
بيماري هميشه بعنوان يك زئونوز بوده است . نوعي از موش موسوم به جربيل بعنوان اصلي ترين مخزن ليشمانيا تروپيكا در مركز آسياست و در بعضي از مناطق سگ وگربه وسنجاب ها نيزعفوني ميگردند . در آمريكاي لاتين جوندگان بعنوان مخزن براي گونه هايي از ليشمانيا هستند .
اخیرا یک افزایش درلیشمانیای احشائی پدیدآمده که ناشی ازاشاعه جهانی ایدز میباشدعفونت توامان ایدز لیشمانیا رامیتوان یک بیماری وابسته یاگرایشی واقعی بحساب آوردمخصوصادراروپای جنوبی که70-25 درصدازلیشمانیای احشائی بالغین وابسته به عفونتHIV بوده است9-5/1درصداز مواردایدزازبیماری لیشمانیای احشائی تازه گرفتار شده ویادوباره فعال شده رنج می برندهمه گیری هائی از لیشمانیا احشائی هنوز هم درسودان شرقی و جنوبی ودرتقاطع اریتره اتیوپی وسودان بروز می کند اخیرا بروز مجددی از لیشمانیای احشائی در برزیل رخ داده است.
شرح ذيل نقشه پراكندگي جهاني تيپ هاي مختلف ليشمانيا از وب سايت Oppedaes است .
شيوع ليشمانيازيس در سگ هاي شكاري ايالات متحدي
در سال 1999 سگ هاي شكاري باشگاهي در ميل بروك نيويورك مبتلا به يك بيماري ناشناخته اي شدند نشانه هايي كه در آنها مشهود بود عبارت بودند از ضعف , خونريزي , از دست دادن موها و نارسايي كليه , بيش از 24 تا از سگ ها مردند . آزمايش مايعات مفصلي سگ هاي بيمار منجر به شناسايي انگل هاي ليشمانيايي شد و پس از آن تمام سگ هاي شكاري ( Fox hound ) آمريكا تحت آزمايش قرار گرفتند و 12 درصد از آنها پادتن بر عليه ليشمانيا داشتند ولي نه در سگهاي ولگرد ميل بروك و نه سگهاي ولگرد ساير نقاط آمريكا پادتني مشاهده نشد
.انتقال اين بيماري مبهم بود .چون از چهارگونه پشه خاكي موجود در ايالات متحده هيچكدام به جز در نیوجرسي قادر به زندگي در شمال نيستند . دانشمندي در والتر رايد چنين نظريه داد كه سگها با تماسهاي جنسي يا تماس زخمها ممكن است همديگر را آلوده كرده باشند البته متخصصين ليشمانيا با اين نظر موافق نيستند .
آنها نظرشان براين است كه سگها زمانيكه در سفر جنوب بودند بوسيله پشه خاكي گزيده شده اند يك احتمال ديگر اينكه گونه ناشناخته اي از پشه خاكي در محل باشد يا حتي ناقلين ديگري وجود داشته باشد گونه ليشمانيا , ليشمانيا ايفانتوم است كه به احتمال پايين بودن سطح اپيدميكي آن در افراد ايالات متحده وجودش فراموش شده است .
تشخيص و درمان ليشمانيازيس
تشخيص بيماريهاي ليشمانيايي منحصراًبا شناسايي اماستيسگوت در كشت انگلي و يا روش ميكروسكوپي ا ست اخيراً PCR ژن هاي انگلي جهت تشخيص مورد استفاده قرار مي گيرد .
بيوسپي بافتي را به صافي هاي مخصوص تماس داده و سپس صافي ها را با الگوهاي معلوم در مقابل ژن هاي انگل روبرو ميكنند . درمان بيماريهاي ليشمانيايي هم بصورت موضعي و هم بصورت عمومي با استفاده از تركيبات پنج ظرفيتي آنتيموان و تركيبات معطره دياميدين انجام ميگيرد رايج ترين تركيبات مورد استفاده از آنتيموان پنج ظرفيتي استيبو گلوكنات سديم ( پنتوستام ) در آنتي مونيات ملگوسين (گلوكانتيم) كه براي اولين با در سال 1947 و 1950 بكار گرفته شده است عدم توفيق در درمان و عود بيماري در تمام فرمهاي ليشمانيازيس حدود 25-10 درصد موارد ميباشد اگر اين داروها موثر نبودند از پنتاميدين (لوميدين) و آمفوتريسين B(فانژيزون) كه در سالهاي 1940 و 1959 معرفي شده اند استفاده مي شود .درمان ليشمانياي مخاطي – جلدي موفقيت آميز نيست .
ایمنی شناسی لیشمانیازیس
نظر به اينكه آماستيسگوت در درون فاگوليزوزوم ماكروفاژهاي ميزبان قرار مي گيرند لذا واكنش ايمني هومورال بدليل مخفي بودن انگل ليشمانيا شكل نمي گيرد از آنجائيكه انگل هاي درون سلولي در معرض واكنش هومورال ميزباني نيستند پادتن هاي گردش خون تاثيري بر عفونت ندارند وحتي ممكن است مضر نيز واقع شوند ايمني بطور كلي وابسته به ایمنی سلول است و اين براساس مشاهدات زير است .
1- تخليه سلولهاي Bدر حيوانات تاثيري بر جريان يك عفونت ندارد .
2- جلوگيري از عمل پادتن ها بوسيله ضد(m (Igتاثيري بر عفونت ندارد .
3- درحاليكه سطحm Ig و IgG بالاست ولي قادر به حفاظت در برابر عفونت نيست با استفاده از سويه هاي همخون موش هايي كه از نظر ژنتيكي مشخص ومعلوم هستند آنهايي كه در مقابل ليشمانياي ماژور جلدي بهبودي يافتند و آنهايي كه بهبودي نيافتند موجب افزايش دانش ما در مورد واكنش ايمني در برابر ليشمانيا است . دو كشف اساسي در اين سیستم عبارتند از :
1- دو مسير براي سلولهاي كمكي تي ( T Helper ) وجود دارد .افزايش (1 T Helper ) منجر به محافظت و افزايش ( T Helper2 ) منجر به وخامت بيماري ميشود .
2- علاوه بر اين حفاظت خودكار , ماكروفاژها نيز يك سيستم دفاعي ديگر دارند كه با توليد عامل نكروز توموري آنها (TNFalpha) كه باعث تحريك در توليد آنزيم اكسيد نيتريك سنستتاز مي شود .
هرگونه نقص ژنتيكي كليدي در اين مسير خود را مستعد ابتلا به بيماري خواهد نمود استعداد ابتلا به عفونت در موش هاي همخون حداقل بوسيله پنج جايگاه ژن كنترل مي شود .
اين پنج جايگاه ژن عبارتند از SCL-1 , SCL-2 , خوشه ژني سيستوكين T-Helper 2 كمپلكس اصلي بافت رقابتي و NraMp1 يا L Sh مشابه همين براي ژنهاي مستعد كننده انسان نيز شناسايي شده است اين ژن ها همچنين كنترل مقاومت ديگر پاتوژنهاي درون سلولي مثل توكسوپلاسما , سل و جذام را بعهده دارند.
فرعيات Tcell كه Th1 باعث فعال شدن ايمني وابسته سلولي و از واكنش هومورال جلوگیری میکند. درحاليكه سلولهاي Th2 باعث فعال شدن ایمنی هومورال و از ايمني وابسته سلولي جلوگيري ميكند .
واكسنهاي تجربي از سلولهاي كشته شده يا سويه هاي تخفيف حدت يافته در چند منطقه آزمايش شده است . در برزيل ( ليشمانيا امازونيسيس ) و در ونزوئلا ( ليشمانيا مكزيكن و ليشمانيا برازيلنسیس ) به ارتش اشغالگر اسرائيل نيز توصيه شده است كه سربازانشان برعليه ليشمانيا واكسينه كنند علاوه بر اين بعضي از واكسنهاي مولكولي ( واكسن هاي افتراقي ) كه براي آزمايش انتخاب شده اند : GP63 كه مهمترين گليكوپروتئين سطحي ليشمانيا و LPG ( ليپو فسفو گليكان ) سطحي پارازيت است .
واكسن هاي DNA كه تجلي gp63 را دارد معلومشده است تا حدودي موثر است .
· عفونت زايي ليشمانيا هاي پروماتيسگوتي كشت داده شد .
آزمايشگاه ديويد ساكس فاش ساخت كه پروماتيسگوت در ناقل پشه خاكي دستخوش تغييرات ظاهري وبيوشيميائي مي شوند بطوريكه عفونت زايي آنها براي ميزبانان پستاندار افزايش پيدا ميكند , آنها توانستند اين فرايند را در كشت انگل تقليد كند .
بطوريكه مرحله Log ( فاز لگاريتم ) غيرعفوني و مرحله خاموشي يا تثبيت عفوني بوده است .آنها اين مراحل را به ترتيب پيش چرخه اي (Procyolic ) و فوق چرخه اي ( Metacyolic ) پروماستيگوت ناميدند .
پروماستيگوت هاي متاسيكلي ليشمانيا ماژور را مي توان با عدم توانايي آگلوتينه كردن لكتين , آگلوتيمين بادام زميني تشخيص داد .
شكلهايي از يك مقاله مربوط به تغييرات كربوئيدرات بين پروماستيگوتهاي ليشمانياي ماژور عفوني و غيرعفوني .دو گالاكتوز متصل به لكتين و آگلوتينين بادام زميني ( PNA ) و آگلوتنين كرچك (RCA ) مي توانند 100% پروماتيسگوت هاي فاز Log را آگلوتينه نماينددر حالیکه فقط 50 در صد پروماستیگوت هامرحله تثبیت راآگلوتینه می کنند افزودن mMD 10گالاكتوز مانع از آگلوكتيناسيون ميشود .
parand
10-08-2009, 06:53 AM
كپكها Mold قارچهاي پرسلولي ورشته اي Filamentas fungi هسند كه به رنگ ها واشكال مختلف ديده مي شوند( سبز ، آبي ، زرد ، قهوه اي وسياه )
رشدكپكها : پس از آنكه اسپور قارچ درمحيط مناسب قرار گرفت شروع به رشد نموده ولوله هاي زايا كوتاه Germ tube را تشكيل مي دهند سپس با رشدلوله هاي زايا رشته هاي هايفيhyphae كه واحد ساختماني كپكها هستند به وجودمي آيند . كلني هايفي هاكه تشكيل دهنده بدنه قارچ است Thallus ميسليومmycelium ناميده مي شود . كلني كپكها به صورت پنبه اي ، پودري ، پشمي ومخملي مشاهده مي شود هر هيف قطري درحدود 5 تا6 ميكرون داشته واز يك ديواره تازك وشفاف ولوله اي تشكيل شده است . اكثر هيفها داراي ديواره عرضي septa هستند . (ديواره عرضي درنتيجه رشد ديواره هيف ازدوطرف به سمت داخل ايجاد مي شود ) در بعضي از قارچها هايفي ها بدون ديواره عرضي هستند ومواد سيتوپلاسمي به همراه هسته ها درون هايفي ها روان هستند كه به آنها هايفهاي سينوسيتيك Cenocytic hyphac مي گويند
پس از رشد كپكها درمحيط كشت دونوع ميسليوم مشاهده مي شود :1- ميسليوم هاي هوايي aerial myceliumدسته اي كه واردهوامي شوند وتوليد اسپور مي كنند و2- ميسليوم رويشيvegetative mycelium كه وارد محيط كشت شده وموادغذايي راجذب مي كند
تقسيم بندي : 1- كپكهاي ديواره دار septate ديواره عرضي هيف رابه چند سلول تقسيم مي كند .
2- كپكهاي فاقد ديواره non septate ( چند سلولي وهسته درآن پراكنده است )
تولد مثل كپكها : درتشكيل ارگانهاي توليد مثلي چنانچه تمام بدنه قارچ به يك ياچند ارگان توليد مثل تبديل شودبه آن هالوكارپيك Holocarpic وچنانچه تنها قسمتي ازبدنه قارچ شركت كند به آن يوكارپيك Eucarpic مي گويند
1 -توليد مثل جنسي :
1- اوواسپور: كپكهاي بدون ديواره (فيكوميستها ) اكثرا آبزي هستند برخي همانند دوني ميلديو باعث زنگ زدگي كند late blight وخالدار شدن گوجه فرنگي Buckeye مي شود .
2 - زايگوسپور : تركيب شدن انتهاي دوهيف كه غالبا مشابه هستند
3 - آسكوسپور : كپكهاي ديواره دار (آسكوميست ) تركيب دوسلول ازهمان ميسليوم ياازدوميسليوم جدا ازهم . معمولا در هرآسك 8اسپور قرار دارد وآسكها ممكن است درون آسكو كارپ وجودداشته باشند .
5 - بازيديواسپور شامل اكثر قارچهاي خوراكي ، زنگهاي گياهي وسياهكها است .
2 - توليد مثل غير جنسي : : توليد اسپور ) تشكيل اسپور غير جنسي (كونيد يا) به دوشيوه امكان پذيراست 1- فرم تاليك Thalhc اسپور درون هايفهاي موجود قارچ شكل مي گيرد و2- بلاستيك Blastic به طريقه جوانه زدن شكل مي گيرد
الف) فرم تاليك 1- آرترواسپور Arthrospore : تكه تكه شدن هيف Fragmentation معمولا مستطيلي شكل وگاهي بيضي اند
ب ) فرم بلاستيك :بلاستواسپور Blastospore اسپور غير جنسي كه دراثر جوانه زدن هايف بوجود مي آيد وسپس جوانه ازسلول مادرجدامي شود
اسپورانژيواسپور وكلاميديا : اسپور غيرجنسي كه درداخل اسپورانژيوم ( كيسه دربرگيرنده اسپور ) قرار دارد واگر درنوك واطراف هايف ساخته مي شود كه به آن كونيديا گويند .
كپكها متداولترين ومهمترين عامل فساد نانها واكثر فراورده هاي نانوايي محسوب مي شوند معمولا درجه حرارت پخت آنقدر بالا است تاكليه اسپورهاي كپكهاي موجود درداخل ياسطح نان راازبين ببرد .كپكها ازطريق هوا درمرحله سرد شدن يابعد ازآن ،جابجايي ويابسته بندي به نان منتقل مي شوند
شناسايي كپكهايي كه توليد اسپورانژيواسپور مي كنند :
1- ساده ياشاخه داربودن اسپورانژيوفور
2- نوع شاخه
3- اندازه، شكل،رنگ ومحل قرارگيري اسپورانژيوم ها
مشخصات كشت:
1- بعضي ازكپكهاكم تراكم وپف كرده اند وبرخي متراكم وفشرده اند .
2- سطح برخي ازكپكها مخمل مانند ،بعضي خشك وبعضي پودري اند وعده اي ژلاتيني
3- وجود رنگدانه در ميسليوم ( قرمز،بنفش،زرد،قهوه اي، خاكستري ،سياه وغيره)
4- شكل ظاهري قسمت تحتاني روي كشت آگار
طبقه بندي و شناسايي كپك ها :
معيارها : 1. داشتن يا نداشتن ديواره عرض يا هيف
2. روشن يا تيره (دودي) بودن مسيليوم
3. رنگي يا بي رنگ بودن مسيليوم
4. توانايي توليد اسپور جنسي
5- نوع اسپورهاي غير جنسي
6- خصوصيات كلاهك اسپوري
7- شكل ظاهري اسپورانژيوفور ياكونيديوفور
8- ظاهر ميكروسكوپي اسپوهاي غير جنسي
9- وجود ساختارهاي ويژه مانند استولن، ريزوئيد، سلولهاي پايه ،اسكلروتيا وغيره
مهمترين كپك هاي نان عبارتند از : رايزوپوس استولونيفر (رايزوپوس ها: كلني سريع رشد باميسليوم هاي هوايي وشبيه پنبه ودرابتدا سفيد رنگ وسپس به رنگ خاكستري درمي آيد مشخصات ميكروسكوپي آن هايفهاي بدون ديواره اسپونژيوفورهاي ساده يا منشعب ودرانتها به اسپونژيوفور بزرگ وگردي ختم مي شود داراي استولون (رشته هاي فرعي كه اسپونژيوفورهاي غير منشعب رابه هم وصل مي كند) وريزوئيد (هايفهاي ريشه مانند درانتهاي اسپونژيوفور) )
عوامل تشديد كننده فساد كپكي :
1- آلودگي شديد پس از پخت (آلوده بودن شديد هوا ، طولاني بودن زمان سرد كردن ، سيركولاسيون زياد هوا وآلودگي ماشين برش)
2 - رسيدن هواي بيشتر به نان درمرحله برش
3 - بسته بندي نان به صورت گرم
parand
10-08-2009, 06:54 AM
در طبقهبندی جانوران که در آغاز قرن نوزدهم انجام گرفت، تمام جانورانی که دارای بدنی دراز و فاقد ضمائم واضح بودند به کرمها موسوم شدند. کرمها به یونانی Helmenthes و به لاتین Vermes نام دارند. این جانوران به علت داشتن یک انتهای قدامی یا سر که دارای اندامهای حسی است و به قصد برخورد و روبروشدن با محیط بطرف جلو حرکت میکند و یک انتهای خلفی یا دم ، با اسفنجها ، مرجانها و شانهداران اختلاف و تمایز دارند.
این جانوران میتوانند روی سطح شکمی که رو به پایین و در برابر زمین واقع است گردش کنند و یا بیحرکت بمانند. کرمها تقارن دو جانبی دارند. عدهای از آنها زندگی آزاد داشته و محل زندگیشان متفاوت است و عدهای دیگر زندگی انگلی دارند و در بدن گیاهان ، جانوران و حتی انسان به سر میبرند و اغلب مولد امراض خطرناکی برای آنها هستند.
کرمهای پهن
پستترین کرمها ، کرمهای پهن یا پلات هلمنتها میباشند که بدنهای نازک و نرم دارند. عده کمی از آنها آزادند و بیشتر آنها به حالت انگل هستند. این کرمها از 3 رده تورکیان ، بادکشداران ، و نواریان تشکیل شدهاند.
رده تورکیان
رده تورکیان یا کرمهای پهن آزادانه اکثرا در آب شیرین یا شور و یا جاهای مرطوب به سر میبرند. پلانارینها جز این رده هستند، که در آبهای سرد و دایمی به کندهها و تیرهای معلق در آب آویزانند و از نور فراری هستند. این کرمها هرمافرودیت هستند، یعنی هر دو دستگاه نر و ماده را دارا هستند. بدنشان فاقد کوتیکول است.
رده بادکشداران
رده بادکشداران یا کپلکها که انگلهای داخلی یا خارجی هستند، بدنشان از کوتیکول پوشیده شده است. فاقد قطعه یا بند هستند. این جانوران دارای بادکشها و قلابهایی برای چسبیدن به بدن میزبان هستند. دارای مرحله لاروی و بلوغ هستند و مرحله لاروی را معمولا در بدن یک نرمتن شکمپا به سر میبرند. تعداد تخمهایی که تولید میکنند، فوق العاده زیاد است. فاسیولاهپاتیکا کرم معمولی کبد گوسفند) است که در مرحله بلوغ در مجاری صفراوی به سر میبرد.
رده نواریان
رده نواریان یا کرمهای نواری انگلهای داخلی میباشند که در روده مهرهداران به سر میبرند. این جانوران ، بدنی پهن و نواری شکل دارند و بدن آنها از قطعات زیاد یا بندهای کوتاه زیاد تشکیل یافته است. از کوتیکول پوشیده شدهاند. اینها دهان و لوله گوارش ندارند و مواد غذایی) از دیواره بدنشان جذب میگردد. قسمت جلوی بدن یا سر آنها اسکولکس نام دارد. کرمهای کدو نام دیگر نواریان میباشد.
کرمهای لولهای شکل
بدن آنها بدون تقسیم است. دارای بدنی باریک و استوانهای ، همراه با کوتیکول مقاوم و یک لوله هاضمه کامل و دایمی میباشند. این جانوران در میان جانوران پریاخته از حیث تعداد بعد از حشرات شاید مقام دوم را داشته باشند. جنسهای نر و ماده آنها معمولا از هم جدا میباشند و جنس نر کوچک تر از ماده است. نمونه بارز کرمهای لولهای ، کرم آسکاریس میباشد.
کرم آسکاریس
کرم آسکاریس یا کرم روده انسان و خوک دارای بدن لولهای و باریک است و در هر دو انتها نازک میشود. پوشش بدن از کوتیکول صاف و سخت و مدوری است که دارای خطوط کوچک میباشد. چهار خط طولی سفیدرنگ در طول بدن امتداد مییابد. دهانش دارای سه لب است. این کرم انگلی است که در روده میزبانش زندگی میکند. کرمهای نر و ماده نیز در داخل روده میزبان جفتگیری میکنند.
کرم حلقوی
بدن آنها مرکب از بسیاری قطعات حلقهای شکل ، همانند و یا قطعه میباشد. داشتن قطعات مشابه ، معمولا هم در شکل خارجی و هم در ساختمان داخلی از قبیل عضلات ، اعصاب و اندامهای گردش خون ، وازنش و تولید مثل نمایان است. کرمهای حلقوی شامل رده کم تاران ، رده پرتاران و رده زالوها میباشد.
رده کم تاران
کرم خاکی مثالی از این رده است. بدن این کرم استوانهای دراز و بطور واضح در دو انتها نازک و باریک است. سر مشخص و متمایزی در حیوان وجود ندارد. بدن یک کرم بالغ به 80 تا 100 قطعه حلقهای شکل تقسیم شده است. دهان کرم در حلقه اول است. روی حلقههای 31 تا 37 برآمدگی غدهای واضحی به نام کمربند تناسلی دیده میشود. در هر حلقه به جز اولی و آخری چهار جفت تار مو مانند کوچک (ابریشم) وجود دارد. تارها در موقعی که کرم در سوراخش قرار دارد و یا روی زمین حرکت میکند، مانند گیره یا میخ عمل مینماید.
رده پرتاران
رده پرتاران ، حلقویانی هستند که در طول سواحل فراوان هستند. دارای سر متمایز بوده و در هر حلقه یک جفت پانمای جانبی وجود دارد. جنسهای نر و ماده معمولا از هم مجزا هستند. نرئیس یا کرم صدفی نمونه این رده است. این کرم هنگام روز زیر سنگها یا در یک سوراخ موقتی در حالی که فقط سرش بیرون است، مخفی میشود. شب از پناهگاه بیرون آمده روی شن میخزد و به اطراف شنا میکند. در ناحیه سر 4 جفت شاخک پیش دهانی در پشت دارد. اینها اندامهای حسی جانورند. در یک طرف هر حلقه بدنی یک پانمای پهن وجود دارد. دارای دستگاه گردش خون هستند. پلاسمای خون قرمز و حاوی هموگلوبین محلول و گلبولهای بیرنگ است.
رده زالوها
زالوها کرمهای آبزی و یا گاهی خاکزی دارای عادات شکاری یا انگلی هستند و در آنها بادکشهای بزرگ انتهایی به منظور حرکت و چسبیدن وجود دارد. بدن زالو در حال بیحرکتی دراز یا تخم مرغی شکل است و اساسا از 34 حلقه که بوسیله عقدههای عصبی مشخص است، تشکیل میشود. بدن از کوتیکول پوشیده شده است. دستگاه عضلانی زالو کامل و پر کار و قوی است. زالو هرمافرودیت است.
زالوها جانوران لاشهخوار ، شکاری یا انگلی بوده و گروهی دارای عادت خونخواری هستند. این نوع زالوی خونخوار توسط بادکش به میزبان چسبیده ، پوست آن را سوراخ و یک آنزیم ضد انعقاد به نام هیدرودین آزاد میکند و از (ون میزبان استفاده میکند. در یک وهله غذایی یک زالو میتواند چندین برابر وزن خود خون بخورد. قسمت بیشتر آب خون دفع میشود ولی قسمت غلیظ و متراکم چنین غذای کاملی به صورت مایع غلیظی باقی میماند و به آهستگی ظرف چندین ماه گوارش مییابد.
parand
10-08-2009, 06:54 AM
اهمیت بند پایان و بیماریهای منتقله توسط آنها بر اهل فن پوشیده نیست. با وجود اجرای برنامههای کنترلی گسترده در نقاط مختلف جهان بر اساس آخرین آمار سازمان بهداشت جهانی (WHO) میزان مرگ و میر ناشی از مالاریا در جهان 2.7 - 1.5 میلیون نفر برآورد شده است. هر ساله بیماریهای منتقله توسط کنهها خسارات فراوانی به صنعت دامپروری جهان وارد میسازند. مگس تسه تسه باعث شده است تا بسیاری از روستائیان ساکن برخی کشورهای آفریقایی به مناطق دیگر مهاجرت کنند. برخی بند پایان عادت دارند وارد بافتهای سایر موجودات شوند. و خسارات زیادی به صنعت چرم و پوست وارد کنند. کشور ما زیستگاه بسیاری از بند پایان بیماریزا میباشد.
رده بندی بند پایان
رده سخت پوستان (Crustacea)
این رده شامل خرچنگ آب شیرین و دریایی ، میگو و خر خاکی است. بیشتر این گونهها آبزی هستند. این رده دارای دو زیر رده است که برخی از آنها به عنوان میزبانان واسط برخی انگلهای مهم هستند.
رده میریاپودا (Myriapoda)
گونههای مختلف صد پایان و هزار پایان در این رده جای دارند. بسیاری از این گونهها آفات مهم غلات هستند و بعضی از آنها آفات مزارع را از بین میبرند و برخی از صد پایان سمی هستند.
رده حشرات
این رده گروه بزرگی از بیمهرهگان را شامل میشود، و بعضی از گونههای آن به عنوان ناقل بیماریزا عمل میکنند.
رده آراکیندا
در این رده عقربها ، عنکبوتیان ، کنهها ، جربها و سایر بند پایان وابسته قرار دارند. این رده با سایر بندپایان تفاوت قابل توجهی دارند و در انتقال برخی از بیماریها دخالت دارند.
رده پنتاستومیدا
کرمهای زبانی در این رده جای میگیرند. در مورد طبقه بندی برخی از گونههای این رده در شاخه بندپایان اختلاف نظر وجود دارد.
سوسریها (Cockroaches)
سوسریها در بسیاری از کشورهای جهان یافت میشوند و به زیر رده بالداران از رده حشرات تعلق دارند. سوسریها ترجیحا در جاهای گرم زندگی میکنند. این حشرات از مواد نشاستهای و قندی تغذیه میکنند. سوسریها ممکن است آفت دائم محلهای نگهداری حیوانات باشند. این حشرات انگل بشمار نمیروند ولی به سبب ویژگیهای خود قادر به انتقال بیماریها میباشند. این حشرات قادر به انتقال قارچها و تک یاختههای مختلف هستند. از آنجایی که سوسریها به سرعت تکثیر یاخته و آلودگیهای جدید ایجاد میکنند. لذا کنترل آنها مشکل است. موثرترین روش کنترل استفاده از حشره کشها است.
شپشها (Lices)
این بند پایان به زیر رده بالداران از رده حشرات تعلق دارند. شپشها میزبانهای متعددی دارند از جمله پرندگان و پستانداران از جمله انسان. عمده اثرات شپشها روی میزبانان آلوده ، تحریکی است که این حشرات ایجاد میکنند. شپشها بر روی پوست باعث ایجاد زخم و عفونت میشوند. و بیماری را از یک فرد به فرد دیگران منتقل میکنند. تعداد حشره کشهای موجود در حال افزایش است. عمده این مواد مصنوعی هستند. در مورد شپشهای انسان هگزاکلرو سیکلوهگزان (یک درصد) ممکن است به صورت موضعی استفاده شوند. مقاومت شپشهای انسان به حشره کشهای هیدروکربنی کلردار از نقاط مختلف جهان گزارش شده است.
ساسها
این بند پایان به زیر رده بالداران از رده حشرات تعلق دارند. تنها تعداد اندکی از گونههای موجود در این راسته به دلیل خونخواری از انسان در پزشکی اهمیت دارند. بعضی از گونهها میزبان تریپانوزوم کروزی هستند. در آمریکای جنوبی این تک یاختهها عامل ایجاد بیماری تریپانوزومیازیس میباشد. سازمان جهانی بهداشت استفاده از امولسیون یا محلول 5 درصد د.د.ت و استفاده از اسید هیدروکلریک را برای مقابله با این حشرات توصیه میکند.
کنهها
کنهها به رده عنکبوتیان تعلق دارند. بعضی از کنههایی که خون میمکند، چرخه کامل زندگی خود را روی بدن یک میزبان میگذرانند و فقط در هنگام پوست اندازی موقتا ارتباط خود را با میزبان قطع میکنند. کنههای مختلف ناقل عوامل بیماریزای هستند که پستانداران و بویژه انسان را آلوده میکنند. مثلا این بند پایان ناقل منحصر به فرد انگلهای ریکتسیایی ویروس مانند هستند که بروز نوعی بیماری خاص به نام تب خالدار کوههای راکی را در افراد باعث میشوند.
عنکبوت های سمی
عنکبوت باغی diadematus Araneus و عنکوبت باغی جنس Tegenaria از عنکبوتهایی هستند که انسان را میگزند، اما گزش آنها پیامدی ندارد. عنکبوتهای ماده از جنس Latrodectus به نام بیوه شهرت دارند. و به نسبت وزن خود از سمیترین جانوران هستند. احتمال مرگ در اثر نیش یک عنکبوت بیوه در حدود احتمال مرگ در اثر برق گرفتگی توسط رعد و برق است. وقتی که گزش اتفاق میافتد تاثیر آن چه در جانور و چه در انسان جدی است و در عرض چند دقیقه درد در اطراف زخم پیشرفت میکند و تا 30 دقیقه به حداکثر خود میرسد. از دیگر عنکبوتهای سمی میتوان به گونههای Phoneutria و Loxosceles اشاره کرد.
پشه
پشه به رده حشرات تعلق دارد. پلاسمودیوم انگلی است که پشه ناقل آن ، میزبان محسوب میشود. پلاسمودیوم میتواند به طریق جنسی فقط در روده پشه آنوفل تولید مثل نماید. پلاسمودیوم از راه بزاق پشه به بدن انسان منتقل میشود. بزاق پشه نقش ماده ضد انعقاد را برای جاری شدن خون به عهده دارد. از بیماریهایی که که به این ترتیب منتقل میشود میتوان به بیماری مالاریا اشاره کرد.
parand
10-08-2009, 06:54 AM
دامنه وسیع علم انگل شناسی از ماکرواکولوژیکی تا میکرواکولوژیکی و بیوشیمیایی و بهداشت عمومی ، جغرافیا ، علوم اجتماعی و اقتصادی و علوم مرتبط با آنها را شامل میشود. در سالهای اخیر سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده است که شش بیماری مهم انسانی در جهان منتشر است. پنج بیماری از این شش بیماری انگلی است که عبارتند از: شیستوزومیازیس ، مالاریا ، فیلاریازیس ، تریپانوز و میازیس آفریقایی و لیشمانیازیس. بیماری ششم نیز جذام است که عامل باکتریایی دارد.
در نتیجه انگل شناسی پزشکی در بین شاخههای علوم پزشکی و دانشمندان علوم پزشکی اهمیت زیادی پیدا کرده است.انگل شناسی از نظر رشد و توسعه علوم بویژه کاربردهای طبی ، دامپزشکی ، کشاورزی و صنایع غذایی اهمیت زیادی دارد. بنابراین روشن است که آشنایی با زندگی انگلی و انگلها ، نه تنها از نقطه نظر رشد و توسعه علوم ، بلکه از نظر کاربردهای عملی آن نیز بسیار مهم است.
جنبههای زندگی انگلی
چهره واقعی زندگی انگلی غالبا قابل لمس و درک نیست، زیرا روابط بین انگلها و میزبان آنها بسیار پیچیده است. انگل شناسی در واقع یکی از چهار جنبه مختلف از سیمبیوزیس است.
سیمبیوزیس
هر حیوان ، گیاه و یا موجود زنده اولیهای آغازیان یا(پروتیستا) که بخشی یا تمام زندگی خود را به همراه موجود دیگر از جنس دیگری میگذارند، را یک سیمبیونت یا سیمبیوت مینامند. چهار شکل از سیمبیوتیک شناخته شده است. اگر چه خط تفکیک بین آنها کاملا دقیق نیست. بویژه انواع اشکال سیمبیوزیس که شناخته شدهاند، فورزیس ، کامنسالیسم ، پارازیتیسم و موچوآلیسم میباشد.
فورزیس: هیچ نوع وابستگی از نظر متابولیکی و یا غیر از آن بین آنها وجود ندارد. نمونه این نوع زندگی انتقال باکتریها توسط اتصال به پای حشرات است. اگر چه پرواز حشره از جایی به جای دیگر به انتقال باکتری منجر میشود، ولی هیچ اجباری در این ارتباط از دو طرف نیست و اصولا یک نوع رابطه اتفاقی است.
کامنسالیسم: یک مثال در این مورد در شرایط محیطی دریایی ، رابطه بین آمفی پریون پرکولا یا کنتروکاپروس آکوله آتوس با شقایق دریایی. ماهی در بین خارهای شقایق دریایی زندگی میکند، در حالی که هیچ نوع آزاری از سوی میزبان نمیبیند. با توجه به اینکه ترشحات ماهی باعث حفاظت در مقابل نماتوسیتهای میزبان میشود. این لایه حفاظتی که ماهی ایجاد میکند، فقط پس از ورود و خو گرفتن اولیه ماهی است. پس از ورود ماهی به درون خارهای شقایق دریایی ، این عمل حفاظتی نیز انجام شده، ماهی از آسیب ماهی خوارها به خاطر وجود نماتوسیتهای میزبان محفوظ میماند. علاوه بر محافظت ، ماهی از غذای میزبان نیز برخوردار میشود.
پارازیتیسم: پارازیتیسم عبارتست از نوعی زندگی اجباری دو موجود با هم که انگل کوچکتر است و از جنبه متابولیکی با میزبان رابطه دارد. این ارتباط ممکن است دائمی باشد. مثلا کرمهای پهن نواری که در روده پستانداران دیده میشوند. یا ممکن است موقتی باشد. مانند پشهها ، ککها یا کنههای خونخوار. گفته میشود که پارازیتیسم یک رابطه اجباری است، زیرا انگل بطور معمول نمیتواند بدون ارتباط و تماس با میزبان خود باقی بماند.
انگلهای خونخوار مانند کنهها ، ککها و پشهها از نمونههای اولیه خونخواری مستقیم از میزبان هستند. چون ارتباط بین انگل و میزبانش عموما شامل تماس میزبان با مواد آنتی ژنی انگل است، خواه ناخواه این مولکولها با بدنه انگل (آنتی ژنهای سوماتیک) یا ترشحات و یا مواد دفعی انگل (آنتی ژنهای متابولیک) مقایسه میشوند. آنتی بادیها معمولا توسط میزبان در واکنش به انگل تولید میشوند. بنابراین بر عکس فورزیس و کامنسالیسم زندگی انگلی علاوه بر وابستگی متابولیک در بخشی از انگل ، عموما شامل پاسخهای میزبان در برابر بخش دیگری از انگل میباشد.
موچوآلیسم: نمونه معروف این نوع زندگی گلسنگها هستند که ترکیبی از قارچها و آلگها هستند. در طی این ارتباط ، آلگها مقدار زیادی ترکیبات آلی تولید میکنند که این مواد توسط قارچها مصرف میشوند. در حالی که قارچها نیز آب و مواد معدنی مورد نیاز آلگها را تولید میکنند. آنها را از خشک شدن و خطر نور شدید محافظت میکنند. نمونه دیگر موچوآلیسم رابطه برخی از تاژکداران موجود در روده موریانههای چوبخوار است.
رابطه انگلها با میزبان
انگلها به اشکال مختلفی با میزبان خود رابطه برقرار میکنند که میتوان انگل اجباری یا اختیاری ، موقتی یا دائمی ، خارجی یا داخلی ، اتفاقی یا سرگردان ، بیماریزا یا غیر بیماریزا و زئونوزرا را نام برد.
به علاوه میزبانها نیز اشکال مختلفی دارند. از جمله میزبان واسط یا نهایی ، ناقل مکانیکی یا ناقل ترانسفر ، مخزن و بالاخره هایپرپارازیتیسم را ذکر کرد و برخی از سیمبیونتها نیز رابطه استفاده متقابل تحت عنوان نظافتچی و نیازمند حفاظت با یکدیگر برقرار میکنند. بطور مثال در محیطهای دریایی ، برخی از انواع ماهیها و سخت پوستان وظیفه پاک کردن بدن گونههای بزرگتر را به عهده میگیرند. این عقیده وجود دارد که منفعت حاصل از این کار دو طرفه است و انواع مختلف دارای این زندگی هستند. از جمله تمساح با مرغ مصری ، گاوهای اهلی با مرغ ماهیخوار و کرگرن با پرندگان کنه خوار.
عفونت و بیماری انگلی
انتقال انگلهای مستلزم وجود سه عامل است: یک منبع عفونت ، یک راه انتقال و وجود یک میزبان حساس. برایند ترکیب عوامل فوق ، تعیین کننده شیوع انگل در یک زمان و مکان معین است.راههایی که انگل بوسیله آنها از منبع اولیه به میزبانان حساس میرسد متفاوت است. شانس بروز عفونت در شرایط محیطی مناسب که در آن انگل بتواند خارج از مواد دفعی زندگی کند و نیز در شرایط فقدان بهداشت فردی و اجتماعی افزایش مییابد. انسان مبتلابه عفونت انگلی میتواند به اشکال زیر عمل نماید.
تنها به عنوان میزبان انگل
همراه با دیگر حیوانات به عنوان میزبان اصلی
به عنوان میزبان تصادفی همراه با یک یا چند حیوان به عنوان میزبانهای اصلی.
علاوه بر لزوم سازگار بودن طبیعی انگل با میزبان خود ، سهولت انتقال انگل بستگی به عادات و تجمع گروهی و نیز مقاومت میزبان دارد.
تشخیص
تظاهرات بالینی در اغلب بیماریهای انگلی آن قدر عمومی است که در بسیاری موارد بنای تشخیص بر پایه نشانه شناسی کافی نیست. اگر چه یک پزشک باتجربه ممکن است علائم و نشانه های ویژه برخی بیماری انگلی را شناسایی کند ولی در موارد غیر معمول ممکن است نشانهها آنچنان گیج کننده باشند که هیچ تابلوی بالینی واضحی را نشان ندهند. همچنین بسیاری از عفونتها بویژه عفونتهای کرمی نشانه های کم و غیر مشخصی داشته و اغلب از نظر بالینی غیر قابل افتراق هستند. تشخیص نهایی و شیوه درمانی درست نیاز به شناسایی انگل در آزمایشگاه دارد.
درمان
درمان موفقیت آمیز بیمار شامل اقدامات پزشکی و روشهای جراحی ، توجه به وضعیت غذایی و دارو درمانی اختصاصی است. پزشک باید توانایی بیمار در همکاری آگاهانه ، بهسازی محیط ، همه گیر شناسی بیماری و انتخاب روشهای جلوگیری از گسترش عفونت را نیز مد نظر داشته باشد. در طی 10 تا 15 سال اخیر پیشرفتهای قابل توجهی دردرمان بیماریهای انگلی صورت گرفته است. هم اکنون داروهای موثر و نسبتا غیر سمی متعددی برای درمان اغلب بیماریهای انگلی در دسترس است.
parand
10-08-2009, 06:55 AM
الفانتیازیس (فيلآسايی) یا فیلاریازیس لنفاوی یک بیماری منتقله توسط پشه است که در اثر انواعی از نماتودها از جمله بروگیا مالایی(Brugia malayi) ایجاد میشود. بر اساس آمار سازمان جهانی بهداشت بیش از ۱۰۰ میلیون نفر به این بیماری مبتلا هستند که بیشتر آنها در کشورهای در حال توسعه زندگی میکنند و حدود ۱/۲ میلیارد نفر در ۸۰ کشور جهان در معرض خطر بیماری هستند (نقشه زیر). انگل در غدد لنفاوی بدن فرد آلوده ساکن شده و موجب تورم و بدشکلی و رشد ناجور اندامها و دستگاه تناسلی میشود. اگرچه درمانهای موجود موثر هستند اما به دورههای درمانی طولانی نیاز است و پذیرش داروها توسط بیمار کم است که این موجب کاهش اثربخشی آنها میشود. این داروها سمی بوده و عوارض جانبی زیادی دارند و به علاوه مواردی از مقاومت دارویی گزارش شده است. همه اینها دلایلی برای نیاز به درمانهای جدید است. اکنون گروهی از دانشمندان بریتانیایی و کانادایی ژنوم انگل بروگیا مالایی را تعیین توالی یا سكانس كردهاند. این تحقیق در شماره اخیر (۲۱ سپتامبر) مجله ساینس Science منتشر شده است. آنها همچنین ژنوم بروگیا مالایی را با دو ارگانیسم دیگر مقایسه کردهاند تا ژنهای مربوط به پارازیتیسم را شناسایی کنند. این محققان ۱۱۵۰۰ ژن کدکننده پروتئین را در بروگیا مالایی شناسایی کردهاند. برخی از این پروتئینها شبیه به پروتئینهای معروف تعدیل کننده سیستم ایمنی هستند که احتمالاً در غیر فعال کردن سیستم ایمنی میزبان دخالت دارند و باعث میشوند که انگل توسط میزبان شناسایی نشود. یکی از این محققان میگوید: «این کرم میتواند برای سالها در میزبان ساکن شود و لزوماً موجب بیماری نمیشود؛ در حقیقت هرچه بیماری در فرد کمتر باشد، تعداد بیشتری کرم در جریان خون وی وجود خواهد داشت. اکنون ما آن ژنهایی را که در انسانها وجود ندارد، میشناسیم و میتوانیم از آنها به عنوان هدف برای کنترل بیماری استفاده کنیم.» او میافزاید: «اطلاع از این مهارکنندههای سیستم ایمنی که قبل از این ناشناخته بودند، در پیوند اعضاء و کمک به درمان بیماریهای خودایمنی نیز قابل استفاده هستند.»
parand
10-08-2009, 06:55 AM
در سال هاي گذشته بيماري سالك با روش شيميايي درمان مي شد كه با عوارض جانبي همراه بود. در اين خصوص بعضي از مادر بزرگ ها و پدر بزرگ هاي ما نشانه اي از بيماري سالك را از دوران جواني به يادگار دارند كه اين اثر باقيمانده بيماري سالك مي باشد. بيماري سالك از طريق پشه به انسان منتقل مي شود و اغلب در روستاها ديده مي شود.
با اين توضيح مختصر در خدمت اين پژوهشگر تركمن هستيم و از او مي خواهيم ضمن معرفي خود درباره روش جديد درمان سالك بيشتر توضيح بدهد؟
من اوغل نياز جرجاني، ساكن روستاي چن سولي، آق قلا و متولد 1359 هستم.
من بعد از گرفتن ديپلم در رشته علوم آزمايشگاهي دوره هاي كارداني و كارشناسي را در ساري گذراندم و سپس براي دوره كارشناسي ارشد وارد دانشگاه تربيت مدرس تهران شدم و در رشته انگل شناسي ادامه تحصيل دادم. در رشته دكتراي انگل شناسي در همان دانشگاه قبول شدم . من در روستاي خودم شاهد اثرات بيماري سالك بر چهره برخي از افراد روستايي بودم كه اين اثر خصوصا در چهره يك زن و يا دختر روستايي بسيار نازيبا بود. موقعيتي در دانشگاه برايم فراهم شد تا با كمك استادان خود در اين زمينه به پژوهش بپردازم. من با كمك استاد راهنمايم، خانم فاطمه غفاري، درباره درمان بيماري سالك مطالعه و كار كردم. در اين مورد شيوه هاي گذشته را مطالعه كردم كه درمان اين نوع بيماري اغلب با داروهاي شيميايي انجام مي شد كه همواره با عوارض جانبي همراه بود يا روش سرما درماني و كورتاژ و با استفاده از الكتريسته انجام مي شد كه جاي زخم به طور بدشكل در بدن بيمار باقي مي ماند و گاهي بيماري عود مي كرد و خطر آفرين مي شد.
شما براي درمان، چه روشي را يافته ايد؟
روشي كه من به آن دست يافتم اولا خطر عود ندارد و ثانيا اثري از زخم روي بدن باقي نمي ماند و بيمار با چهار جلسه مداوا در مدت يكماه بهبود مي يابد. اين روش را در اصطلاح علمي ” فتوديناميك تراپي” (PDT) مي گويند.
لطفا بيشتر توضيح بدهيد. كارتان را چطور شروع كرديد؟
ما به منظور انجام اين طرح 5 نفر را كه مجموعا 7 زخم از نوع روستايي داشتند و از ايجاد زخمشان بيشتر از 3 ماه نگذشته بود و قبلا هم هيچ روش درماني براي بهبود زخمشان استفاده نكرده بودند. انتخاب كرديم. زخم هاي بيمار هفته اي يك بار به مدت 4 هفته به وسيله نور مريي قرمز رنگ در محدوده طول موج 570 – 660 نانومتر (nm) با انرژي 100 ژول بر سانتي متر و به مدت 20 تا 21 دقيقه هر زخم تابانده شد و قبل از آن كرم 5 گرمي (ALA) – آمينو لووليتيك اسيد استفاده شد و بالاخره همه بيماران مداوا شدند.
آيا مقاله خودتان را به مجامع علمي بين اللمي فرستاديد؟
بله اين روش درمان و نتايج آن به مجله WHO يك نشريه علمي در شرق مديترانه در مصر است فرستاده شد. در واقع WHO يك مركز علمي بين اللمي است كه شعبه اي از آن در مصر فعاليت مي كند. آنان مقاله مرا تاييد و چاپ كردند.همچنين اين مقاله به نهمين كنگره بين اللمي انگل شناسي كه در سال 2004 در اسپانيا برگزار شد ارسال و در نشريه آنان چاپ شد.
آيا در روش درمان كه اولين بار در ايران صورت مي گيرد در مجامع علمي ايران و جهان به ثبت رسيده است؟
خير، من تا به حال به علت كار زياد و تحقيقات فرصت ثبت كردن نداشتم و حالا كه در رشته دكترا قبول شده ام، براي ثبت آن تلاش خواهم كرد.
آيا به فكر ايجاد كلينيك و به طور كلي تجاري شدن اين روش اقدام كرده ايد؟
خير، كاري كه من انجام دادم صرفا يك كار تحقيقاتي بود و هنوز جنبه تجاري به خود نگرفته. با اين روش مي توان زخم هاي گذشته را هم از بين برد و من دلم مي خواهد روزي اين روش وارد بازار شود و بيماران با اين روش درمان شوند و بدون شك براي عملي شدن اين كار سرمايه گذاري لازم است و من يك دختر روستايي هستم و پدرم معلم بازنشسته است و براي اين كار سرمايه ندارد. من آرزو مي كنم كه روزي در كلينيك خود بنشينم و اين نوع بيماران را معالجه كنم.
آيا تا به حال افرادي براي معالجه به شما مراجعه كرده اند؟
تعدادي از بيماران از نتيجه كارم مطلع شده و به دانشگاه مراجعه كرده بودند كه متاسفانه من كلينك و بيمارستان براي استقرار خود نداشتم و در نتيجه قبول نكردم.
به عنوان آخرين سئوال، چه برنامه اي براي آينده خود داريد؟
مي خواهم در دوره دكترا با كمك استادان، تحقيقاتم را ادامه بدهم تا بلكه براي كشورم افتخاري كسب نمايم و بتوانم ريشه بيماري سالك را از بين ببرم و كسي اثري از اين بيماري در بدن خود نداشته باشد. من به كارم اطمينان دارم و با توكل بر خدا قطعا موفق خواهد شد.
parand
10-08-2009, 06:56 AM
بیماری مالاریا که توسط یک انگل تکسلولی به نام پلاسمودیوم ایجاد میشود، به عنوان یکی از مشکلات عمده بهداشتی جهان و مانع مهم توسعه اقتصادی و اجتماعی مطرح است به گونهای که تقریباً نیمی از جمعیت جهان در بیش از یک صد کشور، در معرض خطر بیماری قرار دارند. مالاریا، به طور معمول به عنوان بیماری مناطق گرمسیر شناخته میشود که انگل عامل آن، توسط پشه آنوفل انتقال داده میشود و در واقع هنگامی که این پشه افراد را به قصد مکیدن خون نیش میزند، میتواند سلولهای بیماریزا را که در خون وجود دارد مکیده، در نوبت بعدی که فرد دیگری را نیش میزند، به وی انتقال دهد. این پشه به طور عمده در آب و هوای گرم و به ویژه در اطراف آبهای راکد و آلوده رشد و تکثیر پیدا میکند. این بیماری نه تنها در نواحی گرمسیری آفریقا، یکی از عوامل مهم مرگومیر کودکان است، بلکه با ایجاد کمخونی در کودکان و زنان باردار، آسیبپذیری آنها در برابر بیماریهای دیگر را هم افزایش میدهد. عوارض این بیماری که باعث اتلاف نیروی کار میشود و در وضع اقتصادی، اجتماعی و کشاورزی کشورها اثر میگذارد به همراه شیوع و مرگومیر بالای آن، اهمیت بهداشتی قابل توجهی به آن داده است.
کشور ما هم یکی از مناطق مالاریاخیز جهان به شمار میرود و با در نظر گرفتن شاخصهای مختلف، میتوان سه منطقه را در ارتباط با مالاریا در کشور معرفی کرد. منطقه اول که خوشبختانه بیشترین جمعیت یعنی حدود 70 درصد جمعیت کشور را در بر میگیرد و مالاریا در آن تحت کنترل است، شمال رشته کوههای زاگرس را شامل میشود. در مناطق غربی و جنوب غربی کشور که چیزی نزدیک 25 درصد جمعیت را در خود جای داده است، مالاریا وجود دارد ولی به طور محدود و در حال مهار شدن است. اما در منطقه جنوب شرقی کشور با جمعیتی حدود 5 درصد کل کشور که شامل استانهای سیستان و بلوچستان، هرمزگان و قسمت گرمسیری استان کرمان است، مالاریا هنوز به عنوان یک مشکل بهداشتی عمده خودنمایی میکند. پیدایش انواع پشههای مقاوم به حشرهکشها و انگلهای مقاوم به داروها و نیز تردد وسیع مهاجران خارجی کشورهای همسایه شرقی، از جمله موانع مهم کنترل موفقیتآمیز این بیماری بودهاند. البته این را هم باید از اذعان داشت که بروز سالانه بیماری در کشور، رو به کاهش است ولی هر ساله چندین هزار نفر افراد آلوده از کشورهای افغانستان، پاکستان و حتی بنگلادش با ورود به کشور ما، مناطق پاکشده از بیماری را نیز آلوده میسازند. در داخل کشور نیز به طور برجسته میتوان از شهرستانهای چابهار و ایرانشهر به عنوان دو کانون اصلی شیوع این بیماری که به ویژه از انواع ویراکس و فالسیپاروم میباشد، اشاره کرد.
مهمترین علامت بالینی این بیماری، تبهای شدید متناوب است که با علایمی نظیر لرز، تعریق شدید، سرفه، اسهال، تهوع و استفراغ و گاهی سردرد، ناراحتی تنفسی یا دردهای مفصلی همراه میشود. زمان متناوب تب نیز به گونه انگلی بیماریزا بستگی دارد و معمولاً 2 یا 3 روز یک بار و به صورت شدید رخ میدهد. از علایم هشداردهنده این بیماری هم میتوان به تیره شدن رنگ ادرار، تشنج و زردی اشاره داشت. این بیماری اگر به طور قطعی توسط پزشک و با روشهای بالینی و نیز آزمایشگاهی تشخیص داده شود باید به طور کامل درمان شود که بسته به گونه بیماریزا و نیز شرایط بیمار از قبیل سن یا مثلاً بارداری در زنان، درمانها متفاوت خواهد بود.
همچنین بررسی موارد تماس و گرفتن شرح حال از افراد بیمار برای جستجوی موارد جدید و تشخیص زودرس و درمان سریع آنها، بسیار مهم و کمککننده است. در صورتی که بیمار جزء گروه پرخطر ابتلای بیماری است یا اطرافیان وی هم سابقه مسافرت به مناطق شیوع وسیع این بیماری را دارند، پزشک باید منتظر شروع علایم وسیع بیماری نماند و اقدامات تشخیصی و درمانی خود را آغاز کند.
از سوی دیگر در صورت مشاهده افزایش موارد مشاهده بیماری در یک منطقه که شیوع کمی داشته است، بررسی محیط و مطالعات حشرهشناسی برای شناسایی ناقلین ضروری است. پس از آن هم بهسازی محیط جهت از بین رفتن یا کاهش محل زندگی و تکثیر پشههای آنوفل با خشکاندن آبهای غیر مفید و راکد و کنترل آبها از لحاظ رشد و تکثیر حشرات به وسیله مواد شیمیایی و سموم از دیگر اقداماتی است که در هر منطقه میتوان انجام داد.
اما برخی توصیهها هم برای افراد عادی است که امکان دارد با این بیماری و پشههای آنوفل که ناقل آن هستند مواجهه پیدا کنند؛ محافظت از گزش توسط پشه با پوشیدن لباسهای آستین بلند و نیز استفاده از توری برای پوشاندن درها و پنجرهها و حتی نصب پشهبند در اطراف رختخواب، از جمله اقدامات سادهای است که میتواند کمک مؤثری در پیشگیری از این بیماری داشته باشد. همچنین افرادی که قصد سفر به مناطق پرخطر را دارند، بهتر است از پیشگیری دارویی استفاده کنند که در مناطق با خطر پایین یا همان مناطق شهری، کلروکین داروی مناسبی است و در مناطق با خطر بالا و نیز مناطقی که نسبت به این دارو مقاومت ایجاد شده است، باید از سایر داروها بهره گرفت و البته باید توجه داشت که این پیشگیری دارویی باید به طور کامل از یک هفته قبل از ورود به منطقه آلوده تا 4 هفته بعد از ترک محل و از آن مهمتر با تجویز و صلاحدید پزشک صورت پذیرد.
پیک نتدرستی
parand
10-08-2009, 06:56 AM
سالانه تعداد زیادی از انسان ها به علت تماس با حیوانات، بیمار می شوند یا جان خود را از دست می دهند. همچنین با رواج برخی از سبك های زندگی غربی كه به صورت ناقص و بدون آگاهی در جامعه ی ما مورد تقلید قرار می گیرد، شاهد افزایش حضور حیوانات در محیط زندگی به ویژه در شهرها هستیم كه ناخواسته پیامدهایی از جمله افزایش بیماری های مشترك بین انسان و حیوان را به دنبال داشته است.
تعداد این بیماری ها در هر كشوری متغیر و اهمیت آن نیز متفاوت است. برخی از بیماری ها مانند تب مالت به صورت بومی در كشور وجود دارد. برخی دیگر نیز به عنوان بیماری های بومی از گذشته های دور در كشورمان شناسایی شده اند.
برای بیماری های بومی یك سیستم مراقبتی وجود دارد، یعنی شبكه ای موجود است كه صرف نظر از زمان و مكان، هرگاه بیماری رخ می دهد، می تواند آن را كشف كند. این شبكه به صورت مستمر تمام اطلاعات مربوط به مرگ و میر یا معلولیت ناشی از این بیماری ها و عوامل اثرگذار را شناسایی می كند. برای مثال در مورد بیماری تب مالت باید مشخص شود كه سالانه چه تعداد، در كجا و به چه علت مبتلا به این بیماری می شوند و اگر تلفاتی به دنبال داشته، میزان آن چقدر است.
در این سیستم بررسی راه های انتقال، سن، جنس، شغل بیماران و آب و هوای منطقه در شناسایی بیماری و عوامل مؤثر بر آن بسیار اهمیت دارد. این عوامل همه ساله بررسی می شوند. كاهش بیماری و عوامل موثر بر آن نشان می دهد، برنامه هایی كه برای مقابله با بیماری اجرا شده، موفقیت آمیز بوده است و باید ادامه یابد.
مالاریا
موارد ابتلا و مرگ و میر ناشی از بیماری مالاریا در ایران به دلایل عدم كفایت سیستم های بهداشتی- درمانی، مهاجرت جمعیتی و اسكان جمعیت در نقاط جدید بروز پیدا می كند. این مسئله در مورد جوامع روستایی به ویژه در شرایط فقدان اماكن مسكونی بهداشتی بیشتر به چشم می خورد.
مالاریا یك بیماری تب دار هزار چهره است كه توسط یك انگل تك سلولی به نام “پلاسمودیوم” ایجاد می شود. مالاریا، به معنای آب و هوای بد است و اساساً یك بیماری شایع در مناطق گرمسیر است. البته برای انگل پلاسمودیوم، آب و هوا چندان اهمیتی ندارد. ولی روش انتقال بیماری، به نحوی است كه هوای گرم و مرطوب شرایط مساعدتری برای رشد آن فراهم می كند. به جز موارد استثنائی، انتقال بیماری مالاریا از طریق گزش نوعی پشه، موسوم به پشه ی آنوفل صورت می گیرد.
این پشه ی وحشی در مناطق شهری به ندرت یافت می شود و برای بقا و تولید مثل، به تالاب ها و آب و هوای گرم و مرطوب نیاز دارد. اگرچه استان سیستان و بلوچستان هنوز هم بالاترین میزان شیوع و بروز مالاریا در كشور را به خود اختصاص داده، اما بررسی ها حاكی از كاهش چشمگیر تعداد مبتلایان و نیز تغییر الگوی ابتلا در جهت كاهش آلودگی است كه با توسعه ی زیر ساخت های اجتماعی و فرهنگی و نیز تشدید و استمرار كنترل بر ترددهای بی ضابطه ی مرزی، شاهد ارتقا بیش از پیش شاخص های بهداشتی-درمانی، از جمله تعداد مبتلایان به مالاریا هستیم.
بر اساس گزارش مركز مدیریت بیماری های وزارت بهداشت، 60 درصد موارد مالاریا در ایران مربوط به دو كشور پاكستان و افغانستان است و 75 درصد مالاریای وارد شده از پاكستان، به درمان مقاوم بوده و نیازمند رژیم درمانی خاص است كه هزینه ی درمان را چند برابر می كند.
هاری
هاری، بیماری حاد آنسفالیت(التهاب حاد مغز در اثر عفونت ویروسی) كشنده ویروسی است كه به دو شكل تحریكی و فعال (هاری خشمگین) و ساكت (هاری فلجی) ظاهر می شود. در ایران بیشترین موارد هاری ناشی از گاز گرفتن سگ های ولگرد به علت عدم قلاده گذاری است.
بیماری هاری مسری نیست، ولی به محض ایجاد كوچك ترین خراش یا زخم در پوست، قابل انتقال می شود. همچنین گربه ها و سگ هایی كه به ظاهر سالم هستند و علائم بالینی هاری ندارند، از طریق لیس زدن لب، چشم و بینی كودكان این بیماری را منتقل می كنند. از مهم ترین علائم این بیماری دست و پا زدن، توهم، انقباض عضلات تنفسی، ترشح بزاق، استفراغ، تشنج و فلج موضعی و اختلال در ریتم قلب و سیستم عصبی است. سالانه 200 میلیون تومان به منظور كنترل احتمالی اپیدمی بیماری هاری به مركز كنترل بیماری های قابل انتقال بین انسان و دام تعلق می گیرد كه عموماً صرف اطفا یا پیشگیری از بروز اپیدمی می شود. همچنین سالانه 2میلیارد تومان هزینه، صرف خرید سرم و واكسن هاری می شود كه میزان اثربخشی این دارو صد در صد است و در صورت استفاده ی نابجا منجر به مرگ افراد خواهد شد.
جنون گاوی
این بیماری خطرناك، در افرادی كه گوشت و فرآورده های گوشتی آلوده مصرف كنند، دیده می شود و عوارض مرگبار به همراه دارد. این بیماری مغز و طناب نخاعی گاو را تحت تأثیر قرار می دهد و قدرت بقای بسیار بالایی دارد، به طوری كه در برابر انجماد و حرارت بسیار مقاوم است. بافت های سیستم اعصاب مركزی، مغز، نخاع، تیموس و شبكیه، عمده بخش هایی هستند كه در اثر این بیماری قابلیت عفونت زایی دارند. بیماران مبتلا به جنون گاوی دچار مشكلات روانی بسیاری هستند كه شایع ترین آن افسردگی و اسكیزوفرنی است. مهم ترین علائم ابتلا به این بیماری بی ثباتی، اشكال در راه رفتن و حركات غیر ارادی است. بیماری جنون گاوی در كشور ما توسط وزارت بهداشت و سازمان دامپزشكی كشور كاملاً تحت كنترل است. اصلی ترین استراتژی برای پیشگیری از این گونه بیماری ها، هماهنگی بین بخش های ذی ربط و جلوگیری از عبور و مرور غیرقانونی دام در مرزهای غربی و شرقی است.
تب كریمه كنگو
تب كریمه كنگو یكی از تب های خون ریز ویروسی است. هر چند این بیماری در اصل مربوط به حیوانات است، ولی موارد تك گیر و همه گیری های انسانی این بیماری نیز گاهی حادث می شود. در ایران این بیماری با نشانه های تب، بثوراث پوستی، اكیموز(اختلالات خونریزی) و خون ریزی شناخته شده است. این بیماری در ایران به دنبال انتقال شكل بیمارستانی CCHF تظاهر پیدا كرد و سپس در نقاط دیگر كشور مثل استان های سیستان و بلوچستان، اصفهان و گلستان بیشترین موارد گزارش را به خود اختصاص داد. همچنین كاركنان بهداشتی بیشتر در معرض خطر ابتلای به این بیماری هستند، چون این بیماری می تواند از طریق فرو رفتن اجسام نوك تیز و آلوده طی اقدامات جراحی منتقل شود. بخش عمده ی این بیماری از طریق كشورهای افغانستان و پاكستان به ایران منتقل شده كه در حال حاضر با توجه به تمهیدات لازم، شیوع این بیماری در كشور ما به شدت كاهش یافته و این در حالی است كه هنوز در پاكستان اپیدمی بزرگ تب كریمه كنگو وجود دارد.
سالك
سالك عشایری بیماری انگلی خطرناكی است كه در عراق وجود دارد و از طریق آب آلوده باعث خون ریزی دستگاه ادراری شده و در صورت طولانی شدن، منجر به سرطان مثانه می شود. در مواقع بحرانی، با سم پاشی و پشه بندی آغشته به حشره كش می توان این بیماری را مهار كرد.
تب مالت
تب مالت بیماری مزمن و معلولیت زایی است كه از طریق لبنیات غیر پاستوریزه منتقل می شود و در دام با كاهش شیر و گوشت همراه است. به همین دلیل از خوردن شیر و فرآورده های آن نظیر بستنی، آبمیوه های مخلوط با شیر و شیر موز كه به پاستوریزه بودن شیر آن اطمینان ندارید، باید خودداری کنید. این بیماری قابل انتقال از طریق تماس با فرآورده های لبنی غیر پاستوریزه و خام یا تماس با حیوانات یا ترشحات آنهاست. تب مالت با واكسیناسیون مرتب و نظارت مستمر دام ها قابل كنترل است.
آنفلوآنزای پرندگان
بیماری آنفلوآنزای پرندگان از جمله بیماری هایی است كه طی دو سال گذشته در آسیای جنوب شرقی و برخی كشورهای همسایه مانند تركیه شیوع پیدا كرده است. خوشبختانه در كشور ما اقدامات زیادی برای جلوگیری از تهدیدهای این بیماری صورت گرفته كه منجر به جلوگیری از ورود این بیماری به كشور شده است.
در دو حالت این ویروس به عاملی خطرناك برای انسان ها تبدیل می شود:
نخست اینكه زنجیره ی بیماری به قدری جهش ژنتیكی داشته باشد كه در نهایت قابل انتقال میان انسان ها شود. خوشبختانه تا كنون تمام موارد انتقال، از طریق حیوان به انسان بوده و هنوز هیچ مدركی دال بر انتقال آنفلوآنزای پرندگان از انسانی به انسان دیگر وجود ندارد.
اما احتمال دوم و خطرناك تر ترکیب زنجیره ی بیماری با یك ویروس آنفلوآنزای انسانی است كه بدن را دچار تغییر كرده و سلامت بشر را تهدید كند.
مبارزه با بیماری های مشترك
به اعتقاد كارشناسان بهداشتی، آموزش در كنترل و كاهش بیماری ها نقش مهمی بر عهده دارد، اما به تنهایی كافی نیست، زیرا تا زمانی كه افراد اعتقاد كامل به آگاهی و دانسته های خود نداشته باشند، آموزش بی تأثیر خواهد بود. به كمك مراكز بهداشتی و بهورزها، همچنین از طریق رسانه ها، باید آموزش های لازم به مردم به ویژه روستاییان كه بیشتر در معرض تماس با حیوانات و دام ها هستند، داده شود.
محافظت از مرزها به عهده ی وزارت كشور است، اما سازمان دامپزشكی نیز می تواند با دخالت خود از شیوع بیماری ها در كشور جلوگیری كند.
خریداری دام های ارزان قیمت از كشورهای همسایه سودآور است و بسیاری از بازرگانان به این كار روی می آورند. اقداماتی كه سازمان دامپزشكی پس از ورود دام ها انجام می دهد، شامل سم پاشی، كنه كشی، قرنطینه به مدت 48 ساعت و واكسیناسیون آنهاست. اما این اقدامات نیز نمی تواند در همه ی موارد از ورود بیماری جلوگیری كند. همچنین اعمال نظارت بر تمامی مرزها به خصوص 900 كیلومتر مرز خاكی در شرق كشور، بسیار دشوار است. امید می رود با كمك وزارت بهداشت و سازمان دامپزشكی این قبیل اقدامات در ایران نیز معمول شود.
parand
10-08-2009, 06:57 AM
مهم ترین و متداولترین بیماریهای قابل انتقال بین حیوان و انسان در كشور ما هاری، كیست هیداتیك، تب مالت، سیاه زخم و … است كه می توان به آنها اشاره كرد. البته بیماریهایی همچون جنون گاوی، تب کریمه کنگو و آنفلوآنزای پرندگان را نیز نباید نادیده بگیریم، چرا كه خطر ورود و شیوع آنها همواره ما را تهدید می كند.
تا كنون850 بیماری قابل انتقال بین حیوان و انسان شناسایی شده است. تعجب نكنید این رقمی است كه مطمئناً در سالهای بعد بیشتر و بیشتر خواهد شد.
با توجه به اهمیت این بیماریها، اطلاع رسانی و ارتقای سطح آگاهی جامعه در این زمینه از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اغلب كارشناسان و متخصصان دامپزشكی با بیان این مطلب كه هر روز بر تعداد افرادی كه به نگهداری حیوانات خانگی رو می آورند، اضافه می شود، تأكید می كنند: در تمام جوامع مهم ترین مشكلی كه در این زمینه مطرح می شود، مسئله ی بیماریهای مشترك بین حیوان و انسان است.
به هر حال نگهداری حیوان در منزل بیشتر از آنكه نفع داشته باشد، ضرر دارد. اصولا زندگی انسان و حیوان در كنار یكدیگر با توجه به مسائل بهداشتی نمی تواند ایدهای مناسب باشد. بسیاری از بیماریها بین انسان و حیوان مشترك هستند و به راحتی از حیوان به انسان سرایت می كند.
در بعضی از موارد بیماری خاصی در حیوان می تواند انسان را از پا در آورد. موارد دیگری نیز وجود دارد كه ثابت می كند، حیوان نمی تواند در محیطی زندگی كند كه انسان در آن قدم گذاشته است. به عنوان مثال ریزش موی گربه می تواند حساسیتی خطرناك را در انسان به همراه داشته باشد.
فراموش نكنیم انسان و حیوان وجه مشتركی در بهداشت ندارند، چون حیوان فاقد شعور و درك است و برایش فرقی نمی كند كه در ظرف غذای شما اجابت مزاج كند یا در توالت فرنگی!
مهم ترین بیماریهای قابل انتقال از حیوان به انسان در كشور ما عبارتند از:
* هاری:
بسیاری از مردم بر این باورند كه انسان تنها از طریق گاز گرفتن سگ هار به بیماری هاری مبتلا می شود، در حالی كه گاز گرفتن حیواناتی همچون گربه، خفاش، موش و گرگ نیز می تواند منجر به هاری شود. به تازگی در شمال ایران راكونهای زیادی مشاهده شدهاند كه از طریق كشورهای همسایه ی شمالی وارد جنگلهای ایران شدهاند و خود اینها به عنوان یك مخزن هاری به حساب می آیند.
در مورد هاری بهترین راه پیشگیری واكسیناسیون حیوانات خانگی است. البته در سالهای اخیر برای واكسینه كردن حیوانات وحشی مانند سگهای ولگرد كه به صورت دسته جمعی در اطراف شهرها دیده می شوند نیز اقداماتی صورت گرفته است. به هر حال اگر انسانی توسط حیوانی مشكوك گاز گرفته شد، باید بلافاصله از سرم ضد هاری استفاده شود و به یاد داشته باشید كه تزریق به موقع این سرم می تواند از مرگ فرد جلوگیری كند.
* كیست هیداتیك:
ایجاد كیست هیداتیك در اثر ورود تخمهای انگل اكینوكوكوس (موجود در مدفوع سگ) به دستگاه گوارش انسان صورت می گیرد. این كیستها بسته به اینكه در ریه، كبد، مغز یا هر بافت دیگری ایجاد شده باشند، قادر به بروز عوارض مختلفی هستند و برای برداشتن آنها نیاز به عمل جراحی است.
درمان ضد انگل دورهای حیوان خانگی (سگ)، رعایت بهداشت فردی و نیز ضدعفونی كردن سبزیجات مصرفی از موارد پیشگیری است.
* توكسوپلاسموز(toxoplasmosis):
انگل خونی توكسوپلاسموز در اكثر گربههای ولگرد مشاهده می شود و در صورت خارج شدن گربه ی خانگی از منزل و معاشرت با گربههای ولگرد احتمال آلوده شدن آن بسیار است. چنین گربه ای باید به صورت دورهای تحت درمان باشد. اگر چه در انسان عوارض آن خفیف است، ولی در خانمهای باردار می تواند منجر به سقط جنین شود.
* بیماری خراش پنجه ی گربه:
به طور معمول، زیر ناخن گربه یك سری میكروب وجود دارد كه در صورت چنگ زدن گربه، این میکروب ها از طریق خراش وارد بدن شده و باعث بروز این بیماری می شوند. دراین بیماری انسان تا 3 روز متوالی تب می كند و گاهی نیز دچار تهوع و سردرد می شود.
* سل و تب مالت:
سل و تب مالت(بروسلوز) دو بیماری خطرناك و از جمله بیماریهایی هستند كه برای سازمان دامپزشكی در صدر مهار بیماری ها قرار گرفتهاند. این بیماریها از طریق دام آلوده (خصوصاً گاو و گوسفند) به انسان منتقل می شوند. سل قابلیت انتقال از انسان به انسان (در انواع مختلف) را دارد و باکتری بروسلا باعث ایجاد تب مالت در انسان می شود.
واكسینه كردن دامها علیه این دو بیماری یك طرح ملی است. استفاده از شیر و لبنیات پاستوریزه مهم ترین راه پیشگیری است. اما اگر در جایی ناگریز به استفاده از شیر غیر پاستوریزه باشیم، عمل جوشاندن دقیق شیر كمك زیادی به ما خواهد كرد. فراموش نكنید در فصل تابستان موارد ابتلا به تب مالت بر اثر مصرف بستنیهای غیرپاستوریزه، افزایش می یابد.
* تب طوطی:
تب طوطی نوعی بیماری است كه از طریق پرندگان گروه منقار طوطیها به انسان منتقل می شود. البته دیگر پرندگان نیز در صورت ابتلا به تب روده (به خصوص در تابستان)، با دفع باكتری “سالمونلا” از طریق مدفوع می توانند موجب به خطر افتادن سلامتی انسانها، خصوصا افراد ضعیف و بچهها شوند.
خوشبختانه این بیماری درمان پذیر است و بیشتر در اثر عدم رعایت بهداشت در اماكنی همچون رستورانها به انسان منتقل می شود.
* طاعون و انواع بیماریهای انگلی:
موشها، عوامل باكتریایی و انگلی بسیاری را به انسان منتقل می كنند و باعث ایجاد بیماریهای بعضاً كشنده می شوند و تنها كشتار دستهجمعی این حیوانات به پیشگیری از این بیماریها كمك می كند.
از زمان قدیم انسان هر جا مواد غذایی را نگهداری می كرد، همواره با موشها درگیر بوده است. هرگاه ادرار و مدفوع آلودهی موش با مواد غذایی مورد استفاده ی انسان تماس پیدا كند، موجب ابتلا شخص به بیماریهای مختلف می شود.
منبع : روزنامه اعتماد
parand
10-08-2009, 06:57 AM
مالاريا عفونتي ناشي از يك انگل تك سلولي ، كه از طريق گزش پشه آنوفل ، تزريق خون آلوده ، به طور مادرزادي از مادر به كودك يا استفاده از سوزن مشترك در بين معتادان انتقال مي يابد.
علايم شايع
اولين دوره علايم ذيل معمولاً حدود 30-8 روز پس از گزش پشه بروز مي كند:
سردرد
خستگي
تهوع
لرزش شديد تكان دهنده همراه تب به مدت 24-12 ساعت
تنفس سريع
تعريق شديد همراه با كاهش درجه حرارت دوره علايم مذكور تا هنگام درمان ممكن است هر 3-2 روز تكرار شود. اين بيماري بدون درمان مي تواند سال ها ادامه يابد.
علل
چهار نوع انگل مالاريا وجود دارد؛ اين انگل ها با گزش پشه از فردي به فرد ديگر منتقل مي شوند. پشه پس از گزيدن فرد مبتلا، آلوده به انگل مي گردد. اين انگل در بدن پشه تكثيريافته و با گزش بعدي پشه ، وارد جريان خود فردي ديگر مي گردد. انگل پس از ورود به جريان خون فرد، به كبد مهاجرت كرده و در آنجا به سرعت رشد كرده و تكثير مي يابد. پس از چند روز، هزاران انگل از كبد مجدداً وارد جريان خون شده و گلبول هاي قرمز خون را تخريب مي كند. برخي از انگل ها درون كبد باقي مانده و به تكثير خود ادامه مي دهند و به فواصل معين به داخل جريان خون آزاد مي شوند.
عوامل افزايش دهنده خطر
زندگي در شرايط شلوغ و غيربهداشتي
آب و هواي گرم و مرطوب
مناطق جغرافيايي خاص نظير آمريكاي لاتين ، آسيا و آفريقا.
پيشگيري
استفاده از داروهاي ضدمالاريا قبل از مسافرت به مناطق مالارياخيز و ادامه مصرف اين داروها پس از بازگشت به وطن . آموزش هاي لازم در اين باره را از اداره بهداشت يا پزشك خود مي توانيد دريافت نماييد.
در مناطق داراي پشه فراوان پيشگيري شامل از بين بردن محل هاي تخم ريزي پشه ها، نصب توري پنجره ، استفاده از پشه بند هنگام خواب ، و استفاده از تركيبات دفع كننده حشرات مي باشد.
عواقب موردانتظار
معمولاً با درمان در عرض دو هفته قابل علاج است . مالاريا بدون درمان در افراد دچار فقر تغذيه اي يا افراد داراي مقاومت پايين نسبت به بيماري مي تواند كشنده باشد.
عوارض احتمالي
كم خوني ناشي از تخريب سلول هال قرمز خون
تجمع سلول هاي خوني در داخل عروق كه ممكن است منجر به آسيب مغزي يا كليوي گردد.
درماناصول كلي
- تشخيص اين بيماري بر اساس مشاهده انگل با ميكروسكوپ در نمونه خون گسترده شده بر روي لام ( اسمير خون ) مسجل مي شود.
- در طي ابتلا به مالاريا بيماران بايد خود را در برابر عفونت هاي باكتريايي ثانويه محافظت كنند. شستن دست ها و حمام گرفتن زود به زود در اين زمينه كمك كننده است .
- بيماران بايد محيط زندگي خود را از وجود پشه ها پاكسازي كنند و بدين وسيله مانع سرايت بيماري خود به ديگران شوند.
- بستري در بيمارستان در موارد شديد ممكن است لازم گردد.
- همه موارد ابتلا به مالاريا بايد به اداره بهداشت محلي اطلاع داده شود.
داروها
داروهاي ضدمالاريا جهت از بين بردن اين انگل
فعاليت
تا برطرف شدن تب و لرز در بستر استراحت كنيد. با بهبود علايم به تدريج فعاليت طبيعي خود را از سر بگيريد.
رژيم غذايي
رژيم خاصي نياز نيست . تا زمان بهبود از مكمل هاي مواد معدني و ويتامين ها استفاده كنيد.
در اين شرايط به پزشك خود مراجعه نماييد
اگر شما يا يكي از اعضاي خانواده تان داراي علايم مالاريا باشند.
- تداوم ضعف به مدت طولاني پس از حمله بيماري . اين عارضه ممكن است حاكي از كم خوني بيمارباشد.
- عود علايم پس از درمان
- اگر دچار علايم جديد و غيرقابل توجيه شده ايد.داروهاي تجويزي ممكن است با عوارض جانبي همراه باشند.
vBulletin® v3.8.7, Copyright ©2000-2013, Jelsoft Enterprises Ltd.